در دوره انقلاب مشروطیت ایران، یادداشت نگاری بازاری گرم یافت و بسا مجموعهها در این باره به نگارش درآمد. اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، یکی از این وقایع نگاریهاست که سید احمد حسینی تفرشی از دیوانیان آن دوره قلمی کرده است. در دوره انقلاب مشروطیت ایران، یادداشت نگاری بازاری گرم یافت و بسا مجموعهها در این باره به نگارش درآمد. اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، یکی از این وقایع نگاریهاست که سید احمد حسینی تفرشی از دیوانیان آن دوره قلمی کرده است. ایرج افشار که متن این یادداشتها را در سال ۱۳۵۱ و توسط انتشارات امیرکبیر روانه بازار نشر ساخت، در باب محتوای آن آورده است:
«متن این یادداشتها در دفترچه محاسباتی فرنگی به قطع جیبی و خط شکسته نستعلیق نسبتاً ریز منشیانه و خوش تحریر شده و جمعاً بالغ بر ۶۲ ورق است و افسوس که یکی دو ورقی از آن مفقود شده است. نسخه این یادداشتها در میان بقایای کتابخانه مرحوم سعید نفیسی دیده شد و به لطف خانم پریمرز فرزاد (نفیسی) همسر آن استاد فقید، در اختیار من قرار گرفت و از آن عکس تهیه شد. اینک که توفیق انتشار اثر نصیب نویسنده شده است، امتنان خود را به مناسبت این اجازه و لطف که میراث کم مانند و یادگار ارجمند مرحوم سعید نفیسی است، به خانم نفیسی ابراز میکنم. یگانه منبع اطلاع در باب احوال حاجی میرزا احمد حسینیتفرشی، همین یادداشتهاست که از چند جای آن اطلاعات مختصر عاید میشود. از جمله یکجا به طور کامل نام نویسنده در صفحه شش از نسخه خطی، به صورت حاجی میرزا احمد تفرشی حسینی دیده میشود. اطلاع مؤثر دیگری که از زندگی نویسنده در متن یادداشتها دیده شد، وضع خدمتگزاری اوست در دستگاه و دربار محمدعلیشاه و کار کردنش زیر دست صاحب جمع. این نکته از اشاراتی برمیآید که در باب صاحب جمع دارد.
مؤلف که از صداقت و ساده دلی بیبهره نیست، مثل اغلب افراد نوکرباب و ذلیل در دستگاه دولت که در جریان حوادث سیاسی مهم دو دلاند و منتظر فرصت که به کدام قطب بگرایند، جهتی مشخص ندارد! از خلال نوشتههایش برمیآید که میل او به جانب مشروطهطلبان بیشتر است یا آنکه از ترس، چنین حالتی را در نوشتههای خود بروز میداده است. از طرفی، چون بو میبرد که مشروطهطلبان، محمدعلیشاه و اعوان و انصارش را درهم خواهند کوبید، نگران آینده زندگی است که چه برسرش خواهد آمد. یک بار آنقدر ترس بر او غلبه میکند که دچار پیچش میشود! مؤلف به مجلس شورای ملی هم رفت و آمدی داشته است و اخبار را خواه از باب شایعه یا حقیقت، همه را در یادداشتها آورده است. البته مقادیری از مطالب ناصحیح است و شایعهای بیش نبوده است، از قبیل رفتن حاجی حسین آقای امینالضرب به سفارت انگلیس در تهران. بعضی اطلاعات اختصاصی، از این یادداشتها عاید میشود، مثلاً مطلبی که درباره تقویم چاپی سال ۱۳۲۵ میخوانیم یا ابیاتی که درباره نصراللهخان مشیرالدوله ضبط شده است. یادداشتها خلاصهای از رئوس اخبار و منظماً هم نوشته نشده است. علیهذا در بعضی از موارد، در اتصال مطالب و پیوستگی اخبار، گسیختگی و گسستگی دیده میشود. چون بعضی از اوقات در نوشتن مطالب وقفه روی میداده و آنها را پس از مدتی دراز دنبال میکرده است، درآوردن تواریخ پس و پیشی حادث شده و در نقل پارهای از تواریخ، اشتباه روی داده است. نویسنده که از دیوانیان عصر قاجار است، به ضوابط دستور زبان و قواعد املایی توجه کافی ندارد. چنانکه میدانیم، در آن دوره اغلاط املایی در نوشتههای معمولی، بسیار دیده میشود. من به اکثر این اغلاط در ذیل صفحات اشاره کردهام و گاه در مواردی چند برای سهل شدن قرائت، متن کلماتی میان []قرار داده و به متن الحاق کردهام....»