حجاب یکی از ارکان اسلام و انقلاب اسلامی ایران است. این رکن مهم دینی و اعتقادی در کشور ما تحت عنوان قانون در کشور لازم الاجراست. بر این اساس همه مکلف به تمکین از این قانون هستند.
در سالهای اخیر، اما مقولهای با عنوان «حجاب اختیاری» و «بیحجابی» نخست از سوی دشمنان و معاندین نظام و سپس آرامآرام از سوی برخی سادهاندیشان داخلی در جامعه تئوریزه و ترویج داده شد. هدف دشمنان از این اقدام بیتردید ضربه به یکی از پایههای نظام اسلامی است، چراکه دشمن دریافته است پایه این نظام و انقلاب را تنها میتواند از طریق امپریالیسم فکری سست کند. این همان تجربهای است که دشمنان و بدخواهان نظام در طول ۴۳سال اخیر به آن رسیدهاند، زیرا آنها انواع و اقسام اقدامهای خرابکارانه و سوداگرانه خود را برای سرنگونی حکومت از جمله ترور، جنگ و تحریم انجام دادهاند، اما ایران اسلامی هر روز بالنده و قدرتمندتر از گذشته در عرصه داخلی و بینالمللی ظاهر شده است. بر این اساس تنها راه مقابله با نظام را تهاجم فرهنگی و تفرفهافکنی توأم با تجزیه کشور قرار دادهاند.
مصداق عینی این مطلب را میتوان در شعار «زن، زندگی، آزادی» که در هفتههای گذشته اغتشاشگران سر میدادند به روشنی دید. این شعار در عین ظاهر دموکراتیکش، اما فتنه بزرگی در پس آن نهفته است، ولی سادهاندیشان و گمراهان این شعار را به معنای ترویج دموکراسی تعبیر میکنند، در حالی که آنچه از بطن این شعار نمیشود استنباط کرد، همانا رسیدن به دموکراسی و حقوق انسانی است، زیرا تمایل به دموکراسی و به تبع آن مقوله آزادی از سوی اغتشاشگران عموماً یک خواست فانتزی و لوکس محسوب میشود که حتی تئوریسینهای آنها هم در پی تحقق آن نیستند. (باید پرسید که آیا رهبر گروهک تروریستی منافقین دنبال دموکراسی است یا سلطنتطلبان یا گروههای تجزیهطلب؟).
هدف از این شعار این است که زن مسلمان و انقلابی در سایه آزادی یا به نام آزادی، به ابزاری برای به انحراف کشیدن جامعه اسلامی تبدیل شود. با این تفسیر متوجه میشویم که دشمنان به دنبال آزادی و دموکراسی نیستند، بلکه به دنبال رهایی جامعه از قیود اسلامی و انسانی هستند. برای اینکه درک بهتری از اهداف اغتشاشگران داشته باشیم، به تشریح و تحلیل دو مقوله «رهایی» و «آزادی» میپردازیم. از جمله اشتباهات رایجی که بسیار در جامعه شاهد آن هستیم، یکی انگاشتن «رهایی» و «آزادی» است. به بیان دیگر رهایی یک مسئله عدمی و جنبه منفی صرف است، در حالی که آزادی یک مسئله وجودی است. رهایی یک وضع است و آزادی یک خصلت. آزادی یک جنبه متعالی و یک درجه تکامل انسانی است که با رنج، کار، آگاهی و رشد کسب میشود و در آموزههای دینی و اعتقادی ما شیعیان بسیار بر آن تأکید شده است، در حالی که رهایی میتواند کاملاً تصادفی باشد و بدون تلاش به آن دست پیدا کرد، از این رو مسئولیتپذیری و تعهدپذیری میتواند حد فاصل بین آزادی و رهایی باشد. ما با آزادی میتوانیم به شناخت، شعور و انسانیت و در نهایت به لقاءالله برسیم؛ همان گونه که امام حسین (ع) و اصحاب ایشان در روز عاشورا به آن دست یافتند، اما با رهایی، چون قید و بندی ندارد که آدمی مسئولیتی در شناخت، رشد و تعالی جامعه ایفا کند، تنها امکان فساد و تباهی را در جامعه تحقق میبخشد. عموم کسانی که در این اغتشاشات از آزادی دم میزدند، عملاً خواهان همان رهایی هستند و مقصود آنها همانا بیمسئولیتی و بیبند و باری است. دغدغه رهاییخواهان از آزادی این است که حجاب نداشته باشند، روابط آزادانه داشته باشند و همه اموری را که بیشتر جنبه مادیگرایانه و غریزی است، انجام دهند. شایان ذکر است این امور جدا از اینکه در اسلام صریحاً نفی شده بلکه شاکله انقلاب اسلامی برای برچیدن این امور بنا شده است. در حالی که انسان آزادیخواه، مطالبهگر، محقق و سختکوش است؛ اعتراض میکند، اما اغتشاش انجام نمیدهد، برای رسیدن به مقاصد خود هر اقدام وحشیانه و سوداگرانهای را انجام نمیدهد. آزادیخواهان دنبال مصرفگرایی و پوچگرایی نیستند، بلکه به دنبال واقعیت و ترقی جامعه هستند. آزادیخواهان مسئولیتپذیر هستند و آینده جامعه را ملاک خود قرار میدهند. با بررسی این گزارهها، به این واقعیت پی میبریم که درخواست اغتشاشگران بیتردید نشانی از آزادیخواهی ندارد، حتی در راستای آزادیخواهی گام حداقلی هم برنمیدارد. آنها آزادی را قربانی رسیدن به رهایی کردهاند و در پس اندیشه و تفکرات آنها نشانی از خرد و تعالی انسانی دیده نمیشود و آنچه وجود دارد، انحطاط و انحراف است.