کد خبر: 1102381
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
تابستان پر مخاطره سال ۵۹ و تجاوز‌های مرزی بعثی‌ها به ایران در گفت‌وگوی «جوان» با یک راوی دفاع مقدس
بمباران سیرین 
زنگ خطری برای شروع جنگ بود تقریباً از تابستان ۱۳۵۹ عراق بعثی حملات خود به مرز‌های کشورمان را گسترش داده بود.
عليرضا محمدي

تقريباً از تابستان 1359 عراق بعثي حملات خود به مرز‌هاي كشورمان را گسترش داده بود. اين وضعيت در شهريور ماه به قدري چشمگير شد كه براي رزمنده‌‌ها و نظامي‌هاي حاضر در مرزها مسجل شده بود صدام قصد حمله به كشورمان را دارد، اما به هرحال برخي عوامل باعث شد تا توجه كافي به اين موضوع صورت نگيرد و نهايتاً در 31 شهريور 59 عراق با بمباران 10 فرودگاه ايران، رسماً جنگ را شروع كرد. در گفت‌وگو با سيدحسين حسيني از رزمندگان و راوي‌هاي دفاع مقدس مروري بر وقايع آن روزها مي‌اندازيم.

از سال 59 مرزهاي ايران با عراق شاهد تجاوزهاي هوايي، زميني و دريايي بعثي‌ها بودند، به نظر مي‌رسد در سطح كشور توجه كافي به اين موضوع نمي‌شد. دليلش چه بود؟
توجه مي‌شد، اما آن‌طور كه بايد مورد توجه قرار نمي‌گرفت. مثلاً از اوايل سال 59 كه تجاوزهای مرزي عراق بيشتر شد، بعضي از گروه‌هاي سياسي اعلام كرده بودند كه آماده هستند نيرو به مرزها بفرستند. جالب است حتي سازمان منافقين هم از جمله همين گروه‌هاست كه اعلام آمادگي مي‌كند نيرو بفرستد، اما اين مسئله كنار دهها يا شاهد صدها مشكلي كه اوايل انقلاب كشور با آن درگير بود گم مي‌شود. مثلاً همان فروردين 59 ضد انقلاب سنندج را در اختيار مي‌گيرند و در سطح شهر رژه مي‌روند. از تهران، اصفهان، مشهد، همدان و مناطق ديگر نيرو به سنندج اعزام مي‌شود. بنابراین موضوع تجاوزهاي مرزي عراق در اين ميان كمرنگ مي‌شود. يا داخل كشور اختلاف‌هايي بين بني‌صدر، مجلس و حزب جمهوري اسلامي درگرفته بود. بني‌صدر از بهمن 58 رئيس‌جمهور مي‌شود و اين اختلاف‌هاي سياسي در بهار 59 كه دولت بني‌صدر جا مي‌افتد و برنامه‌هايش را اعلام مي‌كند، بيشتر خودش را نشان مي‌دهد. يك نمونه‌اش را عرض كنم، افرادي كه از سوي بني‌صدر به عنوان وزير خارجه به مجلس معرفي مي‌شدند رأي اعتماد نمي‌گرفتند و اين مسئله تا شروع جنگ ادامه مي‌يابد. ما در مقطع آغازين جنگ وزير خارجه نداشتيم. همه اين مسائل باعث مي‌شود تا به تجاوزهاي مرزي عراق آن‌طور كه شايسته است توجه نشود.

