کد خبر: 1095949
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
اخوانی‌های یمن؛ قربانی ماه عسل ترکیه- سعودی اخوان‌المسلمین در یمن با عنوان حزب‌الاصلاح شناخته می‌شود. این حزب در بیش از سه دهه عمر خود پستی‌بلند‌ی‌های زیادی تجربه کرده است
سیدنعمت‌الله عبدالرحیم‌زاده

اخوان‌المسلمین در یمن با عنوان حزب‌الاصلاح شناخته می‌شود. این حزب در بیش از سه دهه عمر خود پستی‌بلند‌ی‌های زیادی تجربه کرده است، اما دو وجهه از تفکر اخوانی و همراهی با سیاست‌های عربستان‌سعودی در قبال یمن از ویژگی‌های برجسته این حزب طی این مدت بود؛ ویژگی همراهی با سیاست‌های عربستان‌سعودی یا مخالفتش با جنبش حوثی‌های یمن که باعث شد در جنگ داخلی یمن از متحدان اصلی عربستان‌سعودی به شمار بیاید، هر چند امارات‌متحده‌عربی به عنوان شریک اصلی عربستان‌سعودی در ائتلاف نظامی ضدصنعا هیچ گاه نگاه خوشی به این حزب نداشت. باید گفت تکیه سعودی‌ها به اعضا و قبایل هوادار الاصلاح و اجازه به آن‌ها برای مداخله در دولت دست‌نشانده عبد ربه منصور هادی، نه تنها همواره باعث نگرانی امارات بود بلکه در برخی مواقع باعث درگیری نیرو‌های نیابتی اماراتی در یمن با نیرو‌های دولت عبدربه و به خصوص نیرو‌های الاصلاح شد. حالا به نظر می‌رسد عربستان با آتش‌بس دو ماهه در یمن به دنبال یافتن فرمولی برای پایان دادن به جنگ است و شورای ریاست جمهوری تشکیل داده که به نظر می‌رسد عناصر وابسته به امارات دست برتر در آن دارند و این حزب‌الاصلاح است که از سوی حامی اصلی‌اش برای رسیدن به صلح قربانی شده است.
حزب اخوانی؛ قبیله‌ای در یمن
حزب‌الاصلاح با نام اصلی التجمع الیمنی للاصلاح بعد از پیوستن دو یمن شمالی و جنوبی به دست عبدالله بن حسین الاحمر، شیح قبایل حاشد، به عنوان یک گروه سیاسی با مبانی اسلامی و گسترش اندیشه اخوان‌المسلمین در ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۰ تأسیس شد. علی محسن الاحمر و عبدالله مجید الزیندانی از دیگر رهبران این حزب هستند که در تأسیس آن نقش داشتند، به خصوص الزیندانی که به عنوان پدر معنوی این حزب دانسته می‌شود. ماده نخست از مرامنامه این حزب هویت آن را به این صورت تعریف می‌کند: «سازمان مردمی و سیاسی که به دنبال اصلاحات در همه زمینه‌های زندگی بر مبنای اصول و تعالیم اسلام است.» هر چند این تعریف به خوبی نشان می‌دهد نگرش الاصلاح برخاسته از اسلام سیاسی مورد نظر اخوان‌المسلمین در جهان عرب است، اما باید گفت که الاصلاح از همان بدو تأسیس خود با آل‌سعود رابطه نزدیکی داشت، به نحوی که گفته می‌شود حمایت مالی سعودی در همان ابتدای تأسیس این حزب نقش داشت. جدای از این، نقش برجسته قبایل در این حزب باعث می‌شود با دیگر شاخه‌های اخوان‌المسلمین در کشور‌های عربی تفاوت اساسی داشته باشد تا آنجا که اختلافات قبایل و تمایلات شیوخ این قبایل در بسیاری از مواقع باعث شده است سران الاصلاح به دنبال ایجاد توازنی بین این اختلافات و تمایلات با نگرش اخوانی خود باشند تا اینکه بتوانند از یک سو وفاداری این قبایل را حفظ کرده باشند و از سوی دیگر، اختلافات قبایل و نفوذ شیوخ آن‌ها باعث نشود اصل نگرش اخوانی زیر سؤال برود. به این جهت است که برخی تحلیلگران نظیر ناثان جی براون و عمر حمزاوی معتقدند الاصلاح را در بهترین حالت می‌توان به عنوان حزبی محافظه‌کار توصیف کرد که به دنبال ارزش‌های قبیله‌ای و مذهبی است. در واقع، همین ارزش‌های قبیله‌ای و مذهبی بود که باعث شد در جنگ داخلی ۱۹۹۴، حزب‌الاصلاح متحد علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور یمن شمالی و علیه مارکسیست‌های سابق جنوبی باشد.
