ابتدای هفته جاری دلار وارد کانال ۳۶هزار تومانی شد و روز گذشته مجدداً در بازار آزاد با برگشت به کانال ۳۵هزار تومان این سؤال را در بین افکار عمومی ایجاد کرد که چرا نرخ ارزی که تقریباً در دولت سیزدهم به رغم عدماحیای برجام با ثبات همراه بود، طی روزهای اخیر با نوسان مواجه شده است ابتدای هفته جاری دلار وارد کانال ۳۶هزار تومانی شد و روز گذشته مجدداً در بازار آزاد با برگشت به کانال ۳۵هزار تومان این سؤال را در بین افکار عمومی ایجاد کرد که چرا نرخ ارزی که تقریباً در دولت سیزدهم به رغم عدماحیای برجام با ثبات همراه بود، طی روزهای اخیر با نوسان مواجه شده است. برخی کارشناسان بر این باورند این رخدادها به ناآرامیها در کشور و خباثت طرفهای غربی در وضع تحریمهای احتمالی ربط دارد، در عین حال برخی تحلیلگران نیز بر این باورند بازار ارز روند طبیعی خود را طی میکند و شوک فعلی شاید اتفاقی بود که باید میافتاد، زیرا دولت گذشته بین بازار ارز و مذاکرات هستهای گرهی ایجاد کرده بود که دولت سیزدهم یک سالی میشود این گره ارتباطی را جدا کرده، اما بخشی از جامعه ارتباط فکری و نظری و انتزاعی بین نتیجه برجام و نرخ ارز داشتند که با یک شوک زودگذر این طلاق ارتباطی بین این دو موضوع رقم خواهد خورد، از این رو شوک بازار ارز را طبیعی تحلیل میکنند و بر این باورند به زودی بازار ارز به روند طبیعی خود بازمیگردد.
اگر به خاطر داشته باشیم رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار دولتمردان با ایشان دو توصیه به دولت داشتند؛ اول آنکه حل مسائل اقتصاد ایران را به نتیجه برجام گره نزنند و دوم آنکه برای حل مسائل اقتصادی به دنبال راهکارهای اساسی و بنیادین باشند.
بررسی عملکرد دولت سیزدهم در ماههای سپریشده از عمر دولت نشان میدهد دولت حساب مدیریت اقتصاد ایران را در عمل از ماجرای برجام جدا کرده است و همانند دولت قبل برای حل مسائل به راهکارهای مسکنوار متوسل نمیشود.
در تأیید این ادعا باید گفت دولت قبل به شکل متواتر برای ممانعت از ورود نقدینگی به بازار ارز از خبر احیای عنقریب برجام استفاده میکرد یا برای پوشش هزینههای جاری به امید احیای برجام و رفع تحریمها و آزادسازی ارزهای بلوکهشده از منابع صندوق توسعه ملی و همچنین انتشار اوراق بدهی در حجم قابل ملاحظه و خلق نقدینگی چه از ناحیه ماشین چاپ پول بانک مرکزی و چه از ناحیه نظام بانکی کمک میگرفت که دردسر استفاده از این راهکارهای غیرمؤثر برای اداره کشور عملاً گریبانگیر دولت سیزدهم شد.
شاید باورش برای بسیاری از دولتمردان گذشته امکانپذیر نبود که دولت سیزدهم بتواند بدون احیای برجام کشور را اداره کند، ولو با تورمهای دورقمی که بخشی از این تورم به دلیل بدهیهای بر جای مانده از دولت گذشته و تورم جهانی و بیماریهای مزمن اقتصاد ایران به ویژه در ناترازی بودجه و بانکهاست، از سوی دیگر برای همان دولتمردان عجیب است که دولت سیزدهم چطور توانست بدون مانور خبری روی ماجرای احیای برجام مانع ورود نقدینگی رشدیافته سرگردان به بازارهایی، چون ارز شود.
حقیقت امر آن است که دولت گذشته چنان همه چیز و از همه مهمتر افکار عمومی را به ماجرای مذاکرات هستهای گره زده بود که عمل به دو توصیه مذکور رهبر معظم انقلاب مطمئناً به این سادگیها نبود، اما شواهد نشان میدهد دولت سیزدهم با تمام سختیها توانسته است هم کشور را بدون ماجرای مذاکرات هستهای اداره کند ولو با تورم و هم اینکه راهکارهای بنیادین را برای حل مسائل اقتصاد ایران بهکارگیری کند که نشانه آن ثبات تقریبی نرخ ارز تا همین چندی پیش بود، البته حتماً نارساییها و اشکالاتی هم وجود دارد که هیچ عاقلی آن را کتمان نمیکند، اما قابل پیشبینی بود که بعد از آنکه تحریمکنندگان متوجه تغییر رویکرد دولت سیزدهم در حل مسائل اقتصادی و همچنین مقاومت و پایداری در احقاق حقوق ملت ایران در ماجرای هستهای شوند، از کوره دربروند و به دلیل اطلاع و پیشبینی از آینده اقتصاد ایران و کاهش و پایان اثرگذاری تحریمها در اقتصاد ایران، زیر میز مذاکرات بزنند و به شکل غیرحرفهای هم مسیرهای ناآرامسازی ایران و اطراف ایران را پیگیری کنند و هم اینکه با تشدید تحریمها و اعلام این موضوع که دیگر مذاکرات هستهای اولویتشان نیست، بخواهند ایران را در ابعادی جدید تحت فشار قرار دهند.