اما در شهريور همين سال 59 تجاوزهاي مرزي دشمن آن قدر زياد مي‌شود كه حداقل براي نظامي‌هاي مستقر در مرزها مسجل شده بود عراق حمله خواهد كرد، اما چرا به اين گزارش‌ها توجه نمي‌شد؟
آن زمان بني‌صدر فرمانده كل قوا بود و حلقه نظامي‌هايي كه به او مشاوره مي‌دادند اعتقاد داشتند عراق توانايي و جسارت حمله به ايران را ندارد. من قبلاً با نظامي‌هاي ارتشي و سپاهي كه آن مقطع در مرزها حاضر بودند صحبت كرده‌ام. آنها مي‌گويند افرادي كه از طرف بني‌صدر به منطقه مي‌آمدند حتي به ديده‌هاي خودشان هم اعتماد نداشتند و مي‌گفتند عراق ماكت تانك‌ها را در مرزها مستقر كرده يا صرفاً مي‌خواهد با نمايش ادواتش از ايران امتياز بگيرد. بنابراین آنها قصد يك اقدام جدي را ندارند. اگر يادتان باشد چند سال پيش ارتش سندي را رسانه‌اي كرد كه نشان مي‌داد اين نيرو قبل از شروع رسمي جنگ هشدار داده بود عراق قصد حمله دارد، اما اين هشدار‌ها در كج فهمي حلقه مشاوران بني صدر و همان اختلافات سياسي كه در ايران بود گم شد. ارتش حتي يك سلسله طرح‌هايي را مثل طرح ابوذر اجرا كرد و واحدهايي به مرز فرستاد، ولي هيچ كدام از اين اقدامات در برابر اتفاقي كه در شرف روي دادن بود كارساز واقع نشد. يعني ما بايد فكر اساسي‌تري براي تأمين مرزها و موضوع تجاوزهاي مرزي عراق مي‌كرديم.
اين طرح ابوذر كه شما اشاره كرديد يكي از افتخارات ارتش است كه به وضوح امكان حمله عراق را به رئيس‌جمهور وقت كه بني‌صدر بود هشدار مي‌دهد اما حتي اين طرح هم باعث نشد توجه كافي به اين مقوله صورت گيرد.
بله، طرح عملياتي دفاعي ابوذر بيش از 70 صفحه داشت. در آن به گزارش حمله احتمالي عراق گوشزد و راهكارهايي هم براي مقابله با اين موضوع ارائه شده بود. طبق همين طرح واحدهايي از ارتش به مرزها رفتند. ولي اين نيروها براي مقابله با هجوم همه جانبه بعثي‌ها كافي نبودند و البته آن‌طور كه بايد و شايد هم طرح ابوذر مورد توجه قرار نگرفت.

كمي موضوع را از عقب‌تر نگاه كنيم. اصلاً موضوع تجاوز مرزي عراق به ايران پس از انقلاب به چه زماني برمي‌گردد؟
جالب است كه موضوع تجاوزهاي مرزي عراق به قبل از انقلاب برمي‌گردد. بعد از قرارداد 1975 الجزاير و حل و فصل اختلافات مرزي، يك دوره آرامشي بين دو كشور برقرار مي‌شود اما وقتي به واسطه قيام مردم ايران عليه حكومت طاغوت، توجهات از مرزها به مركز ايران تغيير مي‌كند عراق از فرصت استفاده كرده و شيطنت‌هايي را در مرزها انجام مي‌دهد. بعد از پيروزي انقلاب اما اين تجاوزها جدي‌تر مي‌شود. بعثی‌ها در اسفند 1357 كه چند روز از پيروزي انقلاب مي‌گذشت، حمله‌اي را توسط بالگردهايشان انجام مي‌دهند كه منجر به شهادت چند نفر از هموطنان كردستاني‌مان در منطقه سيرين مي‌شود. دولت موقت رسماً به اين اقدام عراق اعتراض مي‌كند و آنها هم عذرخواهي مي‌كنند اما بعد دوباره مسئله تجاوزها از سر گرفته مي‌شود و هر چه به سال 59 مي‌رسيم بدتر مي‌شود. در واقع بمباران منطقه مرزی سيرين زنگ خطري براي شروع جنگ در يك سال و نیم بعد بود.

بنابراين ما حداقل از همان اسفند 57 كه بعثي‌ها چند هموطنمان را شهيد كردند تا آخر شهريور 59 كه رسماً جنگ را شروع كردند، ماه‌ها زمان داشتيم تا تحليل درستي از شرايط داشته باشيم و در شروع جنگ به آن شكل غافلگير نشويم، نظر شما چيست؟
كاملاً درست است. ما حتي ساز و كار بررسي و تجزيه و تحليل شرايط آن روز عراق را در ارتش داشتيم اما خب بايد قبول كنيم كه انقلاب هنوز كاملاً استقرار پيدا نكرده بود و زمان مي‌برد تا ما صرفاً بتوانيم از توانايي‌هاي داخلي در اين خصوص استفاده كنيم. شما ببينيد بيشتر ارتش‌هاي جهان اداره‌هايي براي بررسي شرايط همسايه‌هايشان داشته و دارند. ارتش ما اداره‌هايي براي بررسي شرايط كشورهاي همسايه‌ها داشت. مثلاً اداره عراق، اداره پاكستان و... از طرف ديگر ايران و امريكا بر اساس پروژه «آيبكس» ساز و كاري را فراهم كرده بودند تا دو فروند هواپيماي سي- ۱۳۰ با پرواز در نزديكي مرزهاي عراق ضمن جمع‌آوري سيگنال‌هاي مخابراتي اين كشور تا كيلومترها از خاك اين كشور را عكسبرداري كنند. يعني ما حتي توانايي رصد تحركات عراق تا اين سطح را داشتيم اما چون تازه انقلاب پيروز شده بود، مديريت لازم براي بهره‌برداري از چنين امكاناتي انجام نمي‌گرفت. اما حتي اگر هيچ كدام از اين امكانات را هم نداشتيم، اگر قدرت طلبي برخي افراد مثل بني صدر نبود تا فضاي داخلي ايران را متشنج كنند يا اگر بحث شيطنت جدايي طلب‌ها در استان‌هاي مختلف مثل كردستان، گنبد، خوزستان و... نبود ما مي‌توانستيم با آرامش بيشتري به خطر اصلي كه تجاوزهاي مرزي عراق بود رسيدگي كنيم و همان‌طور كه شما هم گفتيد فرصت لازم براي تجزيه و تحليل شرايط كشور عراق و ميزان جديت آنها در رويارويي نظامي با ايران را داشته باشيم.

نمي‌خواهم بحث را فلسفي كنم، اما غالباً در برابر رويدادهاي بزرگي مثل جنگ يك عدم باور عمومي وجود دارد. مثلاً ايران و امريكا در وقايع مختلف بارها مي‌توانستند تا جنگ پيش بروند، اما عموم مردم و شايد مسئولان به چنين باوري نرسيده بودند. در مورد ايران و عراق هم اين موضوع صدق مي‌كند؟
مي‌تواند صدق كند. آن زمان هيچ كس فكرش را نمي‌كرد كه عراق بتواند به ايران حمله كند. اين كشور در مقايسه با ايران ضعيف‌تر بود هم از نظر جمعيت هم از نظر وسعت. از طرفي ايران در زمان شاه مي‌خواست ژاندارم منطقه باشد. تبليغات زيادي هم روي قدرت ارتش مي‌شد. بنابراین خيلي از نظامي‌ها هم فكرش را نمي‌كردند كه صدام جرئت كند به كشوري مثل ايران حمله كند. من هم قبول دارم كه در اين زمينه يك جور خوشبيني وجود داشت اما باز مي‌گويم كه مثلاً اگر چهار سال از پيروزي انقلاب گذشته بود و عراق قصد جنگ با ما را مي‌كرد، اوضاع داخل كشور به ثباتي مي‌رسيد و ما مي‌توانستيم تجزيه و تحليل بهتري از شرايط داشته باشيم و با ديد بازتري به اين مسئله نگاه كنيم.

در پايان اگر مي‌شود مروري به تجاوزهاي مرزي بعثي‌ها به كشورمان پيش از شروع حمله اصلي يا رسمي آنها در 31 شهريور داشته باشيم.
آن‌طور كه آمارها نشان مي‌دهند عراق بعثي بيش از 600 مورد تجاوز مرزي اعم از زميني، هوايي و دريايي عليه كشورمان داشت. از اين تعداد ايران حدود 500 مورد را به سازمان ملل گزارش داده بود. از شروع انقلاب يعني در همان سال 57 عراق اولين تجاوزهاي مرزي را انجام مي‌دهد و در خلال سال 58 توجه آنها معطوف به گرم كردن سر ايران در قضيه كردستان مي‌شود. بعد از سال 59 آنها تجاوزهاي مرزي را گسترش مي‌دهند تا به تابستان اين سال مي‌رسند و اوج اين تجاوزها مربوط به اين فصل است و نهايتاً هم كه از اواسط شهريور 59 علني به داخل ايران لشكركشي مي‌كنند. مثلاً حمله آنها به منطقه خان ليلي، سومار و... بالاخره هم كه 31 شهريورماه جنگنده‌هايشان فرودگاه‌هاي ايران را بمباران مي‌كنند و جنگ رسماً شروع مي‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار