عبدالله عبدالله رقیب سرسخت حامد کرزای یکشنبه قبل رسماً از انتخابات افغانستان کنار رفت و حامد کرزای برای دومین دوره متوالی زمام امور را در کابل به دست گرفت. صرفنظر از مسائلی که درباره چرایی و نحوه کنارهگیری عبدالله از دور دوم انتخابات مطرح است، یک سؤال مهم نیز وجود دارد، نحوه برخورد آمریکاییها با «کرزای جدید» چگونه خواهد بود؟ جواب این سؤال در دور جدید حضور کرزای درکاخ ریاست جمهوری کابل میتوان سمت و سوی سیاست خارجی ایران در قبال دولت جدید افغانستان را هم مشخص کند. برای پیدا کردن جواب این سؤال کمی به عقب برمیگردیم، زمانی که اولین نشانههای اختلاف نظر آمریکاییها با رئیسجمهور افغانستان نمایان شد.
پروژهای که عملی نشد
هیچ کس منکر این نیست که حامد کرزای با کمک آمریکاییها وارد کاخ ریاست جمهوری افغانستان شد و همه آنهایی که رقابتهای انتخاباتی دسامبر 2004 را دنبال میکردند، به خاطر دارند که کرزای در روند سیاسی افغانستان مهره آمریکا شناخته میشد. چند موضوع باعث شد که دیدگاههای آمریکا در مورد کرزای از سال 2007 به بعد آرام آرام تغییر کند.
1- چالش سیاست آمریکا در افغانستان به خاطر تقویت دوباره طالبان
2- ضعف کرزای در برخورد با مسأله فساد دولت در افغانستان
مجموع این دو چالش باعث شد که حامد کرزای از اواخر سال 2006 در برآوردهای کاخ سفید، از یک گزینه مناسب به چالش میان مدت تبدیل شود.
اختلاف نظر آمریکاییها با کرزای به خوبی در موضعگیریهای او طی سالهای 2007 و 2008 منعکس شده است. کرزای در طول سال 2007 لااقل دو بار با برآوردهای جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره دخالت ایران در ناآرامیهای افغانستان مخالفت کرد.
او در سپتامبر 2007 طی مصاحبهای با سیانان گفت که ایران کمک حال افغانستان است و در اکتبر 2007 پا را از این هم فراتر گذاشت و گفت: ما در مقابل تبلیغات منفی که توسط دولتهای خارجی علیه جمهوری اسلامی انجام میشود، ایستادگی کردهایم و تأکید میکنیم که تبلیغات بیگانگان نباید تأثیر منفی بر مناسبات یکپارچه ملتهای بزرگ ایران و افغانستان داشته باشد.
نزدیک شدن افغانها به زمان انتخابات، مناسبات کرزای با آمریکا را به عنوان مهمترین بازیگر خارجی مسائل افغانستان به شکل چشمگیرتری دگرگون کرد. پروژهای که با نام «عبور از کرزای» کلید خورده بود از اواسط سال 2008 در نتیجه موج جدید حملات طالبان به افغانستان تشدید شد.
استناد عمده آمریکا و طرفهای غربی این بود که فساد موجود در دولت افغانستان باعث شده که کرزای نتواند به طور مؤثر با طالبان وارد نبرد شود. اگرچه ورود اوباما به کاخ سفید در ماههای پایانی سال 2008 گفتوگوی تند و تیز مناسبات آمریکا با کرزای را کمتر کرد، ولی «پروژه عبور از کرزای» را تغییر نداد. اوباما بر خلاف بوش، محور سیاستهای خاورمیانهای خود را از عراق به افغانستان منتقل کرد و همین موضوع سبب شد دستگاه سیاست خارجی اوباما تحولات انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را با حساسیت بیشتری دنبال کند. اوباما در فوریه 2009 از دولت افغانستان انتقاد کرد و گفت که به نظر میرسد این دولت نمیداند که در کشورش چه میگذرد. واکنش کرزای به صحبتهای اوباما محتاطانه بود. او در گفتوگو با فرید زکریا در سیانان گفت که انتظار دارد رئیسجمهور آمریکا ارزیابی بهتری درباره وضعیت افغانستان داشته باشد.
