طنین «آهویی دارم خوشگله/ فرار کرده ز دستم/ دوریش برایم مشکله/ کاشکی اونم میبستم» از باند کوچک کنار چرخ و فلک پخش میشود طنین «آهویی دارم خوشگله/ فرار کرده ز دستم/ دوریش برایم مشکله/ کاشکی اونم میبستم» از باند کوچک کنار چرخ و فلک پخش میشود. چرخ و فلک به واسطه اهرم توسط خود عمورضا یا کارگرش در حال چرخش است. بچههای قد و نیمقد دست در دست پدر و مادر منتظر هستند تا نوبتشان شود و چند دقیقه لذت سوار شدن به چرخ و فلک عمورضا را بچشند؛ لذتی که در آخر هم به دو عدد ژله کوچک ختم میشود که میهمان عمورضا هستند.
عمورضا چرخ و فلکی! مردی که عاشق بچههاست و بچهها هم عاشق چرخ و فلک و البته خودش هستند. مردی حدوداً ۵۰ ساله که شغلهای زیادی عوض کرده است و در آخر تصمیم میگیرد چرخ و فلکی بسازد و یک گوشه این دنیا برای کسب درآمد حلال تلاش کند. چهار سالی است که چرخ و فلک عمورضا عصر به عصر کنار پارک ابیانه در منطقه سرآسیاب دولاب دارالمؤمنین تهران پارک میشود. اطراف این پارک، چندپارک دیگر هم چرخ و فلک دارد، اما چرخ و فلک عمورضا برای بچهها مزه دیگری دارد.
نه چرخ و فلک عمورضا، یک چرخ و فلک معمولی رنگ و رو رفته است و نه عمورضا خودش یک آدم بیذوق و شوقی بوده که صرفاً برای کسب درآمد درگیر این شغل شده باشد. همین دو دلیل کافی است که بچهها به عشق چرخ و فلک عمورضا راهی این محله شوند. خیابان شهید اللهدادی در محله پیروزی عصر به عصر مملو از موتورسیکلتها و خودروهایی است که منتظر هستند تا نوبت فرزندشان شود. نکته جالب این است که برخی پدران و مادران فرزند کوچک دو ساله و سه ساله خود را برای ۱۰ دقیقه به دست عمورضا میسپرند و خودشان در ماشین مینشینند، چراکه خیالشان از همه بابت راحت است. در تمام طول مدت کرونا و حتی بعد که کرونا کمتر شد تمام چرخ و فلک هر روز ضدعفونی میشد و عمورضا مقید بود به محض پیاده شدن بچهها از چرخ و فلک به دستشان الکل بزند.
اکثر بچهها عمورضا را میشناسند و سلام و علیک گرمی هم بین پدران و مادران با عمورضا رد و بدل میشود. چرخ و فلک عمورضا فقط یک چرخ و فلک معمولی نیست و حکم یک شهربازی کوچک را پیدا کرده است. چراغانی دور چرخ و فلک، پخش شعرهای کودکانه و شاد، برچسبهای خاص روی چرخ و فلک، ماسک و عروسکهای فروشی و در نهایت انرژی خوب و مثبت عمورضا باعث شده است بچهها عمورضا را انتخاب کنند و حتی از چند محله دورتر هم برای همین چند دقیقه پیش او بیایند. عمورضا زمانبندی دقیقی برای سوار کردن بچهها روی چرخ و فلک دارد. یک تایمر روی چرخ و فلک نصب کرده است که با سوار شدن هر دور هفت تا هشت دقیقه زمان را نشان میدهد. عمورضا دستگاه کارتخوان دارد و ۱۰ هزار تومان میگیرد و بعد از بازی به بچهها دو عدد ژله رنگی کوچک هم میدهد و این هدیه همیشگی او به بچههاست.
حالا عمورضا دو هفتهای میشود به خاطر استقبال بچهها سرش خیلی شلوغ شده و به همین دلیل یک جوان را هم کنار دست خودش گذاشته و به قول خودش نانی هم سر سفره او میرود. عمورضا از این کار راضی است، هر چند میگوید: من هم دوست داشتم شغل دیگری داشته باشم، بیمه باشم، اما این شغل را بیآبرویی نمیدانم، خانواده و همسر و فرزندانم هم راضی هستند و خودم هم راضیام به رضای خدا و درآمد حلالی که سر سفره زن و بچهام میبرم.