کد خبر: 1093339
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
محمدجواد لاریجانی در اولین سالگرد انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰:
رئیسی سیاست خارجی را به جایگاه شایسته یک کشور قوی می‌برد محمدجواد لاریجانی به روند مذاکرات خوش‌بین است، اما در عین حال تأکید دارد که هرگز نباید روی اینکه محصول این مذاکرات در‌های عظیمی به روی ما باز کند، حساب کنیم، البته اگر باز شد، مفت چنگ ما و اگر نشد، نباید مهم باشد.

خبرگزاری ایرنا به مناسبت اولین سالگرد انتخاب سیدابراهیم رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور اسلامی ایران گفت‌وگویی با محمدجواد لاریجانی، سیاستمدار کهنه‌کار و مدیر پژوهشگاه دانش‌های بنیادی انجام داده است. او در این گفتگو، پیرامون پایان جریان اصلاحات، انحراف دولت احمدی‌نژاد، غیرحرفه‌ای و عجله‌ای بودن برجام و فدا شدن منافع ملی در پای آن و در نهایت وضعیت سیاست خارجی دولت سیزدهم و تلاش دولت رئیسی برای تصحیح اشتباهات و فرصت‌سوزی‌های دولت روحانی در سیاست خارجی صحبت کرده است.

برخی معتقدند جریان دوم‌خرداد به پایان رسیده است، چون نه عقبه‌ای دارد و نه تفکری، تحلیل شما از جریان دوم‌خرداد در حال حاضر چیست؟
جریان اصلاحات در ایران یک کژراهه است. یک مدلی وجود دارد که شروع آن انحراف در فکر است و به تدریج تبدیل به نفاق سیاسی و بعد به بغی یعنی خروج علیه نظام مشروع منجر می‌شود. اولین مشکل کژراهه اصلاحات، انحراف فکر مبنایی است، یعنی متوجه نشدند که بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، گرچه آزادی و استقلال هم است، اما از همه آن‌ها مهم‌تر تأسیس یک نظام مدنی سیاسی کاملاً جدید است که مبنای مشروعیت آن ولایت است و از لحاظ مدل کاری یکی از روش‌های بسیار مدرن، یعنی دموکراسی عملیاتی است. برای اینکه بفهمید ریشه نظری این جریان چیست، باید به اهل قلم آن‌ها رجوع کنید تا ببینید این افراد چه می‌گویند، نهایتاً حرف‌شان این است که اسلام دین قدیمی و متعلق به نماز و روزه و برای اقوام عرب بوده است و زندگی مدنی ما باید عرفی به معنای سکولار باشد، از این رو این کژراهه و انحراف فکری محسوب می‌شود. ممکن است شما فردی را خیلی دوست داشته باشید، اما به دلیل اینکه وی از مسیر حق انحراف پیدا کرده است باید این دوستی را تمام کنید. من با آقای خاتمی دوستی بسیار نزدیک و با مهندس موسوی هم رابطه کاری سنگین و زیادی داشتم، اما انحراف موجب می‌شود به رغم اینکه علاقه‌مند به این دوستی هستیم، آن را کنار بگذاریم. انحراف فکری آرام‌آرام شروع می‌شود و جریانی که گرایش سکولار داشت، در دوم‌خرداد به یک قدرت سیاسی تبدیل شد، در نهاد خود دچار نفاق بود چراکه با قانون اساسی که در آن ولایت فقیه و نظام و همه امورات بر اساس اسلام است، همخوانی نداشتند و مجبور بودند منافقانه عمل کنند، یعنی بگویند ما قانون اساسی را قبول داریم، در حالی که اینطور نبود. زمانی که نفاق سیاسی پیش می‌رود، تبدیل به شورش از جمله در سال‌های ۷۸ و ۸۸ و در نهایت منجر به براندازی می‌شود، لذا اینکه شما می‌بینید بخش زیادی از جبهه اصلاحات با براندازی مشکلی ندارد، همین است. در دوره ریاست جمهوری اسبق هم این انحراف را دیدیم، به طوری که شاهد بودید که امام زمان مقدم بر هر چیزی شد در حالی که علقه ما به امام زمان به خاطر اقامه شرع است، نه اینکه خوش‌تیپ و خوش‌بیان باشد، بنابراین آن‌ها هم به کژراهه رفتند و جلوی ولی فقیه ایستادند. امروز هم اگر ما حساس نباشیم، تخم انحراف وجود دارد و برخی ممکن است به اسم عدالت منحرف شوند. در حالی که عدالت مستقل وجود ندارد و عدالت بر اساس اسلام است، اگر عدالت بدون نسبت با اسلام داشته باشید، یعنی همان چیزی که استالین و هیتلر هم گفتند، دیگر فایده ندارد، بنابراین دوم‌خرداد نباید موضوعی باشد که بگوییم با آن موافق یا مخالف هستیم بلکه دوم‌خرداد را باید زیر ذره‌بین بگذاریم و تحلیل کنیم که برای نسل امروز و آینده ما مفید باشد چراکه دوم‌خرداد رفته و یک عده نان آن و یک عده ضربه‌اش را خوردند.

ارزیابی شما در این زمینه در خصوص دولت آقای روحانی به چه صورت است؟
دولت آقای دکتر روحانی علی‌الاصول توسط جریان اصلاحات اداره می‌شد. خود او آدمی نیست که اصلاحات را قبول داشته باشد، ولی مهم عملیاتی است که صورت می‌گیرد. از نظر عقیدتی اصلاحات برای آقای روحانی مهم نبود و او این جریان را قبول نداشت ولی دولت قبل از نظر عملیاتی در دو دوره توسط اصلاح‌طلبان اداره می‌شد. تمام نسخه‌های دولت قبل نیز توسط جریان اصلاحات تأیید می‌شد، هر چند بد درآمد، مثلاً هنوز مرکب برجام خشک نشده بود، جشن اصلاحات شروع شد، ولی باد این بادکنک زود دررفت. ما باید مذاکره می‌کردیم و توافق هم باید انجام می‌شد، ولی کار غیرحرفه‌ای و به صورت عجله‌ای دنبال و احساس می‌شد آن‌ها مستأصل هستند که هر چیزی آمد، تأیید کردند و این در حالی است که کلی از منافع ملی ما در اینجا فدا شد. من نمی‌دانم کسی در نظام این سند برجام را خوب خوانده یا خیر، ولی من آن را چندین بار شخم زده‌ام و حتی بین ستون‌ها را نیز خواندم. این متن پر از مشکلاتی است که بار‌ها بیان کردم.

نسخه فکری جریانی که منتج به برجام شد، چه بود؟
نسخه این جریان این بود که ما باید در سیستم جهانی مندرج شویم و تصور می‌کردند سیستم جهانی فقط امریکا و اروپاست و راهی برای نجات ما جز این دو نیست و باید نقاط حساسیت آن‌ها را کنار بگذاریم، مثلاً اگر آن‌ها می‌گویند با اسرائیل سرشاخ نشوید، ما اسرائیل را قبول کنیم. اگر می‌گویند حزب‌الله و مقاومت را رها کنیم، این کار را انجام دهیم. اگر می‌گویند در داخل کشور احکام اسلامی همچون شرب خمر و زنا را برداریم، این کار را بکنیم. حساسیت غرب را کنار بگذاریم و باهم به توافق برسیم تا غرب در ایران سرمایه‌گذاری کند و مسائل ما حل شود، بنابراین دولت قبل دچار این اشتباه فکری بود و همه سرمایه‌گذاری خود را در این مسیر گذاشت.

