کد خبر: 1085676
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
«قدیس»؛ ماجرای آشنایی کشیش مسیحی با امام علی (ع) رمان «قدیس» اثر ابراهیم حسن‌بیگی که توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است، نگاهی تاریخی به پس از حکومتداری حضرت علی (ع) در دوران خلافت ایشان دارد. به عبارت دیگر روایتی از زندگی کشیشی است که دوست دارد کلکسیونر کتاب‌ها و اسناد خطی باشد.
مصطفی محمدی

رمان «قدیس» اثر ابراهیم حسن‌بیگی که توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است، نگاهی تاریخی به پس از حکومتداری حضرت علی (ع) در دوران خلافت ایشان دارد. به عبارت دیگر روایتی از زندگی کشیشی است که دوست دارد کلکسیونر کتاب‌ها و اسناد خطی باشد.
خیلی‌ها بر این باور هستند که همیشه عشق آدم را نجات می‌دهد و در رمان با همین پدیده مواجه هستیم. عشق کشیش به کتب خطی، او را به مردی تاجیک می‌رساند که می‌خواهد کتابش را بفروشد، اما همیشه در مسائلی که ارزش مادی داشته باشد، شیطنت هم وجود دارد. تعدادی جنایتکار مرد تاجیک را می‌کشند و از خانه کشیش سرقت می‌کنند. این آغاز ماجرایی است که در نهایت کشیش را به مطالعه سرگذشت حضرت امیر (ع) علاقه‌مند می‌کند.
کشیش مسیحی که در مسکو زندگی می‌کند و دوران کودکی و بخشی از زندگی‌اش را در بیروت گذرانده است، اکنون نیز مجبور می‌شود برای حفظ جان خود به بیروت برود؛ جایی که هم برخی اقوامش در آنجا زندگی می‌کنند و هم دوستان محققی، چون جرج جرداق، نویسنده کتاب «الامام علی صوت العداله الانسانیه» منتظرش است.
با سفر کشیش به لبنان، ماجرا‌ها شکل‌گیراتری به خود می‌گیرد و البته داستان وارد روایت‌های تاریخی می‌شود و نویسنده تلاش می‌کند وقایع تاریخی پس از حکومت امام علی (ع) را یکی پس از دیگری با پیچ وتاب‌هایی تعریف کند. همین موضوع باعث می‌شود، به نظر برسد نویسنده کمی از موضوع روایت اصلی داستان که در واقع کشیش مسیحی است دور شود؛ کشیشی که در نوعی مظلومیت خاص قرار گرفته است، اما به سوی حق رهنمون می‌شود و درمی‌یابد مظلومیت او در مقابل علی (ع) چیزی نیست.
رمان کنایه‌های فراوانی دارد که حکام نالایق کشور‌های عربی را نشانه می‌رود و آن‌ها را ادامه حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس معرفی می‌کند.
با وجود اینکه نویسنده از ترکیب خوبی برای روایت زمان حال و زمان تاریخی رمان استفاده کرده و یک‌راست روایت‌های اصلی را در پیش گرفته است، اما می‌توان اقرار کرد داستان بسیار هوشمندانه از پیچ‌وتاب‌های یک رمان پلیسی هم بهره می‌برد. در پایان رمان، جنایتکاران دستگیر می‌شوند و کشیش با گنجی بزرگ در دل که در سفر بیروت یافته است به کشورش بازمی‌گردد!
در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: «کشیش همان طور که فنجان قهوه در دستش بود، پرسید: اگر داشتن حکومت دینی به معنای بقای دین نیست، پس چرا حاکمان دینی پس از علی اصرار به استقرار حکومت دین داشتند و حکومت را لازمه دین می‌دانستند؟ جرج پاسخ داد: آن‌ها حکومت را برای دنیای خودشان می‌خواستند و به دین تمسک می‌جستند. دین بهانه‌ای بود تا حکومت کنند. دین را در خدمت قدرت خود می‌خواستند، نه حکومت را در خدمت دین.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار