کد خبر: 110588
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۶
سرقت سکه‌های طلا از گاوصندوق توسط سه نوجوان هشدار پلیس را به والدین در پی داشت.
به گزارش خبرنگار «جوان»، مرد میانسالی در22شهریور با مراجعه به پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ از سرقت خانه‌اش در خیابان سهروردی خبر داد. وی گفت: روز 18 شهریور به همراه اعضای خانواده‌ام برای سفر به اردبیل و آستارا از خانه خارج شدیم و سه روز بعد یعنی بیست و یکم شهریور برگشتیم، اما در کمال بهت و ناباوری دیدیم خانه‌مان مورد دستبرد قرار گرفته است و تقریباً همه چیز به هم ریخته است.
در بررسی‌های بیشتر متوجه شدیم سارقان غیر از سکه‌های طلا و مقداری پول نقد چیز دیگری سرقت نکرده‌اند، در حالی که طلاهای زیادی نیز در کنار سکه‌ها وجود داشت، اما سارقان آنها را کنار تخت ریخته بودند.
شاکی در ادامه اظهاراتش گفت: تعدادی از این سکه‌ها متعلق به دخترم بود که برای نگهداری در گاو صندوق به خانه ما آورده بود. همه سکه‌ها به همراه پول و طلا در این گاوصندوق نگهداری می‌شد.
با طرح این شکایت، پرونده‌ای در رابطه با سرقت 60 سکه طلا تشکیل شد.پس از تشکیل پرونده، تعدادی از مأموران دایره مبارزه با سرقت پایگاه سوم به منظور بررسی محل سرقت در منزل شاکی حاضرشدند.در این بررسی‌ها معلوم شد که سارقان با کلید وارد آپارتمان شده و زمان زیادی را برای سرقت داشتند و همسایه‌ها نیز سر و صدایی نشنیده بودند.
با به دست آمدن نتایجی از این دست، کارآگاهان فهمیدند که سارقان آشنا بوده و از جزئیات سفر این خانواده با خبر بوده‌اند.
بدین ترتیب سه نفر از دوستان و همکلاسی‌های پسر خانواده را به عنوان مظنونان اصلی ارتکاب سرقت در نظر گرفتند.
«مهرداد» دفعات زیادی برای درس خواندن به منزل آنها رفته و «عرفان» هم چند شبی را در این خانه خوابیده بود. پسر 15 ساله خانواده نیز در تأیید اظهارات پدرش در تحقیقات پلیسی گفت: عرفان باخانواده اش مشکلات زیادی دارد. آخرین بار چند روز قبل از رفتن ما به مسافرت بود که ساعت 10 شب به خانه ما آمد و حتی در زمستان گذشته نیز چند شب در شوفاژخانه خوابیده بود.از طرفی چون همه کلیدهای خانه را هنگام ورود روی جاکلیدی جلوی در آپارتمان می‌گذاریم، امکان دسترسی وی به کلیدها برایش فراهم بود.از سویی روز قبل از مسافرت کلیدم را گم کردم که در آن زمان مهرداد با من بود.
مأموران در حال تکمیل تحقیقات خود بودند که بار دیگر شاکی به پایگاه آمد و گفت: یکی از افرادی که به عنوان مظنون معرفی کرده بودم شب گذشته به منزل ما آمد. وی توضیح داد: همسرم ساعت 9 دیشب در حالی که به خانه باز می‌گشت، عرفان را که در حال خروج از خانه بود دید.عرفان پس از خروج سوار یک تاکسی شد و رفت و حدود نیم ساعت بعد به عنوان فردی ناشناس با تلفن خانه ما تماس گرفت و به پسرم گفت تعداد 6 عدد از سکه‌های تمام بهار و یک عدد ربع بهار مسروقه را پشت در آپارتمان گذاشته است.در این تماس کوتاه پسرم صدای دوستش را شناخت، اما او با انکار، سریع گوشی را گذاشت.