الاصلاح در مخالفت و اتحاد با سعودی
هر چند الاصلاح در سال ۱۹۹۴ متحد علی عبدالله صالح بود، اما با شروع بهار عربی در سال ۲۰۱۱ در صف مخالفان آن قرار گرفت. به نظر می‌رسد این تغییر جهت الاصلاح بیشتر از آنکه قبیله‌ای باشد، تبعیت آن از گرایش عمده آن زمان اخوانی‌ها بود، زیرا شاخه‌های اخوان‌المسلمین در آن زمان یا مثل تونس از ابتدا به صفوف مخالفان ضدحکومتی پیوستند یا مثل مصر با کمی تأخیر در نهایت تصمیم گرفتند از جریان عمومی اعتراضات پیروی کنند. اخوانی‌های یمن تحت لوای حزب‌الاصلاح نیز چنین رویکردی را در قبال حاکمیت علی عبدالله صالح در پیش گرفتند، از این رو الاصلاح در انقلابی شرکت کرد که سعودی‌ها در جبهه مقابل آن بودند و حمید لاحمر، پسر شیخ عبدالله مؤسس الاصلاح، به همراه عبدالمجید الزندانی و ژنرال علی محسن الاحمر رهبری حزب را برای شرکت در اعتراضات علیه عبدالله صالح و حامی سعودی‌اش به عهده داشتند. این نقش بی‌نتیجه نبود، زیرا حمید الاحمر با سقوط عبدالله صالح مبدل یکی از قدرتمند‌ترین افراد یمن و از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ دبیر کل کنفرانس گفت‌وگوی ملی شد. عبدالله صالح در مقابل، از بدنه ارتش تحت فرمان خود و اتحاد با جنبش حوثی‌ها برای خلع ید از الاصلاح استفاده کرد و این باعث تصرف صنعا به دست این جبهه متحد، سقوط دولت عبد ربه و شکست الاصلاح در سال ۲۰۱۴ و ورود ائتلاف نظامی تحت رهبری عربستان به مناقشه یمن در سال بعد شد. هر چند الاصلاح ابتدا تمایلی به همراهی با ائتلاف سعودی نداشت و در بیانیه ۲۶ مارس ۲۰۱۵ از بمباران یمن توسط سعودی‌ها و کشتار غیرنظامیان ابراز «تأسف» می‌کند، اما به دنبال تحولات بعدی، حمایت خود را از این ائتلاف در دوم آوریل اعلام کرد. به این ترتیب، الاصلاح عملاً متحد ائتلاف سعودی شد و قبایل تحت لوای آن بخشی از نیرو‌های این ائتلاف در جنگ داخلی تشکیل دادند، اما نکته جالب توجه اینجا بود آن‌ها با کسانی در این ائتلاف همراهی می‌کردند که در سال ۱۹۹۴ با آن‌ها می‌جنگیدند. جنبش جنوب و شاخه سیاسی آن به نام شورای انتقالی جنوب به رهبری آیداروس الزوبیدی بازمانده همان یمن جنوبی است که الاصلاح در سال ۱۹۹۴ با آن‌ها می‌جنگید، اما در ائتلاف تحت رهبری عربستان مجبور شد در کنار آن بایستد، هر چند هیچ‌گاه متحد آن نشد.
