
دکترسیدحسین نقوی، نماینده ورامین در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی که سالها سابقه تدریس علوم سیاسی در دانشگاهها را دارد، معتقد است که به دلیل نقش پر رنگ بیگانگان در وقایع اخیر و روحیه ضد استکباری مردم ایران، هدایت کودتای مخملی توسط کشورهای خارجی در ایران به بنبست رسید. خبرنگار ما در گفتوگویی با این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به بررسی ابعاد مختلف طرح کودتای مخملی در ایران پرداخته است.
تعریف شما از کودتای مخملی چیست و آیا سابقه انجام چنین تحرکاتی در داخل کشور وجود دارد؟
من معتقدم که کودتای مخملی به برخورد قدرتهای خارجی و به خصوص قدرتهای استکباری که در پی تحمیل نظرات و سیاستهای خودشان بر یک کشور و ملت هستند برمیگردد. در حقیقت مفهوم سیاسی کودتای مخملی این است که این قدرتها با استفاده از امکانات بیرونی از جمله رسانهها و جهتدهی افکار عمومی و همچنین با استفاده از منابع مالی، عواملی را در داخل آن کشور بسیج میکنند تا این عوامل با استفاده از شکافهای اجتماعی بخشی از مردم را در پشت سر خودشان هدایت کنند و این عده را علیه نظام سیاسی حاکم حرکت دهند. در نهایت هم این شورشها باعث برهم خوردن نظم عمومی و ثبات سیاسی کشور هدف شود و نهایتا منجر به سقوط دولتی شود که از متن مردم برخاسته است. این پدیده کودتای مخملی نام دارد و تفاوت آن با کودتای نظامی و کودتاهای دیگر این است که از نظامیها و قوه قهریه استفاده نمیشود، بلکه براندازی با بسیج بخشی از بدنه جامعه با هزینههای مالی و استفاده از رسانههای جمعی صورت میگیرد و چهره کار یک چهره مردمی نشان داده میشود. سابقه انجام چنین تحرکاتی در ایران به کودتای 28 مرداد باز میگردد. اگرچه در آن کودتا نظامیها مؤثر بودند و آنها هم مشارکت داشتند، اما حرکتی که آمریکاییها در داخل ایران در مرداد 1332 داشتند، تقریباً یک کودتای نیمه مخملی بود چراکه مردم به حمایت از دولت مردمی وقت به خیابانها آمدند و شاه از ایران گریخت اما سه روز بعد تمامی قضایا برعکس شد. کین روزولت که هدایتکننده این کودتا بوده، در کتابی به نام «کودتا در کودتا میگوید: من با کیفی پر از دلار به ایران آمدم تا کسانی که زمینه حمایت از شاه را داشتند، تقویت کنم و با متحد کردن، آنها را به خیابانها بیاورم. در این کتاب حتی فرمول این حرکت هم توضیح داده شده است. این حرکت در تاریخ کشور ما انجام شده است اما اگر بخواهم به نمونههای خارجی آن اشاره کنم، میتوانم از حرکتی که به شکل معاصر و پیشرفته در برخی از کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی صورت گرفته نام ببرم. بهعنوان مثال انقلاب گلی گرجستان که دقیقاً طراحی مشابه ایران داشت و آمریکاییها این مدل را در گرجستان انجام دادند و موفق هم شدند یعنی هواداران رقیب انتخاباتی برگزیده ملت در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابانها ریختند و با حمایت مالی آمریکاییها دولت قانونی را سرنگون کردند. بنابراین کودتای مخملی مفهومش این است که قدرتهای خارجی برای تحمیل نظرات خودشان با استفاده از امکانات مالی و رسانهها بخشی از مردم را علیه دولت رسمی و قانونی بسیج میکنند تا این دولت را سرنگون کنند.
چه عواملی میتواند در شکل گیری این کودتاها نقش داشته باشد؟
همان طور که در تعریف کودتا اشاره کردم، عوامل مؤثر کودتای مخملی به دو بخش عوامل داخلی و خارجی تقسیم میشود. عوامل خارجی غیر قابل انکار هستند یعنی اگر کسانی در همین مسائل اخیر ایران بخواهند نقش قدرتهای خارجی را انکار کنند، یک حقیقت مطلق را میخواهند بپوشانند. اگرچه وزیر امور خارجه آمریکا و نخستوزیر انگلستان در خصوص نقش خودشان در وقایع اخیر هم اعتراف کردند. دولت ایتالیا و فرانسه هم رسماً حمایت کردند و منابع در اختیار اغتشاشگران قرار دادند. اعتراف مسببان داخلی هم این را نشان میدهد. بخش دوم عوامل داخلی هستند. عوامل داخلی معمولاً از بین کسانی که از وضع موجود ناراضی هستند انتخاب میشود. در حقیقت دیدگاه آنها مهم نیست و عوامل خارجی اهمیت نمیدهند که اینها به چه دلیل ناراضی هستند بلکه فقط همان مخالفت و اعتراض این سری افراد برای جذب و بسیج کردن توسط قدرتهای خارجی کافی است البته این قدرتها نشان دادند که در آینده با عوامل خودشان هم برخورد میکنند و نمیگذارند همینها حکومت کنند و آنها را نیز از بدنه قدرت خارج میکنند. در حقیقت اینها یک ابزار برای رسیدن به اهداف سلطهطلبانه قدرتهای خارجی هستند. ما این افراد را در تاریخ سیاسی کشور خودمان هم دیدهایم. به طور مثال رضاخان میرپنج که توسط انگلیسیها آورده شد و به قدرت رساندند اما وقتی که سلطه حکومت مرکزی را بر ایران کاملاً مسلط کردند، خود رضاخان را هم کنار گذاشتند. آنها به عوامل خود به هیچ وجه رحم نمیکنند.