کارآگاهان در تاریخ 28 شهریور با هماهنگی قضایی، عرفان را دستگیر کردند و معلوم شد که مهرداد به شیراز رفته است.عرفان در مقابل افسر تحقیق با اظهار پشیمانی اعتراف کرد: مهرداد مرا به شرکت در این سرقت تشویق کرد. من سکه‌هایی را که برده بودم پس دادم. در واقع مهرداد کلیدها را از جیب دوستمان برداشت. او یک روز قبل از سرقت که با هم بودیم تنها به آنجا رفت و بیشتر طلاها را برداشته بود و چون تنها رفته بود از آن طلاها چیزی به من نداد، اما در روز دوم سکه‌های سرقتی را با هم تقسیم کردیم. من فقط یکی از سکه‌های ربع را خرج کرده و مابقی را پس دادم. او در حال حاضر با 10 عدد سکه در شیراز است و قبل از رفتن به شیراز کلید را به من داد، ولی من سکه‌هایی را که در اختیار داشتم در پشت در گذاشتم.
در ادامه، مهرداد نیز پس از بازگشت از شیراز دستگیر و به پایگاه سوم منتقل شد. در حالی که اظهارات وی نیز در مورد گم شدن کلید مشابه گفته‌های پسر شاکی بود به افسر پرونده عنوان داشت که بخشی از اموال مسروقه را فروخته است.
پدر مهرداد در جلب رضایت شاکی، 10 عدد سکه بهار، دو عدد سکه ربع و تعدادی سکه پهلوی مسروقه را که هنوز در اختیار فرزندش بود به همراه چک بانکی به مبلغ یک میلیون و 900 هزار تومان، با نظارت قاضی پرونده به شاکی داد.
رسیدگی به پرونده به جهت کم سن و سال بودن متهمان در صلاحیت دادسرای ویژه اطفال تشخیص داده شد و بدین طریق پرونده به شعبه دوم بازپرسی این دادسرا ارسال شد، اما این پایان ماجرا نبود و پس از آن، اتفاقاتی رخ داد که جزئیات جدیدی از پرونده را افشا کرد.در این مرحله دختر شاکی که تعداد زیادی از سکه‌های مسروقه متعلق به او بود و جهت امانت در گاو صندوق منزل پدری‌اش نگهداری می‌شد، با حضور در پایگاه سوم ادعا کرد:‌ تعدادی از سکه‌های پهلوی متعلق به مادرشوهرم بود و چون در یک بسته جداگانه قرار داشت من از جزئیات و محتویات دقیق آن بسته بی‌خبر بودم، اما از طریق مادرشوهرم متوجه شدیم که هنوز تعدادی دیگر از سکه‌ها مفقود است.با این اظهارات، متهمان مجدداً به پایگاه سوم منتقل و مورد بازجویی کارآگاهان قرار گرفتند که این بار نیز آنها گفته‌های قبلی خود را تکرار کردند.
در این مرحله مشخص شد که پسر خانواده برای دو دوست خود وسایلی از جمله تجهیزات رایانه‌ای را هدیه خریده است و این در حالی بود که مبلغ دریافتی وی از پدرش تحت عنوان پول توجیبی کفاف خرید این هدایا را نمی‌داد، لذا پسر خانواده نیز به نام پیمان مورد بازجویی قرار گرفت.
متهم جدید پرونده «پیمان» گفت: مدتی قبل در حضور مهرداد کلید گاو صندوق را در مقابل او در آورده و پس از باز کردن در گاو صندوق مقداری طلا برداشته و دوباره کلید را در جای خودش گذاشتم. با توجه به اعترافات پیمان مشخص شد که این خانواده از دستبرد فرزند خود نیز در امان نمانده‌اند.
سرگرد محمد نظری، رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، ضمن هشدار به والدین در خصوص نحوه معاشرت فرزندانشان گفت: لازم است تا خانواده‌ها بدون سخت‌گیری‌های بی‌مورد ناظر رفتار فرزندان خود و نحوه معاشرت آنها با دوستانشان باشند.
به گفته سرگرد نظری، در این پرونده یقیناً اولین اشتباه از سوی فرزند شاکی سر زده است که با اعتمادهای بیش از حد به دوستان خود و همچنین سرقت سکه‌های طلا توسط وی، زمینه سرقت‌های بعدی را فراهم کرده است.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار