یکی از اهداف و برنامههای دولت سیزدهم بهبود و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای مسلمان، همسایه و به طور کلان تقویت روابط با کشورهای همسو و دوست است و در این راستا خوشبختانه در یک سال اخیر دستگاه دیپلماسی کارنامه بسیار موفقی از خود به جا گذاشته است که نمونههای بارز آن را میتوان در عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در «سازمان همکاری شانگهای» و درخواست عضویت در «گروه بریکس» به روشنی مشاهده کرد.
بر این اساس سیاست خارجی متوازن و فعال دولت سیزدهم در حوزههای گوناگون امنیتی، اقتصادی، تجاری، سیاسی، بانکی و بندری یک به یک در حال به بار نشستن است، اما همین موضوع سبب شده است دشمنان و معاندان نظام در پی تخریب و ایجاد هجمه سیاسی علیه دولت وحاکمیت باشند. بارزترین این هجمهها را میتوان همزمان با هفتمین نشست موفق و تأثیرگذار «آستانه» در تهران مشاهد کرد. در این دوره از نشست که با سفر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به تهران صورت گرفت، معاندان تلاش کردند با تفسیرهای مغرضانه و تحلیلهای یکسویه دستاوردهای این سفر را به حاشیه بکشانند؛ پروژهای که بدخواهان و معاندان با همکاری دولت استکباری امریکا و صهیونیستها سالیان متمادی در پی تحقق آن هستند. هدف اصلی در این پروژه روسستیزی و القای وابستگی حاکمیت به روسیه است تا یک دوقطبی و آشفتگی در فضای سیاسی کشور ایجاد کنند. برای این منظور عمده تحلیلها با ظاهری باورپذیر و تأکید برخی اطلاعات گمراهکننده صورت میپذیرد و تلاش میشود مخاطب را با فریب و نیرنگ علیه روسیه و بعضاً چین به جوش آورند، اما این رفتار آنها سراسر حیله و نیرنگ است و در آن هیچ رنگی از واقعیت و صداقت وجود ندارد. برای تبیین بهتر موضوع به تشریح و تفسیر برخی گزارهها میپردازیم. نخستین گزارهای که معاندان در تحلیلهای مغرضانه به آن اشاره دارند، تأکید به یک رویداد تاریخی (عهدنامههای «گلستان» و «ترکمنچای») به منظور بهرهبرداری سیاسی از آن است. در عرف سیاسی این رفتار بسیار کریه و ناشی از عدمفهم سیاسی است، چراکه اگر اینطور بخواهیم مسائل را تفسیر کنیم، باید دولت هند هیچ گاه با دولت ایران رابطه دیپلماتیک و دوستانه برقرار نکند، چون در زمان نادر شاه، ایران کشور هند را به خاک و خون کشیده است.
دومین گزارهای که بسیاری از مفسران بر آن تأکید میکنند، تحریف وقایع جنگ تحمیلی است. در این تحلیل بیشرمانه خون پاک شهدا را دستمایه فرصتطلبی و کینهتوزی خود میکنند. معاندان میکوشند تا روسیه را متحد عراق در جنگ تحمیلی معرفی کنند، در حالی که متحد اصلی دولت بعثی عراق همانا امریکا و اروپا بود نه روسیه.
سومین گزاره که به آن تأکید دارند، اشاره رأی مثبت روسیه در تمام قطعنامهها علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل است. این موضوع را از دو منظر میتوان بررسی کرد؛ اول اینکه دولتهای اصلاحطلب همواره سیاست غربپرستانه و غربگرایانه داشته و دارند، از این رو هیچ وقت نگاه اصلاحطلبان گرایش به روسیه و شرق نبوده است. با این توضیح چرا دولت روسیه بخواهد از ایران حمایت کند، در حالی که همان غربیهایی که دولتهای ما شیفته آنها بودند، ما را به این مسلخ تباهی کشاندهاند؟ دوم اینکه کشورها عموماً به دنبال منافع ملی خود هستند، پس برای اینکه ما هم بتوانیم منافع ملی کشور خود را تأمین کنیم، باید قوی باشیم. بر این اساس اگر امروز روسیه دست دوستی به سمت ایران دراز میکند یا دولت سیزدهم خواهان رابطه دوستانه با روسیه است، به دلیل منافع ملی کشور و همچنین جایگاه سیاسی جمهوری اسلامی ایران است.
خلاصه کلام اینکه سیاست و تحولات سیاسی یک روند سیال و متغیر است، از این رو تحولات را باید در همان فضا و بستر تاریخی تحلیل و تفسیر کرد. بر این اساس سیاستمداران و رهبران سیاسی کشور باید تلاش کنند با بهرهگیری از ابزارها و توانمندیهای موجود در کشور تحولات را به سمت تحقق منافع ملی سوق دهند. دولت کنونی و به طور کلان دکترین سیاسی حاکمیت با درک درست از شرایط منطقه و فضای بینالملل تلاش کرده است سیاست شایستهای را اتخاذ کند.