هر چند دولت مدتهاست حساب اداره اقتصاد ایران را از ماجرای برجام به توصیه رهبر معظم انقلاب جدا کرده است و امریکاییها خوب درک میکنند که رودست خوردهاند، اما نکته این است که در دولت گذشته آنقدر مانور خبری روی عواید ناشی از مذاکرات هستهای داده شده بود که اقشار مختلف جامعه در انتظار احیای برجام بودند. حال که امریکاییهای دیکتاتور عملاً زیر میز گفتگوها زده و مدعی شدهاند مذاکرات هستهای در اولویتشان نیست و مسیرهای دیگری را برای فشار بر ایران برگزیدهاند، طبیعی است در بازارهایی، چون ارز شوک تورمی توهمی ایجاد شود و سپس بازار به روند طبیعی خود بازگردد.
برای برخی تحلیگران قابل پیشبینی بود که امکان دارد انتظارات احیای برجام در داخل کشور با اعلام علنی رویکردهای غیرسازنده امریکا در مذاکرات هستهای به انتظارات تورمی در بازار ارز تبدیل شود که این موضوع تقریباً توهمی و گذراست، زیرا دولت مدتهاست حساب اقتصاد و بازار ارز را از نتیجه مذاکرات هستهای جدا کرده و راهکارهای اقتصادی را برگزیده است که ثبات در اقتصاد کمکم نمایان خواهد شد، اما بالاخره بعد از هشت سال پیوندی که دولت قبل با برجام برقرار کرده و همه چیز را به نتیجه مذاکرات گره زده بود و بخشی از مردم نیز از منظر روانی در انتظار احیای برجام به سر میبردند، با اخلال در این انتظار شوکهای تورمی به بازارهایی، چون ارز ایجاد شود، البته برخی کارشناسان اقتصادی نیز نوسان قیمتی بازار ارز تا مرز ۳۶ هزار تومان و سپس بازگشت به نرخ پایینتر را ناشی از پروپاگاندای خبری پیرامون ناآرامیها میدانند که همزمان با ناکامی غربیها در توسعه این ناآرامیها تلاش میکنند ثبات اقتصاد ایران را هدف قرار دهند، مصداق این ادعا آن است که یکباره روند درازمدت بازار سرمایه برای رسانههای فارسیزبان غربی جالب شد و شروع کردند به پوشش گسترده روند اصلاحی بورس و ارتباط دادن این رویداد به ناآرامیها در صورتی که آگاهان و مطلعان و کارشناسان بازار سرمایه میدانند که پیش از این نیز بازار سرمایه روند اصلاحی داشت ولی رسانههای مذکور اشارهای به آن نمیکردند، در این میان از بد حادثه زمانی که رسانههای مذکور تلاش میکنند روند اصلاحی بازار سرمایه را به ناآرانیها ربط بدهند، به یکباره بازار سرمایه دچار رشد میشود چراکه قیمت بسیاری از سهمهای موجود در بازار سرمایه به باور، اذعان و تحلیلهای تکنیکال و بنیادی به ارزندگی و «پیبه ای» بسیار مناسب رسیده، از این رو طبیعی است که شکارچیان پیش رو در حوزه سرمایه گذاری که عموماً در خدمت حقوقیهای بازار هستند، اقدام به سرمایهگذاری در بازار کنند، به این ترتیب رفتار اتاق فکر رسانههای معاند نشان میدهد آنها قصد دارند حالا که ناکامی در توسعه ناآرامیها را درک کردهاند، روی وقایع طبیعی در حوزههای اقتصادی موجسواری کنند و هر رویدادی را به عملکرد خود ربط دهند.
سخنگوی بازار متشکل ارزی: هیچ کمبود ارزی نداریم
مسعود توکلی، سخنگوی بازار متشکل ارزی در گفتگو با فارس، در مورد بازار متشکل ارزی گفت: واقعیت این است که کمبودی در ارز نداریم و محدودیتی برای منابع ارزی وجود ندارد، اما مشکل این است که متقاضیان متفرقه ارز اطلاعی از وجود صرافیهای عضو بازار متشکل ارزی که به بیش از ۳۵۰ صرافی میرسد ندارند، در نتیجه جلوی برخی صرافیهایی که به صورت سنتی ارز ارائه میکردند، صف میکشند. طوی همچنین گفت: بیش از ۱۲۰ صرافی برای ارائه ارز در تهران وجود دارد، در حالی که خریداران متفرقه ارز، فقط جلوی برخی صرافیها در اطراف میدان فردوسی یا خیابان فردوسی صف میکشند.
سخنگوی بازار متشکل ارزی ادامه داد: راهاندازی سامانه مدیریت بازار متشکل معاملات ارز به نشانی https://www. ice. ir برای این است که مردم بتوانند از طریق سامانه تقاضای خود را برای خرید ارز ثبت کنند و کسانی که تقاضای خود را ثبت میکنند، در اولویت معاملات ارز قرار میگیرند و بدون تشکیل صف میتوانند ارز مورد نیاز خود را از صرافیها دریافت کنند. وی در مورد اینکه چه میزان معاملات در سامانه متشکل ارزی ثبت میشود، گفت: به طور متوسط روزانه بین ۱۸ تا ۲۰ میلیون دلار و در برخی روزها تا ۲۶ میلیون دلار در سامانه بازار متشکل ارز به نرخ توافقی معامله میشود و روز گذشته به میزان ۲۰ میلیون دلار در این سامانه ارز به نرخ توافقی خرید و فروش شد، البته در سامانه مذکور، خریدار و فروشنده، صراف هستند، یعنی صراف خریدار نرخ ارز را یکدرصد زیر قیمت بازار متشکل از صادرکننده و دارنده ارز خریداری میکند و با یک درصد سود، به صراف دوم میفروشد. توکلی در پاسخ به این پرسش که چرا اصولاً سهمیه ارز کارت ملی برای مردم در نظر گرفته میشود، گفت: قانونگذار پیشبینی کرده است.