دیدار پورتو- بایرلورکوزن در لیگ قهرمانان اروپا میتوانست مصافی جذاب و خاطرهانگیز برای فوتبال ایران باشد، اما نه درست زمانی که قرار بود سردار آزمون برای رویارویی با طارمی به عنوان یار تعویضی راهی میدان شود، متوجه مصدومیتی شد که او را از حضور در جام جهانی قطر محروم کرد.
مصدومیت مهاجم ایرانی بایرلورکوزن بدترین اتفاقی بود که میتوانست در آستانه جام جهانی برای تیم ملی فوتبال ایران رخ دهد.
بله، بدون شک عدم حضور سردار در جام جهانی کار تیم ملی را سخت میکند، اما اسم این رخداد را نمیتوان اتفاق گذاشت.
سردار نمایش خوبی در اردوی اتریش داشت و در مصاف با سنگال نیز تک گل ایران را به ثمر رساند. چه میشود که در اندک زمانی کوتاه بعد از بازگشت به تمرینات بایرلورکوزن با مصدومیتی شدید (پارگی فیبر عضلانی) مواجه میشود؟
خب این دلیلی کاملاً علمی دارد. دوگانگی متدولوژی تمرین باشگاهی (بایرلورکوزن) با تمرینات تیم ملی در اردوی اتریش باعث ایجاد این مصدومیت شده است. مهاجم لورکوزن از سطح نخست فوتبال دنیا در آلمان که اوج تکنولوژی تمرینات میدانی فوتبال دنیا را دارد و شاید تنها انگلیس بتواند از این لحاظ به گرد پای آن برسد، راهی اردوی چند روزه تیم ملی در اتریش میشود؛ اردویی تدارکاتی با دو بازی دوستانه سنگین آن هم با فاصله زمانی اندک که فشار زیادی هم روی بازیکنان ایجاد میکند و سپس بازگشت به تمرینات تیمی که از لحاظ علم متدولوژی تمرین، آمادگی جسمانی و ایدئولوژی ورزشی تفاوت بسیار دارد با تمریناتی که در اتریش انجام شده، با این شرایط رخ دادن این گونه مصدومیتها خیلی هم عجیب نیست.
یعنی در واقع دوگانگی متدولوژی تمرینات تیم ملی با تیم باشگاهی سردار باعث رخ دادن این مصدومیت شده است نه فشردگی اردوی تمرینی و بازیهای دوستانه ایران؟
یک پروفسور معروف به تازگی در مقالهای عنوان کرد که هر آمادگی جسمانی بعد از ۱۱ تا ۱۴ روز، در هر اندازهای که باشد شروع به افت میکند. با توجه به این مقوله، هرگونه عدم تمرین یا تمرین اشتباه بعد از این ۱۴ روز، میتواند بدن را در آستانه مصدومیت قرار دهد. سردار بعد از حضور در اردوی تیم ملی نمیتواند تمرینات لورکوزن را انجام دهد. در عین حال دو بازی دوستانه با فاصله زمانی اندک را هم پشت سر میگذارد که این باعث نوسانات تمرینی، فشار و خستگی عضلانی میشود که با عدم ریلکسیشن یا عدم ریکاوری مناسب بین دو بازی میتواند افت بدنی او را به دنبال داشته باشد.
بعد از خبر مصدومیت اللهیار صیادمنش، مصدومیت آزمون شوکی بزرگ به فوتبال ایران بود، اما فکر میکنید با توجه به حضور این بازیکن در آلمان و علم بهروز این کشور بتوان امیدی به بازگشت مهاجم تیم ملی داشت؟
اگر فیبر عضلانی آسیب دیده باشد طی دوسه هفته ترمیم میشود، اما اگر آسیبدیدگی و پارگی به غلاف عضلانی کشیده شده باشد، ترمیم آن تقریباً پنج هفتهای زمان میبرد که سه هفته نیز مراحل اولیه برای آمادهسازی بازیکن برای بازگشت به میدان است. بازپروری بازگشت به حالت اولیه نیازمند سه هفته فیزیوتراپی، آبدرمانی، کشش و دویدن ساده است، ولی عدم طی کردن این مراحل میتواند عواقب بدی در پی داشته باشد، یعنی اگر برای رساندن سردار عجله کنند، ممکن است او در جام جهانی نیز بازی کند، اما در بازگشت مجدد به تمرینات باشگاهی مجدداً دچار پارگی غلاف میشود که این به معنی پایان فوتبال آزمون خواهد بود.
این مسئله میتواند دلیل اصلی نارضایتی باشگاهها برای حضور بازیکنان آنها در فیفادیها باشد؟
صددرصد. این گونه مصدومیتها ناشی از تمرینات نامناسب و تغییر یا تفاوت متدولوژی تمرین است که بدن نمیتواند خودش را به سرعت با آن تطبیق بدهد، به همین دلیل است که باشگاههای بزرگ دنیا در زمان عقد قرارداد به این مورد خاص تأکید دارند بازیکن نمیتواند در تمام فیفادیها حضور داشته باشد و این حضور معمولاً به یک یا دو فیفادی محدود میشود و در بازگشت نیز از بازیکن به طور کامل در بازیهای اولیه استفاده نمیشود و این احتیاط چیزی حدود دو هفته تا ۱۵ روز زمان میبرد تا از مصدومیت احتمالی بازیکن ممانعت کند. این مسئله، اما تنها به فیفادیها محدود نمیشد. شما نگاه کنید بازیکنی مثل مسی هم که از بارسا به پاریسن ژرمن میرود، سه چهار ماه اول با احتیاط کار میکند و سپس میتواند به بهترین گلزن تبدیل شود چراکه برای بدن او هم زمان لازم است با تاکتیک، روش و متد تیم جدید آشنا شود و بتواند خود را با این متدولوژی جدید تطبیق دهد.
پس با این حساب نمیتوان حوادث را در مصدومیتهای بازیکنان در آستانه رقابتهای حائز اهمیتی، چون جام جهانی فوتبال دخیل کرد؟
حوادث، آسیب بیرونی است، اما مصدومیتهایی، چون پارگی عضله درونی است که نوع تمرینات باعث آن میشود. شما نگاه کنید مثلاً بازیکن دچار پارگی عضله میشود. کسی نیامده عضله او را از دو سر بگیرد و بکشد که این در اثر جمع بودن عضلات او در یک انقباض دایمونیک انجام میشود. عضله در دامنه انقباض محدودیت داشته و در نهایت پاره شده است. مثل بند رختی که بیش از اندازه روی آن لباس آویزان شود. در تمریناتی که مربیان آمادگی جسمانی میدهند، میدانند با تمرینی که میدهند، دامنه ارتجاع عضله را زیاد میکنند. در نتیجه در یک متدولوژی خاص، این گونه موارد به ندرت رخ میدهد، اما حالا مربیای داریم که بدون هیچ گونه محاسبهای، به بازیکن میگوید یک پا جلو، یک پا عقب، یک بار ۱۰ ثانیه و بار دیگر ۲۰ ثانیه شمارش میکند. همسترینگ روی کشش کار میکند بدون اینکه زمان، میزان و دامنه کشش و منحنی اعداد و ارقام در نظر گرفته شود و صرفاً به آن به چشم گرم کردن نگاه میکند و به همین راحتی مشکلاتی رخ میدهد که ما از آن به عنوان بدبیاری و بدشانسی یاد میکنیم.
با این شرایط انجام بازی دوستانه تیم ملی درست قبل از آغاز جام جهانی در قطر نمیتواند برای تیم ملی سودمند باشد؟
این برنامه میتواند سودمند باشد، اما به شرطی که قوانین نانوشته بازی دوستانه را رعایت کنیم، یعنی به بازی تدارکاتی به چشم بازی واقعی نگاه نکنیم. واقعی تکل نزنیم، واقعی عصبانی نشویم تا باعث ریزمصدومیتهایی نشویم که دیده نمیشود. در هر بازی یکونیم بازیکن مصدوم میشوند؛ مصدومیتهایی که دیده نمیشود، اما مثل کارت زرد دوم در بازی میماند که به همان اندازه میتواند خطرناک باشد، وقتی با کوچکترین اتفاقی اخراج و ۱۰ نفره شدن تیم را به دنبال دارد.