در حال حاضر یکی از چالش‌ها این است که اگر برجام بد است، چرا این دولت پیگیر آن است.
ما یک معاهده‌ای با غرب بستیم که بسیار ضعیف و دارای سوراخ‌سمبه بوده است، ما یک قراردادی بستیم که بهای سنگین آن و سهم خود را نقد دادیم و حالا مجبوریم گدایی کنیم تا طرف مقابل سهم خود را بدهد. در حالی که یکی از اشکالات این بود که باید این تعهد را قدم به قدم اجرا می‌کردیم، یعنی ما قدم اول را برمی‌داشتیم و قدم بعدی را دولت‌های مقابل برمی‌داشتند و اگر نقض شد، ما هم دیگر نباید قدمی برمی‌داشتیم، اما ما همیشه قدم‌های خود را بیشتر برداشتیم. یکی از امکانات عظیم ما را که میلیاردی قیمت داشت در اراک از بین بردیم و ۱۹هزار سانتریفیوژ را غیرفعال کردیم. ما پروژه‌های بزرگ و فرصت‌های زیادی را از دست دادیم. بنا بود وقتی برجام امضا می‌شود، مقدار زیادی گشایش در قسمت تحریم‌ها داشته باشیم که نشد و هر روز آن ضرر بود، بنابراین برجام معاهده‌ای است که ما سهم خود را پرداختیم و حالا مطالبه، سهم ماست، از این رو دولت فعلی باید سعی کند سهم ما را بگیرد و در واقع مذاکرات فعلی برای گرفتن سهم خود است، ولی نباید به آن آویزان بود و معطل مذاکرات ماند. ما هیچ چیزی را بر این تعهدات نباید اضافه کنیم، این معاهده مقدار زیادی از اتساع معنوی استفاده کرد، چون این متن می‌تواند بر اساس برداشت، عوض شود. دولت امریکا اینطور بود که هرگاه یک پاراگراف درمی‌آمد، آن قسمت را با یک فکت‌شیت بیرون می‌داد تا بگوید روایت درست همین است و ما هم در مقابل ساکت بودیم، در حالی که ما باید مرتب فکت‌شیت بیرون می‌دادیم، بنابراین اکنون نوع قرائت ما از این معاهده مهم است.

مهم‌ترین اقدامات دولت سیزدهم در زمینه سیاست خارجی چیست؟
به هر کشوری یک مدل دیپلماسی می‌آید، مثلاً دیپلماسی دولت امارات نمی‌تواند مدل یک کشور قوی و مستقل باشد، اما ما یک کشور مستقل و قوی هستیم که استقلال و قوت خود را به دست آوردیم و این را کسی به ما نداده است بلکه دست‌های خود را بر زانوی خود گذاشتیم، یا علی گفتیم و خدا هم به ما کمک کرد، لذا سیاست خارجی ما باید متناسب با این اصل باشد. آن مدل سیاست خارجی که در مدار غربی است، شایسته جمهوری اسلامی نیست، یعنی قطع نظر از اینکه درست نیست، شایسته ما هم نیست. اکنون آقای رئیسی سیاست خارجی ما را به سمتی می‌برد که شایسته ما و مبتنی بر یک کشور قوی است و ما در همکاری و گفتگو را هم به روی کسی نبسته‌ایم، حتی به روی امریکایی‌ها هم نبستیم و به آن‌ها گفتیم یک تعهدی کردید و باید انجام دهید، لذا این دولت، دنیا را محصور در امریکا و فرانسه ندیده است که اگر با ماکرون صحبت کند، خوشحال شود و بگوید کار تمام شده است، هر چند او هم سیاستمدار قوی در جهان غرب نیست. به نظر من، بسط روابط با چین و روسیه و کشور‌های همسایه در حد شأن خود آن‌ها سیاست درستی است و امنیت ما با همسایگان تضمین می‌شود. سیاست خارجی ما درست است و تصحیح خطا‌های گذشته در آن وجود دارد، البته این خطا‌ها یک‌شبه تصحیح نمی‌شود و توفیقات هم یک‌شبه به دست نمی‌آید بلکه باید با حوصله و ثبات قدم پیش برویم. به روند مذاکرات خوش‌بین هستم، اما هرگز نباید روی اینکه محصول این مذاکرات در‌های عظیمی به روی ما باز کند، حساب کنیم، البته اگر باز شد، مفت چنگ ما، اما اگر نشد، نباید مهم باشد، هر چند باید مذاکرات را به شکل فنی و دقیق و با تمام هنرمندی پیش ببریم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار