محمد متوسلانی میگوید بعد از آنکه در سال ۱۳۶۴ «کفشهای میرزا نوروز» را ساخت، به دنبال تولید فیلمی از رمان مشهور «سووشون» بوده و حتی اجازه اقتباس آن را از سیمین دانشور میگیرد، اما حالا سالها گذشته و این آرزو برآورده نشده است. محمد متوسلانی میگوید بعد از آنکه در سال ۱۳۶۴ «کفشهای میرزا نوروز» را ساخت، به دنبال تولید فیلمی از رمان مشهور «سووشون» بوده و حتی اجازه اقتباس آن را از سیمین دانشور میگیرد، اما حالا سالها گذشته و این آرزو برآورده نشده است.
درحالیکه نرگس آبیار پس از آغاز فیلمبرداری سریال نمایش خانگی در اقتباس از سووشون اثر ماندگار سیمین دانشور سه روز پیش مجوز ساخت فیلمی سینمایی از این اثر را نیز از سازمان سینمایی دریافت کرد تا اولین فیلمسازی باشد که بهطور جدی وارد فاز اجرایی تولید فیلم درباره این رمان میشود، محمد متوسلانی حالا به ذکر خاطرات خود از تلاش نافرجامی پرداخته که پس از دریافت اجازه از مرحوم دانشور جهت تولید فیلم براساس رمان وی کلید زده بود. محمد متوسلانی به واسطه همسرش زندهیاد میهن بهرامی - نویسنده، منتقد و نقاش - ارتباط خانوادگی با سیمین دانشور داشت و قراردادی را برای ساخت فیلم «سووشون» با نویسنده این رمان به امضا رساند، قراردادی که الان در موزه جلال و سیمین نگهداری میشود: «من خیلی کوشش کردم فیلمی را از رمان «سووشون» بسازم. با تهیهکنندههای مختلفی صحبت کردم، حتی با تلویزیون مذاکره کردم که نسخه سریالی آن ساخته شود، ولی هیچکدام به نتیجه نرسیدند. ساخت اثری تصویری از «سووشون» خیلی سخت بود، چون هزینه ساخت آن بسیار زیاد میشد. ضمن اینکه به هر حال روی فیلم و داستان حساسیت زیادی هم وجود داشت و باید با دقت کار میشد. این چیزی نبود که آن را شروع کنیم بعد در میانه راه به مشکل بخوریم و بخواهیم از بخشهایی کوتاه بیاییم یا کار را سرسری تمام کنیم. ساخت فیلم از «سووشون» مسئولیت سنگینی داشت و در نهایت شرایط برای من مهیا نشد.» با این حال آنطور که متوسلانی به ایسنا میگوید در همان دورانی که او مجوز ساخت فیلم را از سیمین دانشور گرفته بود افراد دیگری هم تمایل به ساخت داشتند: «یکی از کسانی که میخواست از این داستان فیلم بسازد یک کارگردان ایتالیایی بود که آقای مهاجرانی، وزیر وقت فرهنگ واسطه بود و به خانم معرفی کرد. خانم هم به من گفتند و، چون میدانستم اینجا تهیهکننده پیدا نمیشود، به دنبال این بودم که ایشان موافقت کنند تا آن کارگردان ایتالیایی اجازه ساخت بگیرد، ولی همسرم که در آن زمان قرار بود در پروژه با من همکار باشد و بخش زیادی از طراحیها بر عهدهاش بود به خانم گفته بود که موافقت نکند و ایشان هم اجازه ندادند.» متوسلانی ادامه میدهد: «در یک زمان دیگر هم آقای داوود ملاپور، کارگردان فیلم «شوهر آهو خانم» که فکر میکنم هنوز در لندن باشد با من تماس گرفت و میخواست این فیلم را بسازد که مخالفتی نداشتم و با خانم صحبت کردم. آقای ملاپور نمایندهای در تهران داشت به نام آقای محمد بلوری که نویسنده مطبوعات بود. آنها آمدند و قراردادی با خانم دانشور بستند. در واقع من انصراف دادم و قرارداد با آنها منعقد شد، اما آقای ملاپور هم نتوانست فیلمی از «سووشون» بسازد و فیلمنامهای را هم که آقای بلوری نوشت، نپسندید. در یک مقطع هم خانم رخشان بنیاعتماد میخواست این فیلم را بسازد که نشد. یکبار هم در همان دورانی که خودم به دنبال ساخت فیلم بودم، آقای فرمانآرا پیغام داد که میخواهد این داستان را بسازد و حتی به من پیشنهاد داد که نقش یوسف را خودم بازی کنم، ولی گفتم میخواهم خودم فیلم را بسازم. خلاصه که ماجراهای زیادی را پشت سر گذاشتیم تا امروز که نمیدانم خانم آبیار امتیاز ساخت فیلم از این کتاب را از چه کسی گرفتند، چون تا جایی که میدانم یک قرارداد مکتوب بین خانم دانشور و آقای ملاپور وجود داشت و پولی هم رد و بدل شده بود. این مورد را خانم دانشور به من سپرده بودند که برای یکبار استفاده از داستان برای ساخت فیلم مبلغ ۲۰میلیون تومان را پیشنهاد دادم. ۱۰میلیون تومان داده شد و قرار بود ۱۰میلیون تومان دیگر هم موقع شروع فیلم داده شود، ولی قرارداد همانطور باقی ماند و خبر ندارم بعدها دیگر چه اتفاقی افتاد. در نهایت هم ساخت این فیلم برای من آرزویی شد که متأسفانه شرایط آن پیش نیامد.»