مأموران پلیس پایتخت در آخرین مرحله از طرح کاشف۳۴۲تبهکار دیگر را که به شیوههای مختلف امنیت جامعه را تهدید کردهبودند، بازداشت کردند. کلاهبرداری با وعده دریافت وام، سرقت ناشیانه دستگاههای ماینر، آموزش کلاهبرداری در زندان و سرقت۵۰میلیاردی از خانه پلیس بازنشسته از جمله جرائمی بود که در سیاهه جرائم ثبت شدهبود.
در حاشیه طرح کاشف تعداد زیادی از متهمان دستگیر شده به حیاط پلیسآگاهی منتقل شدهبودند و همچنین تعدادی از مالباختگان هم حضور داشتند که برای گفتگو با آنها به سراغ تعدادی از آنها رفتم.
کلاهبرداری به بهانه پرداخت وام!
متهم مربی بدنسازی بود. او با گرفتن مجوز شرکتی به بهانه پرداخت وام مرتکب کلاهبرداری میلیاردی شده بود.
چند سال داری؟
۴۸ سال.
سابقه داری؟
خیر.
قرار بود چه خدماتی ارائه بدی؟
در سایت دیوار آگهی داده بودیم تا افراد با پراداخت کارمزد کمی وام بگیرند. حین ثبت نام متقاضیان علی الحساب از آنها یک میلیون تا ۶میلیون تومان پول گرفتیم.
چه سالی مرتکب این جرم شدی و چه مبلغی کلاهبرداری کردی؟
سال ۹۵ حدود ۳ میلیارد تومان کلاهبرداری کردم.
چند شاکی داری؟
۱۶۷ نفر.
این چند سال کجا بودی؟
فراری بودم.
در ایران یا خارج از ایران؟
نه، در کشور بودم و در چند شهر مختلف متواری بودم.
سرقت میلیاردی از خانه ویلایی پلیس بازنشسته
دیگر متهم حاضر در حیاط پلیس آگاهی پسر جوانی بود که با همدستی یکی از دوستانش در خلوتی و تاریکی شب به خانههای ویلایی در شهرک غرب دستبرد زده بودند. یکی از شاکیان این پرونده زن میانسالی بود که افسر بازنشسته بود که با ما گفتگو کرد. سارقان سرمایه ۵۰ سال زحمت او را یک شبه سرقت کردهبودند.
سارقان چه زمانی از خانه شما سرقت کردند؟
اردیبهشت بود که دو سارق به زور وارد خانهام شدند و مرا بیچاره کردند.
درخانه تنها بودید؟
خیر، با عروس و پسرم زندگی میکردم. آن شب آنها هم در خانه بودند.
چطور متوجه سارقان شدید؟
شب بود که صدای فریادهای عروسم را شنیدم و رفتم داخل حیاط دیدم دو مرد جوان در حالیکه صورتشان را پوشانده بودند و سلاح سرد همراهشان بود از دیوار خانه به حیاط پریده و عروسم را تهدید میکنند. از آنجاییکه پلیس بازنشسته بودم حدس زدم آنها مسلح باشند و خطر جانی ما را تهدید کند. پسرم را آرام کردم و نگذاشتم با آنها درگیر شود. بعد به سارقان گفتم چه میخواهید که گفتند رمز گاوصندوق. رمز را گفتم و خواستم عروسم را رها کنند. آنها دست و پای ما را بستند و داخل زیرزمین حبس کردند سپس از داخل گاوصندوق حدود ۱۵میلیارد تومان طلا و دلار سرقت کردند و گریختند.
چرا این همه دلار و طلا داخل گاوصندوق خانه نگه داشته بودید؟
آنها را آماده کرده بودم تا برای عروسی دخترم به استرالیا ببرم.
شاکی در آخر گفت: «زحمات ۵۰ سالهام یک شبه سرقت شد.»
ناشی بودیم!
باز هم کلاهبرداری از سایت دیوار و به دام انداختن فروشندگان کالا، این بار متهم که برای کار از یکی از شهرهای جنوبی به تهران آمده بود، با گردشی در فضای مجازی شیوه سرقت از فروشندگان سایت دیوار را یاد گرفته بود و بقیه ماجرا.
شغلت چه بود؟
بیکار بودیم و با دوستم برای کار به تهران آمدیم.
سابقه داری؟
خیر.
چه شد که پایت به سرقت باز شد؟
در فضای مجازی از جمله اینستاگرام دنبال شغل بودیم که خبرهای سرقت را خواندیم. این شیوه از سرقت را با خواندن خبرها یاد گرفتیم.
از شیوه سرقت برایمان بگو.
در سایت دیوار فروشنده ماینر و پی استور را پیدا میکردیم.
چرا این دو دوستگاه؟
به خاطر اینکه خریدار این دو دستگاه زیاد بود، بعد با آنها در منزلشان قرار میگذاشتیم. بعد که وارد خانه میشدیم با بستن دست و پای صاحبخانه، دستگاه را سرقت میکردیم.
شاکی خانم هم دارید؟
نه، وقتی وارد خانه مورد نظر میشدیم، اگر در آن خانه زن یا بچهای بود ازتصمیممان منصرف میشدیم.
چقدر کاسب شدید؟
هیچ کدام از وسایل را نفروختیم، میترسیدیم بفروشیم. باور کنید تا حالا اینکار را نکرده بودیم. ما حتی به فکرمان نرسید صورتمان را بپوشانیم.