حامیان دیروز
اختلاف بین الاصلاح و بازماندگان یمن جنوبی چندین بار منجر به جنگ بین دو طرف بود و تنها با دخالت مستقیم سعودی‌ها و اماراتی‌ها بود که جنگ و جدال آن‌ها باعث گسست ائتلاف نشد، هر چند برخی به درستی این جنگ و جدال را به عنوان جنگ نیابتی بین سعودی‌ها و اماراتی‌ها تفسیر می‌کردند، اما نباید اختلافات دیرینه الاصلاح اخوانی و جنوبی‌های تجزیه‌طلب را نادیده گرفت. به هر حال، الاصلاح با حمایت مستقیم سعودی‌ها بود که توانستند در جبهه‌ای متحد با جنوبی‌ها دوام بیاورند، اما باید توجه داشت که الاصلاح از حمایت کشور دیگری نیز برخوردار بود. در واقع، رهبران اصلاح در سال ۲۰۱۱، در بهار عربی همانند دیگر شاخه‌های اخوان‌المسلمین در کشور‌های عربی به حزب عدالت و توسعه ترکیه به عنوان الگوی خود نگاه می‌کردند و به این جهت، آن‌ها از همان زمان برخوردار از حمایت دولت ترکیه بودند. رابطه نزدیک این حزب با ترکیه باعث شد رهبران ارشد آن از جمله حمید الاحمر، عبدالله الزندانی، فرزند عبدالمجید الزندانی، حمود المخلافی و محمد الیدومی، ریاست حزب، همگی در استانبول مستقر بشوند و برخوردار از حمایت ترکیه باشند. به این ترتیب، الاصلاح توانسته با وجود اختلافات عمیق ایدئولوژیک، حمایت ترکیه و سعودی‌ها را از سال ۲۰۱۱ تاکنون حفظ کند، اما تحولات اخیر می‌تواند این روند را معکوس کند. نزدیکی ترکیه به عربستان و به خصوص پشت کردن رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه به سخنان گذشته‌اش و در آغوش کشیدن محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی به این معناست که رهبران الاصلاح در ترکیه دیگر نمی‌توانند مثل گذشته در ترکیه فعالیت کنند و همانند دیگر اخوانی‌های پناه‌آورده به اردوغان، قربانی‌های این چرخش کامل او به سوی حکام سعودی خواهند بود. از سوی دیگر، حکام سعودی نیز برای نجات از باتلاق یمن حاضر شده‌اند آن حمایت گذشته خود را از الاصلاح کنار بگذارند. نشانه این موضوع را می‌توان در ترکیب شورای ریاست جمهوری دید که سعودی‌ها بعد از کنار گذاشتن عبد ربه از مقام به اصطلاح ریاست جمهوری تشکیل داده و هیچ یک از اعضای الاصلاح را در آن وارد نکرده‌اند. سلطان العراده تنها عضوی از این شوراست که گفته می‌شود رابطه نزدیکی با الاصلاح دارد، اما باید گفت که نفوذ او در مأرب و فرمانداری این منطقه استراتژیک یمن است که باعث شده است سعودی‌ها او را در شورای ریاست جمهوری قرار دهند تا نزدیکی‌اش به الاصلاح. به این ترتیب، عربستان‌سعودی الاصلاح را عملاً از نقش سیاسی آینده یمن حذف کرده و با قربانی کردن آن در وهله نخست به دنبال مصالحه‌ای پایدار با امارات است تا هر دو بتوانند جبهه واحدی را در مذاکرات با صنعا پیش ببرند. این روند به معنای قربانی شدن یکی دیگر از شاخه‌های اخوان‌المسلمین است که این بار نه از سوی دشمنان بلکه به دست حامیان دیروز خود، سعودی‌ها و دولت اردوغان قربانی می‌شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار