دکتر روانشناسی که با همدستی یکی از بیمارانش، شوهرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بودند، به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشوند.
به گزارش جوان، ۹ خردادماه ۱۴۰۰ به مأموران پلیس تهران خبر رسید مرد جوانی با شلیک گلوله کشته شده است. بعد از اعلام این خبر، مأموران به محل حادثه در خیابان ستارخان رفتند و با جسد مرد ۴۵ سالهای به نام امیر روبهرو شدند که هنگام رفتن به محل کار با شلیک فرد ناشناسی کشته شده بود. با حضور بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان اداره پلیس پایتخت، جسد به پزشکی قانونی فرستاده شد و تحقیقات برای یافتن عامل یا عاملان این حادثه به جریان افتاد. مأموران در نخستین گام از تحقیقات خود، همسر مقتول به نام مریم را که دکترای روانشناسی داشت مورد تحقیق قرار دادند. با اطلاع از اختلافات دنبالهدار آن زن با شوهرش و بررسی فهرست مکالمات تلفنی او بود که مأموران به ارتباط مریم با یکی از بیمارانش به نام رامین پی بردند.
با به دست آمدن این اطلاعات، رامین ۳۵ ساله شناسایی و بازداشت شد. او در همان بازجوییهای اولیه به قتل امیر اعتراف کرد و در روند بازجویی گفت: «هشت سال پیش با همسرم ازدواج کردم و حاصل این زندگی یک پسر هفت ساله بود. زندگی خوبی داشتیم، اما بعد از چند سال زندگی مشترک به اختلاف خوردیم و همیشه درگیری داشتیم. به دنبال حل مشکل زندگیام بودم که به پیشنهاد یکی از دوستانم از خانم دکتر وقت مشاوره گرفتم. همراه همسرم چند جلسه پیش خانم دکتر رفتیم، اما فایدهای نداشت و همسرم طلاق گرفت و رفت.»
متهم در ادامه گفت: «در مدت مشاوره به خانم دکتر علاقهمند شدم. با جدایی از همسرم این علاقه بیشتر شد تا اینکه حرفها و درددلهای خانم دکتر هم شروع شد. او همیشه میگفت از زندگیاش راضی است، اما بعد از مدتی حقیقت زندگی خود را برملا کرد و گفت زندگی خوبی ندارد و از آن راضی نیست. میگفت شوهرش هیچ اعتقاد و مذهبی ندارد، به همین خاطر قصد جدایی دارد، ولی شوهرش راضی به طلاق نیست. علاقه ما دو طرفه شده بود که تحریکهای مریم نیز شروع شد. او مدام مرا وسوسه میکرد تا شوهرش را حذف کنیم و او را به قتل برسانیم. من مخالفت میکردم تا اینکه این وسوسهها مرا فریب داد و قرار شد با همدستی مریم، شوهرش را به قتل برسانیم.»
متهم در خصوص قتل گفت: «مریم گفته بود شوهرش هر روز صبح زود به محل کار میرود. طبق نقشه قرار شد روز حادثه هنگام رفتن امیر به محل کار، او را به قتل برسانم. برای انجام نقشه، اسلحه و سه تیر جنگی تهیه کردم و مقابل خانهشان منتظر ماندم. وقتی امیر از پارکینگ خانه بیرون آمد او را در فرصتی مناسب با شلیک گلوله به قتل رساندم و بلافاصله از محل گریختم.»
با اقرارهای متهم، مریم ۳۵ ساله بازداشت شد. او تحت بازجویی قرار گرفت، اما جرمش را گردن نگرفت و در توضیح به مأموران گفت: «من مراجعهکنندگان زیادی داشتم و رامین هم یکی از آنها بود. خیلی تلاش کردم مشکل زندگی او را حل کنم، اما همسرش راضی به ادامه زندگی نشد و آنها از همدیگر جدا شدند. رامین بعد از جدایی احساس تنهایی میکرد، من قصد داشتم به او کمک کنم، به همین خاطر پای درددلش نشستم تا فهمیدم او به من علاقهمند شده است. بعد از آن بود که گفتم متأهل هستم و یک پسر ۱۹ ساله و یک دختر ۹ ساله دارم. در این مدت فقط یکبار به او گفتم شوهرم مردی بیاعتقاد است و همیشه مرا مسخره میکند. باور کنید پیشنهاد قتل ندادم و او خودش تصمیم به کشتن شوهرم گرفت.»
بعد از ثبت این اظهارات، مأموران فرزندان مقتول را مورد تحقیق قرار دادند که آنها در اظهاراتشان رابطه مادرشان را با آن مرد تأیید کردند، ولی اظهارات مادرشان درباره بیاعتقادی پدرشان را تأیید نکردند.
با کامل شدن تحقیقات، رامین به اتهام قتل و خرید سلاح جنگی و زن جوان هم به اتهام معاونت در قتل راهی زندان شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
به این ترتیب متهمان بعد از تعیین شعبه به زودی در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه خواهند شد. این در حالی است که فرزندان مقتول درخواست قصاص را مطرح کردهاند.