بنیاد سینمایی فارابی به عنوان اصلیترین بازوی اجرایی و تولید فیلم سازمان سینمایی در جهت دادن به آثار سینمایی و تعیین اولویتها و رویکردها نقش غیرقابل انکار و مهمی دارد. دقیقاً به همین علت است که گفته میشود «بنیاد فارابی در قبال امید و ایجاد امیدواری در سطح جامعه مسئول است و آن چیزی که امید را به سینما میآورد، قهرمان است. بنیاد سینمایی فارابی به عنوان اصلیترین بازوی اجرایی و تولید فیلم سازمان سینمایی در جهت دادن به آثار سینمایی و تعیین اولویتها و رویکردها نقش غیرقابل انکار و مهمی دارد. دقیقاً به همین علت است که گفته میشود «بنیاد فارابی در قبال امید و ایجاد امیدواری در سطح جامعه مسئول است و آن چیزی که امید را به سینما میآورد، قهرمان است. نبرد بین خیر و شر، نبرد بین قهرمان و ضدقهرمان و فائق آمدن قهرمان بر دشواریهای مسیرش و پیروزیای که بعد از عبور از فراز و فرودها به دست میآورد، امید را برای مخاطب به ارمغان میآورد.»
حدود سه هفته پیش سازمان سینمایی متنی چندصفحهای را تحت عنوان رویکرد پنج ساله به بنیاد سینمایی فارابی ابلاغ کرد. در بخشهایی از مقدمه و چشمانداز این ابلاغیه آمده است: «بنیاد سینمایی فارابی به عنوان نهاد ملی سینمای ایران در راستای تحقق اهداف گام دوم انقلاب و در مسیر شکوفایی ۴۰سالگی انقلاب اسلامی، ذیل سیاستها و راهبردهای کلان و طرح تحول دولت سیزدهم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ناظر به ضرورت بازسازی ساختارهای فرهنگی کشور با مطالعه و آسیبشناسی ساختارها، فرآیندها و رویههای گذشته اقدام به تهیه طرح تحولی کرده است.»
در ادامه این برنامه ابلاغی و به خصوص در بخش رویکردها و اقدامات عملی که باید اتفاق بیفتد، مباحثی به صورت کلی آورده شده است که به دلیل تفسیرپذیری و عدمذکر جزئیات شفاف با اشکالاتی در حوزه اجرا و مصادیق مواجه خواهد شد، مثلاً در بخشی که تحت عنوان سیاستگذاری خوانده شده است، مباحث کلی مثل «سیاستگذاری نیل به سوی سینمای امید، اخلاق و آگاهی» مطرح میشود. در بخش «محتوایی» نیز همین رویکرد کلیگویی وجود دارد، چه اینکه قرار است «در لایه محتوایی تولید آثاری در جهت سینمای متعهد، دینی و انقلابی» رویکرد اصلی فارابی باشد.
این کلیگوییها در حالی است که سینمای کشورمان با مسائل ریز و درشت زیادی مثل جشنوارهگردی مدیران و دیدارهای رسانهای بیفایده با همتایان یا برخی سینماگران خارجی، یله و رها بودن فضای سینما از نظر محتوا، ژانر و رویکرد و نیز جهتگیری آثار دست و پنجه نرم میکند.
محمدتقی فهیم در رابطه با چگونگی رویکرد بنیاد سینمایی فارابی به عنوان یکی از مهمترین بازوهای تولیدی و اجرایی سازمان سینمایی به «جوان» میگوید: بنیاد فارابی باید تکلیف خودش را در حوزه تولید مشخص کند، به این شکل که بازوی سینمایی سازمان سینمایی و وزارت ارشاد است، به هر حال قرار است در راستای سیاستگذاریهای کلان وزارت ارشاد و رویکردهای جدی و به قول امروزیها استراتژیک جلو برود، باید تکلیف خودش را با این چیزها روشن کند و بداند که سرمایه را باید کجا مصرف کند. واقعیت این است که در تمام سالهای گذشته همواره فارابی به نوعی فرصتسوزی کرده و همیشه مشارکتهایش در بخش سینما بر ضداهداف خود بنیاد فارابی خروجی داشته است. معمولاً در کشورهایی که مثل ما در سینما حضور دارند و سرمایهگذاری میکنند (بیشتر منظورم کشورهایی مثل انگلیس، فرانسه و آلمان است) کلاً سرمایهگذاری در آثاری میکنند که نتایج آن مطابق فرهنگ غالب کشور و به ویژه در راستای دیپلماسی عمومی آن کشور باشد. مثلاً فرانسه یا ایتالیا اگر سرمایهگذاری میکنند (به دلیل اینکه ما در حال کپیبرداری از کارهای آنها در سینما هستیم) خیلی تکلیفشان روشن است، حتی رویکردها از قبل مشخص میشود- من این حرف را چند وقت پیش در برنامه «هفت» هم گفتم- مثلاً شما فرض کنید اگر ایتالیا از الان میخواهد یک بودجهای را که مصوب کرده سرمایهگذاری کند، به طور مشخص اعلام میکند فلان مبلغ معین را کمک میکنیم به فیلمهایی با موضوع جهانگردی و جذب توریست به کشور، خب این یک رویکرد خیلی روشن است و به جز این مورد از اثر دیگری حمایت نمیکند و خیلی شفاف به همه این مسئله را اعلام میکنند.
اولین گام شفافیت رویکردها
فهیم با اشاره به اینکه ما طی سالیان گذشته چنین رویکردی را در مورد بخشهایی مثل فارابی ندیدهایم، ادامه میدهد: شما تصور کنید یک طرحی یا فیلمنامهای به فارابی برده میشد و حالا دیگر لابیها و شوراهایی که بودند فعال میشدند و به صرف اینکه احتمالاً یک فیمسازی صاحبنام است یا اینکه فیلمسازی که قبلاً فیلمهای خوبی ساخته کفایت میکرده است تا بنیاد فارابی به تولید آن فیلم ورود بکند! البته نتیجه این کارها را بعدها دیدیم، مثلاً همین فیلم آخر رضا میرکریمی (نگهبان شب) که در جشنواره فیلم فجر هم نمایش داده شد، یک محصول مشخص است که فارابی پای کار آن آمده بود!
وی در مورد اقداماتی که فارابی باید انجام دهد، اظهار میدارد: به نظر من اولین کاری که باید فارابی آن را انجام دهد این است که رویکردهایش را به صورت شفاف اعلام کند و بگوید که ما صرفاً در این موارد سرمایهگذاری میکنیم و خارج از این مسائل هم کمکی به سینما نمیکنیم. بله مشخص است که بخش خصوصی الان در حال انجام کار است و کسانی مثل آقای اطیابی فیلم «انفرادی» را میسازد و سعید سهیلی هم «گشت ارشاد ۳» را. اما اگر قرار است بودجه عمومی و جایی مثل فارابی به تولید ورود کند، باید از قبل همه چیز هدفگذاری شده باشد و نمیشود دوستان در دفاترشان منتظر بمانند تا رفقا مثلاً طرحی یا فیلمنامهای بیاورند و حالا هر چیزی هم بود، آنها تصویب کنند و بدتر از همه این است که عموماً چنین کارهایی را به اعتماد به خود فیلمساز حواله میدهند، با این استدلال که حالا زمان فیلمبرداری و اجرا، اشکالات برطرف و درست میشوند و همینطور به جلو میروند که در نهایت نتیجه چنین اهمال و اقداماتی هم مشخص است!
فهیم میافزاید: اگر بخواهم این بخش از بحث را جمعبندی کنم، باید عرض کنم که اگر فارابی میخواهد مسیر سالهای گذشته را نرود و حضور و مشارکتش در سینما نتیجهبخش باشد، حتماً باید رویکردهایش را اعلام کند. در واقع ما باید بدانیم که امسال بنیاد فارابی در چه ژانرها و زمینههایی پول میدهد و هزینه میکند تا ما فیلم بسازیم، بنابراین در امتداد و ادامه اتخاذ چنین رویکردی نباید صرفاً به اسم فیلمساز کار داشته باشد بلکه باید بر آن رویکردهایی که مورد نظرش است، توجه و تمرکز داشته باشد و اینکه فیلمنامههایی- از سوی هر کسی که آمده- چقدر با آن رویکردها انطباق دارد. آنها باید دفترچه اقدامات سالانه اعلام کنند، مثلاً بعد از اتمام جشنواره فیلم فجر و در اسفندماه اعلام کنند سال آینده در چه حوزهها و عرصههایی و با چه شاخصههایی قرار است در راستای تولید اثر به فیلمسازان کمک کنند، البته این مسئله فقط متوجه بنیاد فارابی نیست و متأسفانه در بدنه بخشهای مختلف سازمان سینمایی نیز وجود دارد.
عضو انجمن منتقدان اظهار میدارد: هر چند اقدامات خوب سازمان سینمایی در ارائه برنامههای آینده بخشهایی مثل انجمن سینمای جوان و دیگر بخشهایی که در تولید نقش یا اثر دارند را باید حرکت در مسیر روشنیبخشی حدود و ثغور و تبیین وظایف قسمتهای مختلف قلمداد کرد، ضمن اینکه بازه زمانی یک ساله نمیتواند متر و معیار درستی برای خروجی گرفتن از اقدامات و تحرکات سازمان سینمایی و همه بخشهای زیرمجموعه آن باشد، چه اینکه هنوز هیچ فیلمی از خروجی این مدیریت بیرون نیامده است که ملاک قضاوت قرار بگیرد. همه میدانیم آثار اقدامات و دستورالعملهای مدیران سینمایی در درازمدت مشخص میشود و مدیریتهای کوتاهمدت در حوزههایی مثل سینما و فرهنگ جواب نمیدهد و حتی برخی معتقدند برای پایش اقدامات مدیران این حوزهها چهار سال هم زمان مناسب و خوبی نیست. ما میبینیم که اگر قرار باشد از برخی پروژهها نتایج خوبی به دست بیاوریم، زمان خیلی مهم است. فرض کنید حتی ساخت یک فیلم سینمایی ممکن است چند سال زمان ببرد، طول مدت ساخت سریالها که بعضاً به چهار سال و هفت سال هم میکشد. میخواهم عرض کنم وقتی که هنوز هیچ فیلمی از خروجی این مدیریت جدید بیرون نیامده است، نمیتوانیم عملکرد آنها را قضاوت کنیم، ضمن اینکه صرفاً اسم بردن از برنامههای پنج ساله و تدوین رویکردها نکته امیدوارکنندهای است، اما اصلاً کفایت نمیکند، چه اینکه خیلی کلی هستند و باید مصادیق متعین اعلام و معرفی شوند و اینکه چه آثاری در کدام حوزهها و ژانرها قرار است ساخته شود. این مسائل در دنیایی که از سینما حمایت میکنند، اتفاق میافتند و به طور روشن و شفاف این مسائل اعلام میشوند و خارج از آن چارچوبها هم اقدامی صورت نمیگیرد.
وی میگوید: اگر دوستان در بنیاد فارابی مثل گذشته (دولت قبل) فرصتسوزی نکنند و صرفاً به دنبال سپری کردن ایام و دوران مدیریتشان نباشند، حتماً باید به صورت جدی در حوزه تولیدات هدفمند وارد بشوند. آنجاست که تازه آثار از زیر سایه خنثی بودن درمیآیند، لااقل تکلیف مخاطب روشن میشود که مثلاً قرار است فارابی پنج تا فیلم تولید کند که موضوع و مضمونش مشخص است و بنده و شما، منتقد و خبرنگار هم میدانیم که نقدمان در چه ارتباطی است و از کدام منظر قرار است نگاه منتقدانه داشته باشیم.
فارابی جوگیر نشود
فهیم در ادامه میافزاید: نکته دیگر این است که بنیاد فارابی باید در حوزه سینمای اجتماعی و تنوع ژانر دقت داشته باشد و اصلاً نباید با موج حرکت کند یا تحت تأثیر جو حاکم قرار بگیرد. یک آفتی که الان وجود دارد این است که عمده تولیدات ما تکژانر هستند، یعنی سینمای اجتماعی. فارابی وقتی قرار است به عنوان بازوی سینمایی و با بودجه عمومی ورود کند، باید به سمت موضوعات بر زمین مانده برود که کسی از بخش خصوصی به سمت تولید آنها نمیرود. در حوزه سینمای اجتماعی از فیلمسازان جوان تا بسیاری از پیشکسوتان سینمای ما در حال ساخت اثر هستند. بنیاد سینمای فارابی حتماً این را میداند که مشکل سینمای ما کمبود ژانر و گونه است؛ اینکه همه فیلمها تلخ هستند و اغلب در یک مایه ساخته میشوند. قطعاً ما فیلم تلخ هم نیاز داریم، فیلم غمناک هم لازم داریم، اما نیاز سینما و مخاطب که فقط اینها نیست بلکه اینها میتوانند و باید هم باشند، اما در کنار شیرینی. ما هم مخالف ساخت فیلم تلخ نیستیم، اما اینکه اکثر فیلمهایی که در طول سال ساخته میشوند- ما سالانه حدوداً بیش از ۱۰۰ فیلم میسازیم- اکثریتشان با درونمایه و تم مشترک باشد، آفتی است که وجود دارد و این اتفاق باعث زده شدن و به دنبال آن ریزش مخاطب میشود.
این منتقد سینما با اشاره به اینکه اگر قرار است به سمت رونق سالنها حرکت بکنیم، یکی از حداقل گامهایی که باید برداشته شود، تنوعبخشی به گونهها و ژانرهای سینمایی است، تأکید میکند: من فکر میکنم فارابی همه این مباحث را باید به صورت شفاف اعلام کند و برای تحقق آنها برنامهریزی لازم را انجام بدهد و رویکرهایش را با جزئیات اعلام کند تا فیلمسازان بدانند که برای چه کارهایی باید سراغ فارابی بروند و همینطوری فیلمنامه و طرح ننویسند و آنجا نفرستند که بعد فیلمنامههایشان رد شود و به خاطر آن یک موج منفی هم علیه خود فارابی ایجاد شود! اما اگر تکلیف فیلمساز روشن باشد، کسانی که با آن درونمایه، تم یا گونه نزدیک هستند یا درباره آنها میخواهند اثر بسازند، فیلمنامهشان را برای فارابی ارسال میکنند، در غیر این صورت در جای دیگری به دنبال سرمایهگذار و حامی میگردند، البته نیازی نیست که همه زیرمجموعههای سازمان سینمایی رویکرد فارابی را داشته باشند بلکه جایی مثل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی باید کار خودش را با اعلام شفاف رویکردهایش انجام دهد، البته مشخص است آنجا که باید انعطاف بیشتری داشته باشد و با فیلمساز همراهی بیشتری از خود نشان دهد، انجمن سینمای جوان است، چه اینکه جوانها میخواهند در آنجا تجربه کسب کنند، اما جاهای حرفهای مثل مرکز گسترش و بنیاد فارابی و بخشهای حاکمیتی مثل حوزه هنری، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و سازمان اوج که از بودجههای عمومی استفاده میکنند، باید تکلیف فیلمسازان را از ابتدای هر سال مشخص و رویکردها و اولویتهایشان را اعلام کنند و در اختیار رسانهها قرار دهند که از چه آثار و فیلمهایی حمایت خواهند کرد. به نظر من تا این اتفاقات نیفتد، در آینده نه چندان دور با وضع موجود که هیچ بلکه حتی با وضعی خیلی بدتر از وضع موجود مواجه خواهیم شد.
حذف قهرمان از سینما
یکی از معضلاتی که چند سالی است بر سینمای کشورمان عارض شده، مسئله عدممعرفی و وجود قهرمان است، در حالی که این مؤلفه مهم در صورت پرداخت و معرفی عمیق و شخصیتپردازی درست، حتی توان جهتدهی به جامعه را هم دارد. واقعیت این است که سینمای کشورمان به صورت عمدی اقدام به حذف قهرمان در آثارش کرده است و نکته جالبتر سکوت و همراهی بخشهای دولتی با این رویکرد حذفی است. این اتفاق در حالی رخ داده است که کشورمان در یک نبرد فرهنگی و تمدنی بسیار بزرگ و جدی با دنیای غرب قرار گرفته است و دشمنان با تولید آثاری در ذیل تفکرات و دستورالعملهای استکباریاش درصدد نابودی فرهنگ و تمدن کشورمان و از هم پاشیدن همگرایی و وحدت قومی و فرهنگی مردم ایران هستند. در چنین فضایی که اقتضائات زمان و جامعه ایجاب میکند که در این نبرد سرنوشتساز سینما به عنوان یکی از بازوهای قدرتمند هر کشوری در ارائه و تقویت الگوهای فرهنگی و تمدنیاش و نیز ضریب دادن به انگارهها و ارزشهای اجتماعی، دینی و مذهبیاش به ایفای نقش بپردازد، سیننمای کشورمان به دنبال تولید آثاری از جمله کمدیهای سخیف و مبتذل یا ساخت فیلمهای اجتماعی سیاهنمایانه با ارائه صورتی پلشت و زشت از درون جامعه ایرانی حرکت میکند که بدون دخالت دشمن در حال ریشهکنی آداب و فرهنگ و ارزشهای جامعه است.
این منتقد سینما در رابطه با فقدان تنوع ژانر و در ادامه آن نداشتن قهرمان در آثار سینمای اظهار میدارد: وقتی صحبت از نبود ژانر و گونههای متنوع در فیلمسازی میکنیم یا وقتی میگوییم رویکردها باید به صورت شفاف و صریح اعلام شود، منظورمان همین است. بنیاد فارابی در قبال امید و ایجاد امیدواری در سطح جامعه مسئول است. نبرد بین خیر و شر نبرد بین قهرمان و ضدقهرمان و فائق آمدن قهرمان بر دشواریهای مسیرش و پیروزیای که بعد از عبور از فراز و فرودها به دست میآورد، امید را برای مخاطب به ارمغان میآورد. فارابی باید مثلاً سالانه پنج تا فیلم با کاراکترها یا درونمایه خیر و شر و محوریت قهرمان را حمایت کند و البته این باید تفکیکشده باشد کدام قهرمان؟ قهرمانهای معاصر، قهرمانهای کهن یا قهرمانهای اساطیری؟ به نظرم در قالب یک دفترچه باید اینها تبیین و اعلام شوند.
بیتوجهی سینما به اقتباس
فهیم با تأکید بر اینکه فراتر از بحث قهرمان در سینمای ما بحث اقتباس است، خاطر نشان میکند: ما در ادبیات تقریباً آثار قابل دفاعی داریم، مثلاً در عرصه دفاع مقدس و تاریخ شفاهی خیلی وضعمان خوب و دستمان پر است. فیلمساز بخش خصوصی که نمیرود به سمت اقتباس! تا سینمای ما با اقتباس پیوند نخورد و از این منابع استفاده نکند، طبعاً قهرمانی هم نخواهیم داشت. همه داستانهای ما قهرمان دارند. همین کتاب خاطرات بچههای دفاع مقدس که منتشر میشوند، همهشان قهرمان دارند، حتی ادبیات قبل از انقلاب هم قهرمان دارد و ما اگر قرار است قهرمان داشته باشیم، سینمای کشورمان باید از این ذخیره و منابع موجود استفاده کند و این کار جاهایی مثل بنیاد فارابی است. بخش خصوصی وقتی میتواند در عرض یک ماه یک اثر کمدی گیشهپسند بسازد و سریع هم اکران کند و درآمد هنگفتی هم به دست بیاورد، به سمت کارهایی با پشتوانه پژوهش نمیرود.
وی در پایان تأکید میکند: اینها آن مسائلی است که بخشهایی مثل بنیاد فارابی باید به دنبال انجامشان باشد. همین فرانسه که در حال برگزاری جشنواره «کن» است، فیلمهایی را که در این جشنواره برنده میشود به اسکار نمیفرستد بلکه فیلمی مثل بینوایان را که دارای منبع اقتباسی از فرهنگ و ادبیات خودش است به نمایندگی از کشورش به اسکار میفرستد، برای اینکه آن اثر دارای یک منبع و اقتباس است. بحث بیگانگی سینمای ما با اقتباس یک معضل جدی است و سینمای ما مثل سینمای خیلی از کشورهای قدرتمند دنیا با اقتباس و ادبیات عجین است. همین سال گذشته در بین برندگان جایزه اسکار و جشنوارههای دیگر آثاری بودند که فیلمساز از داستانها و رمانهای مختلف اقتباس کرده است. وقتی ما در مورد رویکردهای فارابی حرف میزنیم و میگوییم که دارای چشمانداز ژانر باشد، همین است.