حکایت زندگی بعضی از ما اینگونه است: میپوشیم برای دیگران، میخریم برای دیگران، سفر میرویم برای دیگران، ازدواج میکنیم برای دیگران، تحصیل میکنیم برای دیگران، شغل انتخاب میکنیم برای دیگران و این چرخه برای کسانی که در دام چشم و همچشمی افتادهاند ادامه دارد. کجای این زندگی را برای دل خود آزادانه انتخاب کردیم؟! کجای روزها و شبها تصمیمی گرفتیم که در آن نظر دیگران ملاک و معیار انتخابمان نبود؟! کجای زندگی فارغ از رد و تأیید دیگران مسیر دلخواه خود را در پیش گرفتیم؟! و سؤال این است که تا کجا میتوان دیگران را مبنای انتخاب خود قرار داد؟!
همه ما کم و بیش درگیر این موضوعات شدهایم؛ انتخابها و تصمیماتی که نظر دیگران در آن دخیل بوده است. انتخابهایی که برای نمایش آن به انتظار رد و تأیید دیگران نشستیم و همه سعیمان بر این بوده تا مُهر تأییدی پای آن انتخاب بنشیند.
زندگی کردن برای دیگران تا حدی جلو رفت که همه چیز در مقام خودنمایی درآمد و مابقی موضوعات در حاشیه آن قرار گرفت. در نهایت این خود ما بودیم که به مرور درگیر دیدن برتریهای دیگران و نمایش برتریهای خود شدیم. درست حدس زدید، درباره یک بیماری اجتماعی صحبت میکنیم که نام چشم و همچشمی است.
اسم چشم و همچشمی که میآید همه از عروسی لاکچری و خرید جهیزیه و... مینویسند. این تنها بخشی از ماجراست که البته کم هم نیست؛ اما جزییتر که دقت کنیم، روزمرگیهای همه ما درگیر چشم و همچشمی شده است. روزمرگیهایی که ما را از خود واقعی دور کرده و مانع از این میشود حتی چند ساعت برای خود زندگی کنیم. مدام درگیر مقایسه داشتههای خود با داشتههای دیگران میشویم. قیاسهایی که یا منجر به قضاوت، یا تهمت، یا حسادت میشود. در این قیاسها تلاش میکنیم تا بیدلیل و بادلیل در رقابتی نفسگیر به داشتههای به قول معروف چشمکورکن خود اضافه کنیم، بلکه به چشم دیگران بیاییم. در زاویهای دیگر سعی میکنیم داشتههای خود را ارتقا دهیم تا در چشم دیگران پررنگتر جلوه کند، در حالیکه شاید با کمتر از آن هم زندگیمان سپری شود. تازه این بهترین حالت ماجراست. چشم و همچشمی وقتی نگران کننده میشود که اصل زندگی در حاشیه آن قرار بگیرد. یعنی اولویتها تغییر کند و به جای پرداختن به اصول، فرعیات جایگزین شود. چه بسیار افرادی که با هزینههای هنگفت پای مهمانیها و جشنها و خرید وسایل لاکچری برای منزل، از ضرورتهای مهم زندگی خود میگذرند. ضرورتهایی همچون داشتن خانه مناسب و معقول، اما برای به چشم آمدن در نظر دیگران از اصل میگذرند تا به فرعی که در نظر دیگران مهم است برسند.
البته قیاسکردن اگر موجب پیشرفت در زندگی شود خیلی هم عالی است، چراکه مقایسه به ما امکان شناخت بیشتر از خود میدهد. نکته مهم اینجاست اگر این مقیاس بر مبنای استانداردهای دیگران تعریف شود منجر به چشم و همچشمی میشود.
یکی از بهترین راه حلها برای کنار آمدن با مشکل چشم و همچشمی، تمرکز روی اهداف و موفقیتهای شخصی است. با این شیوه به اهداف و امیدهای خود دل میبندید نه آنچه دیگران میخواهند، و به این ترتیب فرصتی برای رقابت منفی پیدا نخواهید کرد.