از دیدگاه شما نقش احزاب و گروهها و عوامل داخلی در وقایع اخیر به چه صورت است؟
ما معتقدیم نظام مردمسالاری ما یک نظام آزاد است و همه جریانات و گروههای سیاسی میتوانند در عرصه حضور پیدا کنند و از نامزد و برنامههای خودشان دفاع کنند و این برنامهها را به مردم عرضه کنند. در انتخابات دهم ریاست جمهوری تمامی این اتفاقات افتاد یعنی نامزدهای مختلف با سلیقهها و برنامههای مختلف از امکانات قانونی و کاملاً دموکراتیک جمهوری اسلامی ایران حمایت و همه آنها از رسانه ملی و نشریات استفاده کردند و حتی وارد برنامههای مناظره شدند تا خود را معرفی کنند. مردم هم کاملاً برنامههای آنها را شنیدند و در مناظرهها حتی مقابلهها را هم دیدند و حتی اعتراضات را هم شنیدند و وارد عرصه تصمیمگیری شدند یعنی احزاب و گروهها که وضع موجود را قبول نداشتند از فرصت مساوی با رئیس دولت نهم و امکانات برابر با این دولت استفاده کردند و دیدگاههای خود را مطرح کردند. بعد از انتخابات هم هر آدم منصف و تحلیلگر سیاسی که منصفانه قضاوت کند باید به این نوع انتخابات احسنت بگوید چراکه یک رقیب انتخاباتی دولت حاکم در صحنه میآید و 14 میلیون رأی میآورد. این یک افتخار برای نظام جمهوری اسلامی ایران است. ما کمتر در نظامهای سیاسی دنیا سراغ داریم که شاهد چنین رویدادهایی باشیم بنابراین در چنین عرصه بازی عوامل خارجی وارد میشوند و کار را مدیریت میکنند و کسانی را که از نتیجه انتخابات راضی نیستند، آنها را منسجم میکنند و حتی اطلاعاتی در دست است که خود نامزد را هم مدیریت کردهاند. دلیل من هم برای این ادعا این است که آقای موسوی در روز انتخابات هنوز هیچ صندوق رأیی باز نشده و هیچ رأیی شمرده نشده است، جلوی دوربینها و خبرنگاران قرار میگیرد و خود را پیروز انتخابات میخواند. این از فردی که خود چندین انتخابات برگزار کرده، رئیس دولت بوده و قانون را میشناسد و انتخابات را درک میکند، بسیار بعید به نظر میرسد. حداقل این است که ایشان باید اجازه میداد که 100 صندوق باز شود و نتیجه آن را تسری دهیم. خود آقایان هم میدانند که در هیچ نظام سیاسی امکان جابهجایی چنین میزان رأیی وجود ندارد. بنابراین تحلیل من به عنوان یک تحلیلگر مسائل سیاسی که استاد دانشگاه نیز هستم، این است که اعتقاد دارم که اینها مدیریت شدهاند. ما در روز قدس شاهد بودیم افرادی در صحنه آمدند با شعارها و پوسترهایی که با آرمانهای امام (ره)، اصول انقلاب، پیامهای رهبری و آرمان شهدا و اساس جمهوریت نظام مغایرت داشت. آن وقت در این جمع آقای کروبی و موسوی حضور پیدا میکنند. این حرکتها کاملاً آگاهانه صورت میگیرد و متأسفانه این آقایان ابزار شدند و این نخبگانی که مخاطب مقام معظم رهبری هستند، ابزار قرار گرفتند و این وقایع تلخ اتفاق افتاد البته من باید یک تفکیکی بین مردم رأی دهنده با این عوامل آگاه انجام دهم. مردم ما مردمی صادق و متعهد هستند که احساس تکلیف کردند و پای صندوق آمدند و رأی دادند و بر اساس شناخت و درک خود آزادانه رأی دادند. بنابراین مردم از عوامل اصلی متفاوت هستند و دیدیم که مردم با شناخت حقیقت دور این افراد را خالی کردند. ما امروز مردمی را میبینیم که به نامزدهایی غیر از احمدینژاد رأی دادهاند و اظهار ندامت و پشیمانی میکنند. اینها قبل از انتخابات و بعد از انتخابات متفاوت هستند. آنها قبل از انتخابات از آرمانهای امام (ره) و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی صحبت میکردند اما بعد از انتخابات حرف دیگری میزنند لذا بین مردمی که صادقانه به اینها رأی دادند و عوامل اصلی تفکیک قائل هستیم و معتقدم که همین مردم این افراد را از صحنه خارج میکنند.
از دیدگاه شما وجه تمایز و تشابه انقلابات رنگی اوکراین و گرجستان با وقایع اخیر ایران چیست؟
من در بخشهای قبلی صحبتهایم بخش تشابه را مطرح کردم که عبارتند بودند از استفاده از نمادهای مشترک، همچنین نوع مدل انتخاب شده برای ایران نیز بسیار شبیه مدل براندازی در اوکراین و گرجستان است یعنی چند ماه قبل از انتخابات شبکهها، رسانهها و سایتهایی راه میافتد که این رسانهها به هدایت افکار عمومی جامعه میپردازند اما از دیدگاه من وجه تمایز این وقایع با اتفاقات داخل ایران این بود که در جمهوری اسلامی ایران مردم مؤمن و معتقد و پیرو یک رهبری هستند که ایشان را مرجع خودشان میدانند و از این فرد جهت میگیرند و با ایمان و اعتقاداتشان راه را گم نمیکنند. دقیقاً بعد از انتخابات ما شاهد هستیم که زمانی که رهبری انقلاب در نماز جمعه پس از انتخابات خط را ترسیم میکنند دیگر این عوامل کودتا از تکاپو میافتند و قدرت مردمی خود را از دست میدهند و تنها میمانند.همین عامل باعث شکست کودتای مخملی در ایران و موفقیت ملت در این عرصه شد. در حقیقت وجه تمایز این است که کشور ما جمهوری تنها نیست بلکه جمهوری اسلامی است که مردم با اعتقاد راسخ پشت سر مقام معظم رهبری حرکت میکنند.
با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری به نقش نخبگان در جامعه، از دیدگاه شما نقش نخبگان در برخورد با این وقایع چیست؟
نخبگان بر افکار عمومی و جریان سیاسی تأثیرگذار هستند و به هرحال هر نخبهای یک عقبهای را هدایت میکند بنابراین مواضع، دیدگاهها و نظرات آنها میتواند روی تحولات تأثیرگذار باشد. ما در این روند، معتقدیم که اکثریت نخبگان راه را خوب تشخیص دادند و مردم را خوب هدایت کردند اما متأسفانه اقلیتی از نخبگان در اوج فتنه نتوانستند راه را تشخیص بدهند، اینها مواضعی گرفتند که بر محور اصول انقلاب و آرمانهای امام (ره) نبود. همین مواضع نخبگان اقلیت مشکلاتی را برای ما به وجود آورد حتی بعضی از آنها موضع هم نگرفتند و سکوت کردند اما سکوت آنها هم اثرات نامطلوبی روی حرکت گذاشت بنابراین به اعتقاد من نخبگانی که در جهت ایجاد آشوب حرکت کردند باید این نقش خود را جبران کنند و بازگردند و حرکت را در مسیر اصلی خودش هدایت کنند.
علت اصلی عدم موفقیت کودتاگران در وقایع اخیر چه بود؟
به اعتقاد من مدیریت کودتای مخملی توسط بیگانگان در کشور ما با سه مشکل روبهرو شد که این هم جزو وجه تمایز این کودتا با نمونههای خارجی آن بود. اولین مشکل آنها این است که نقش دخالت و مدیریت بیگانه در وقایع اخیر بسیار پررنگ بود، به طوری که همه مردم متوجه شدند و یقین پیدا کردند که این قدرتهای استکباری هستند که در حال اداره کار هستند و ملت ما با توجه به روحیه ضداستکباریاش و همچنین روحیه استقلالطلبی و آزاداندیشی، از عاملین سلطه به راحتی عبور کردند. تاریخ انقلاب اسلامی هم این موضوع را نشان داده است. مشکل دوم آنها این بود که نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه است و مردم به این جایگاه به عنوان یک جایگاه سیاسی نگاه نمیکنند بلکه از دید مردم این جایگاه یک جایگاه الهی است لذا گوش به فرمان رهبری هستند و فصلالخطاب خود را تصمیمات و نظرات رهبری میدانند.
مشکل سوم هم برای آنها این بود که اینها خارج از ضوابطی که قبل از انتخابات به آن اعتقاد داشتند حرکت میکردند یعنی اگر حرکت اینها بر محور آن ضوابط پیش از انتخابات بود شاید نتایج بهتری کسب میکردند.