حرفهایشان را از مدتها قبل یککاسه کرده بودند، حتی قبلتر از جلسهای که با چانهزنی بر سر کیروش و برانکو بین وزیر ورزش و میرشاد ماجدی برگزار شد؛ زمزمههایی که به گوش اسکوچیچ هم رسیده بود که در اردوی قطر حاضر به همکلامشدن با برانکو نشد، با وجود این، اما مرد کروات نیمکت تیم ملی چارهای نداشت جز باور کردن حمایتهای زبانی فدراسیوننشینها. هیچ جای بهانهای نبود. در تمام مصاحبهها تأکید میشد به حفظ کادر فنی و بهانهای نمیماند برای سرکشی اسکوچیچ، اما تمام اطمینان او در یک آن از بین رفت و حالا توی دلش چنان خالی شده که اگر تمام اتفاقها شایعهای بیش نباشد هم دیگر نمیتوان روی اسکوچیچ حسابی کرد، نه به لحاظ فنی و نه روحی- روانی.
تصمیم اگر به برکناری مرد کروات بود ماهها قبل باید این اتفاق رخ میداد. درست زمانی که موفق به کسب جواز حضور در جامجهانی شد. نه امروز که زمان زیادی از دست رفته و گزینه جدید بهترین مربی دنیا هم که باشد، کاری بسیار دشوار برای دستیابی به موفقیت دارد چراکه نه شناخت خوبی از بازیکنان دارد و نه فرصتی برای ایجاد هماهنگی! خصوصاً که رقابت لیگهای فوتبال به زودی در سرتاسر دنیا آغاز میشود و اکثر نفرات تیم ملی را نیز لژیونرها تشکیل میدهند و ایجاد هماهنگی بین آنها کار سادهای نیست. از سوی دیگر زمان زیادی هم باقی نمانده و یکی از مشکلات عمده تیم ملی یافتن حریفی تدارکاتی است و مهیا نکردن شرایط به معنای سختتر کردن سرمربی جدید برای ایجاد هماهنگی و رساندن تیم به مرز آمادگی است.
انتخاب اسکوچیچ با انتقادهای بسیار همراه بود، همچنین ادامه همکاری با او بعد از کسب جواز حضور در جام جهانی، با وجود این فدراسیون فوتبال همواره به گونهای با این مقوله برخورد داشت که گویی تصمیمی برای ایجاد تغییر در کادر فنی تیم ملی فوتبال ندارد، اما دیگر کمترین شکی نیست که آقایان کوچکترین تمایلی به ادامه همکاری با مرد کروات ندارند. هر چند این تصمیم با واکنش شدید برخی ملیپوشان مواجه شده است و دبیر کل فدراسیون فوتبال نیز تأکید میکند که هنوز هیچ چیز قطعی نیست، اما حالا حتی اسکوچیچ هم به خوبی میداند که زیرپایش خالی شده و دیگر امیدی به حمایت فدراسیون فوتبال ندارد، حتی با وجود تعارفهایی که امثال کامرانیفر تکه و پاره میکنند که یعنی هنوز اتفاق خاصی رخ نداده است!
تیم ملی فوتبال ایران درست در روزهایی که دیگر حریفانش در قطر به شدت در تدارک آمادهسازی جهت حضور پرقدرت در جام جهانی هستند، در بلاتکلیفی محض به سر میبرد و حالا شرایطش به مصداق ضربالمثل گل بود و به سبزه نیز آراسته شد میماند که بلاتکلیفی آمادهسازی حالا نیمکت تیم و رأس کادر فنی را نیز شامل شده است و امیدی هم نیست که آقایان تصمیمگیرنده که تا به همین امروز هم زمان زیادی را هدر دادهاند، حواسشان به ضیق وقت باشد، جهت یافتن سرمربی جدید! تصمیمی که دیروز شاید میتوانست اندک شانسی برای تیم ملی در پی داشته باشد، اما امروز و بعد از هدر رفتن زمان دیگر کوچکترین سودی در پی نخواهد داشت و تنها میتواند اوضاع را از این هم بغرنجتر کند، ضمن اینکه هزینههای مالی سنگینی هم بابت تسویه با اسکوچیچ و پرداخت هزینههای سرمربی جدید به فوتبال ایران تحمیل خواهد کرد.