در دوران دفاع مقدس انسانهای بزرگ و منحصربهفردی وجود داشتند که عموم مردم با بزرگی عظمت آنها آشنا شدند. امیر غضنفرآذر، یکی از همین افراد بود که تعصبش به وطن و شجاعت و تبحرش در جنگآوری به الگویی برای دیگران تبدیل شد. این فرمانده ارتش در سختترین شرایط همواره پرقدرت و با روحیه ظاهر میشد و هیچ چیزی نمیتوانست مانع او شود.
امیر سرتیپ آذرفر در سال ۱۳۳۹ به استخدام ارتش درآمد و پس از گذراندن دوران دانشکده افسری در لشکرهای کردستان و لرستان به عنوان فرمانده دسته مشغول خدمت شد و با گذراندن دورههای هوابرد و تکاور در داخل کشور با درجه ستوانی برای طی دورههای تکمیلی نظامی به خارج از کشور اعزام شد. او دورههای تکاور، هوابرد و جنگهای ویژه شامل جنگهای نامنظم، عملیات ویژه گریز، فرار و جنگهای روانی، دورههای جنگ در کوهستان شامل زیست در کوهستانهای بلند و برفگیر، اسکی نظامی، بهمنشناسی و رزم در برف را با موفقیت طی کرد.
گذراندن دورههای نظامی مذکور و لیاقت شایستگی آذرفر باعث شد از آن پس همواره از او به عنوان استاد در آموزش نیروهای نظامی کشور استفاده شود. در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی، آذرفر با درجه سرگردی به عنوان فرمانده ایرانی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به جنوب لبنان اعزام شد و در راه بازگشت از آنجا که همزمان با حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود، به دستور سرلشکر شهید ولیالله فلاحی، فرمانده وقت نیروی زمینی فرماندهی پادگان و تیپ مریوان را بر عهده گرفت.
با شروع جنگ تحمیلی، امیر آذرفر فرماندهی تیپ ۱۸۴خرمآباد را قبول کرد و همراه با دیگر فرماندهان ارتش همچنین امیر سپهبد شهیدعلی صیادشیرازی به جنگ با دشمن متجاوز پرداخت. امیر صیاد شیرازی در کتاب ناگفتههای جنگ در مورد آذرفر چنین میگوید: «استاد بنده در رنجر بود. خیلی شجاعت هم دارد، چراکه میجنگد، خوب تحریک میکند و خودش نیز اهل عمل است؛ نیروها از او خیلی حساب میبرند. بچههای سپاه پاسداران هم با اینکه کمی لجباز هم است دوستش دارند، به خاطر صداقت، راستی، درستی و شجاعتش نیز دوستش دارند.»
پس از عملیات فتحالمبین، آذرفر مسئولیتهای بسیار مهمی مانند فرماندهی تیپ ۳۰ گرگان مستعد در خوزستان و لشکر ۲۸ کردستان را بر عهده گرفت و نقش بسیار مهمی در عملیات پیروزمند والفجر۴ ایفا کرد؛ سپس در تابستان ۶۵ به فرمانده لشکر ۶۴ ارومیه منصوب شد.
او همراه با لشکر خود عملیات پیروزمندانه کربلای ۷ در اسفند ۶۵ را طراحی و اجرا کرد. طی این عملیات، نیروهای تحت امر آذرفر ارتفاعات ۲۵۱۹ در داخل خاک عراق را تسخیر کردند. در جریان این عملیات کل حاج عمران به یکباره از دشمن متجاوز پس گرفته شد. در بیشتر صحنههای این عملیات میتوان جلوههایی از نبوغ نظامی و ابتکار عمل این فرمانده دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران را مشاهده کرد.
موفقیت امیر آذرفر در عملیات کربلای ۷ به گوش امام هم رسید و ایشان خواستند به طور شخصی به فرمانده این عملیات تبریک بگویند. امیر آذرفر خاطره پیام امام را چنین بازگو میکند: «وقتی خبر موفقیت عملیات کربلای ۷ به گوش حضرت امام (ره) رسید، ایشان فرمودند، علاقهمند هستم که به سرهنگ تبریک بگویم. ارتباط برقرار شد و به من اطلاع دادند که امام میخواهند به شما پیام بدهند؛ من اصلاً باورم نمیشد، ارتباط توسط شاگرد خودم، شهید صیاد شیرازی برقرار شده بود. گفتم بیسیم را به من برسانید، گفتند بیسیم قطع است و ارتباط با تلفنهای صحرایی برقرار شده است. وقتی گوشی را گرفتم به حضرت امام سلام دادم و گفتم بفرمایید من سرهنگ آذرفر از جبهه حاجی عمران. امام فرمودند: «دعا میکنم برایتان سرهنگ انشاءالله موفق باشید. من از این پیروزی ارتش، خیلی خیلی خوشحال شدم. عملیات شما به نام عملیات کربلای ۷ در تاریخ ثبت شد.» و من هم این مسائل را به همرزمانم ابلاغ کردم و این پاسخ محکمی بود به کسانی که اعتقاد داشتند بر اینکه سیاست جمهوری اسلامی، منحل کردن ارتش و دادن آن به سپاه است....»