هفته یازدهم رقابتهای لیگ برتر تحت تأثیر حادثه تروریستی شیراز برگزار شد، اما خبری از مچبند مشکی نبود. شادی بعد از گل هم مطابق معمول رواج داشت. بیشتر فوتبالیستها استوری هم نگذاشتند یا بدون هیچ توضیح اضافهای یک کلمه «تسلیت» را روی یک صفحه سیاه استوری کردند. درست برخلاف روزها و هفتههای قبل، اما آنان حقیقتاً برای شیرازیهایی که در حرم شاهچراغ خونشان به درودیوار پاشید، غصهدار بودند و دلشان خون بود، هر ایرانی اینگونه است و هر انسانی از کشتهشدن مظلومانه انسانهای دیگر آن هم با دستور و حمایت صفاکترین مزدوران سعودی دلش خون و قلبش شکسته میشود.
تنها دلیل اینکه فوتبالیستها اینبار مچبند سیاه نبستند و فضای مجازیشان را سیاه نکردند و بعد از گل هم شادی معمولشان را کردند، این بود که این بار از این جهت تحتفشار نبودند، اما از جهت مقابل همچنان چرا! یعنی کسی از ملت بزرگوار ایران آنها را تهدید نکرد که باید واکنش نشان دهید، اما از طرف تروریستهای رسانهای بیبیسی و ایراننال همچنان آنان را تهدید به از دستدادن دنبالکنندگانشان در صورت نمایش عزاداری گسترده برای مظلومان حرم میکنند.
این بود که وقتی اینبار مردم بزرگوار ایران فوتبالیستها را برای چند دنبالکننده و یک محبوبیت کاذب زیرفشار واکنش زوری قرار ندادند، آنان با خیال جمع نه مچبندی بستند و نه شادی بعد از گل را ترک کردند. آری اینچنین است داستان ما!