رویکرد دولت آمریکا به افغانستان در ماهها و هفتههای باقی مانده تا انتخابات نشان داد دولت اوباما هم کرزای را به عنوان متحد خود در فردای انتخابات ریاست جمهوری بیستم آگوست تلقی نمیکند. درشامگاه انتخابات اغلب برداشتها این بود که آمریکاییها عبدالله عبدالله را به عنوان گزینه مناسبت در انتخابات افغانستان تلقی میکنند. عبدالله عبدالله و اشرف غنی رقبای کرزای در بین چهار سیاستمدار افغانی بودند که در ماه ژانویه به مراسم تودیع اوباما در کاخ سفید دعوت شدند ولی اوباما جایی برای کرزای در این مراسم در نظر نگرفت.کارل ایکنبری سفیر آمریکا در افغانستان در کنفرانس خبری که در ماه ژوئن در آستانه انتخابات برگزار شد، در کنار عبدالله عبدالله و اشرف غانی حاضر شد و نه فقط به شک و تردیدها درباره مشکلات کرزای با آمریکا دامن زد، بلکه او را از همیشه عصبانیتر کرد. مجموع این اتفاقات و برآیند کلی سیاست آمریکا در جریان انتخابات نشان داد که کرزای در انتخابات آگوست گزینه مناسب آمریکا نبوده است. ایالات متحده امیدوار بود دولت جدید افغانستان، دولتی باثبات بوده و قادر باشد در چارچوب اولویت خاورمیانهای سیاست دولت جدید آمریکا عمل کند ولی شرایط پیچیده و نفوذ غیر قابل انکار پشتونها در رقابتهای انتخاباتی، مانع از دستیابی آمریکا به گزینهای مناسب شد. بعد از پایان دور اول انتخابات و تأیید تقلب گسترده، آمریکاییها با دو گزینه روبهرو شدند؛ اول:حرکت به سمت دور دوم انتخابات که هیچ تضمینی برای سالم برگزار شدن آرا وجود نداشت. دوم: تن دادن به یک دولت ضعیف به ریاست حامد کرزای که هر چند گزینه مناسب کاخ سفید نبود، وی انتخابی نامناسب در بین دو گزینه بد و بدتر محسوب میشد.
فشار کرزای به سمت ایران
حامد کرزای طی پنج سال دوم حضور در کاخ ریاست جمهوری افغانستان با آمریکاییها مشکلاتی جدی خواهد داشت. افغانستان به عنوان اولویت خاورمیانهای دولت جدید آمریکا برای اوباما حساسیت زیادی دارد ولی او دولت جدید افغانستان را شریک مناسبی برای خود قلمداد نمیکند. اوباما انتخاب کرزای را تبریک گفت ولی در عین حال تأکید کرد که از شریک خود در جنگ افغانستان توقع دارد برای پایان دادن به فساد در دولت افغانستان دست به کارهای جدیتری بزند.
اوباما، رئیسجمهور جدید افغانستان را یک گزینه مطمئن برای ادامه جنگ در افغانستان تلقی نمیکند و این موضوع استراتژی او در افغانستان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. کاخ سفید اعلام استراتژی جدید خود را تا زمان تعیین نتیجه انتخابات به تعویق انداخت.
اگر کسی به جز کرزای رئیسجمهور افغانستان میشد، این احتمال وجود داشت که اوباما بیش از گذشته برای اعزام نیروی بیشتر در مقابل نظامیان مقاومت کند، ولی تعیین کرزای کاخ سفید را مجبور خواهد کرد نیروی بیشتری به افغانستان اعزام کند و کاخ در نقطه کانونی اولویتهای سیاست خارجیاش، در معرفی انتقاد و فشارهای بیشتری قرار خواهد گرفت و بالطبع، کاخ سفید هم این فشارها را به کرزای منتقل خواهد کرد. طی یک هفته بعد از تعیین نتیجه انتخابات دستگاه عظیم الجثه دیپلماسی عمومی آمریکا شاهد سرریز سیل توقعات سیاست خارجی کاخ سفید، از دولت جدید افغانستان است. کاخ سفید دولت جدید افغانستان را با دو محور اساسی بین «فساد» و «مشروعیت» به چالش خواهد کشید و از این دو محور استفاده خواهد کرد تا حامد کرزای را به سمت استراتژی مدنظر خود در افغانستان سوق دهد. البته «فساد» و «مشروعیت» فقط چالش داخلی رئیسجمهور جدید افغانستان نیست، بلکه استراتژی اوباما را هم تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال اوباما و تیم سیاست خارجی او خواهد کوشید از ضعف دولت جدید افغانستان برای امتیازگیری در حوزههای مورد مناقشه با کرزای استفاده کنند. چالش احتمالی دولت کرزای با طرف آمریکایی، بعد از هشت سال، فرصت منحصر به فردی برای سیاست خارجی ایران به وجود آورده است. محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران، جزو اولین کسانی بود که انتخاب دوباره کرزای را تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که ایران و افغانستان در دوره جدید شاهد گسترش بیشتر روابط باشند.
سیاست خارجی ایران در حوزه غربی (همسایگان عرب به جز عراق) و شمالی (قفقاز و آسیای مرکزی) تحت تأثیر چالش قرار گرفته که ناشی از واکنش آمریکا به پرونده هستهای ایران است ولی تهران قادر است طی ماههای آینده این چجالش را در مرزهای غربیاش (افغانستان) جبران کند. منطقهای که طی ماههای آینده به اولویت پر چالش سیاست خاورمیانهای اوباما تبدیل خواهد شد. جمهوریخواهان فشار شرایط پیچیده افغانستان را به اوباما منتقل میکند و او نیز به طور طبیعی آن را به سمت حامد کرزای سرریز خواهد کرد. رئیسجمهور افغانستان تحت این شرایط به طور بالقوه به ایران نزدیک خواهد شد.