حقوقهای نجومی بلبشوی فدراسیون فوتبال ایران را تکمیل کردند و فعلاً کشمکشها بر سر این است که دستمزدهای چندین میلیونی سرپرست قبلی و فعلی تیمملی را چه کسی تأیید و تصویب کرده است! حقوقهای نجومی بلبشوی فدراسیون فوتبال ایران را تکمیل کردند و فعلاً کشمکشها بر سر این است که دستمزدهای چندین میلیونی سرپرست قبلی و فعلی تیمملی را چه کسی تأیید و تصویب کرده است!
وقتی فاش شد مجتبی خورشیدی، سرپرست ناشناخته تیمملی در زمان مدیریت خوبان عالم بیش از یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به جیب زده، خیلیها از تعجب خشکشان زد، ولی تا یادشان افتاد این اتفاق در زمان حضور عزیزیخادم بوده راحتتر با موضوع کنار آمدند. طبق اسناد منتشر شده فردی که مشخص نشد چطور یک شبه این مسئولیت مهم را برعهده گرفته، به خاطر سمت پارهوقتش ماهانه ۳۵ میلیون تومان دریافت کرده و بعد از صعود به جام جهانی هم توسط رئیس فدراسیون، ۹۱۵ میلیون تومان پاداش به حسابش واریز شده است! هم حقوق ماهانه خورشیدی بابت سرپرستی تیمملی عجیب است و هم پاداش نزدیک به یک میلیاردی که نصیبش شده، آن هم در شرایطی که طبق مصوبه فدراسیون پرداخت پاداش بیش از ۶۵ میلیون تومان غیرقانونی محسوب میشود.
آشفتهبازار فدراسیون فوتبال هر روز شدیدتر میشود. بعد از عزل موقت عزیزیخادم انتظار میرفت تغییر و تحول در رأس مدیریت این فدراسیون پرحاشیه به داد فوتبال برسد، اما در روزگاری که هرج و مرج به اوج خود رسیده، رئیس معزول و اعضای هیئترئیسه به جان هم افتادهاند و هر کدام برای پیروزی در این جنگ داخلی راه خود را میروند. میرشاد ماجدی، سرپرست فعلی فدراسیون عملاً هیچکاره است و نقشی در تحولات ساختمان خیابان سئول ندارد. این وسط دوجناح موافق و مخالف خوبان عالم برای رسیدن به اهداف خود به تکاپو افتادهاند. عزیزیخادم و حامیانش به کمیته اخلاق شکایت کردهاند تا هیئترئیسه مخالف خود را زمین بزنند. طرف مقابل یعنی هیئترئیسه نیز در اقدامی مشابه بیکار ننشسته و از عزیزیخادم به کمیته اخلاق شکایت کرده است. نکته مهم اینکه کمیته اخلاق یکی از حامیان عزیزی خادم بوده و باید دید چطور قرار است بیطرفانه در خصوص دو شکایت مطرح شده تصمیمگیری کند.
دستمزد نجومی ۳۵ میلیونی که ماهانه نصیب سرپرست پیشین تیمملی شده، اگرچه از نظر رسانهها و مردم بیعدالتی است و قطعاً حق مجتبی خورشیدی نبوده، اما او این نظر را ندارد. خورشیدی نهتنها این حقوق را حق خود دانسته، بلکه پرده از یک واقعیت تلخ دیگر نیز برداشته است: «شفافیت، ویژگی هر جامعه سالم است. همه چیز را در اتاق شیشهای قرار دادن تا مردم و رسانهها در جریان امور ملی و بیتالمال قرار گیرند، بسیار عالی و نکوست، اما نه با آمار دروغ و ارقامسازی و حذف واقعیات و سانسور! در خصوص حقوق و دستمزد بنده باید به استحضار مردم و اهالی محترم فوتبال برسانم که حقوق بنده ماهانه ۳۵ میلیون تومان از تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۰ تا ۱۰ فروردین ۱۴۰۱ طی قراردادی تعیین شد که از این قرارداد فقط هفت یا هشت ماه حقوق دریافت کردم. حال سؤال من این است؛ حقوق اینجانب در شرایط وحشتناک بازیهای مقدماتی جام جهانی با آن شرایط و شانس صعود و همهگیری کرونا که به آن اشاره شد، زیاد است یا حقوق سرپرست فعلی تیم ملی که در شرایط گل و بلبل و تیم صعود کرده برای ایشان تعیین شده است. از حمید استیلی عزیز، پوزش میخواهم و معتقدم حق این چهره ملی است که این مبلغ را بگیرد، ولی مبلغ ٣٥ میلیون بنده در بوق و کرنا میشود و مبلغ ١٠٠ میلیون ماهانه او را هیچکس نمیبیند. نکته بعدی درباره پاداشهاست؛ پاداش دریافتی طبق مصوبه هیئترئیسه بوده و خلاف و مغایر مصوبات هیئترئیسه نبوده و نیست. بهعنوان مدیر و سرپرست تیم ملی همان مبلغی را دریافت کردهام که به تمامی اعضای تیم پرداخت شده است.»
سرپرست فعلی، اما همانطور که انتظار داشتیم تلویحاً ادعاهای خورشیدی را تکذیب کرده و حرف از کار بیمزد و مواجب در فدراسیون زده است. حمید استیلی با اشاره به موضوعات مطرح شده اظهار داشت: «علاقهای به اظهارنظر در مورد مسائل حاشیهای ندارم، اما بعضی وقتها لازم است حقایق بیان شود. از سال ۹۶ به دعوت مهدی تاج به عنوان مدیر تیم ملی فوتبال امید در خدمت فدراسیون فوتبال بودم. همچنین به عنوان عضو کمیته فنی و بعد از آن سرمربی تیم ملی امید، اما در طول نزدیک به سه سال یک ریال دستمزد از فدراسیون دریافت نکردهام با اینکه قرارداد داشتم، ولی به دلیل شرایط و مشکلات فدراسیون هیچ مبلغی دریافت نکردم. اصولاً تا جایی که به یاد میآورم چه در دورهای که فوتبال بازی میکردم و چه در زمان مربیگری به دنبال پول نبودم و این مسئله اولویت من نبود.» مدیر تیم ملی فوتبال موفقیت تیمملی و احساس تکلیف برای کمک به فوتبال را اولویتهای اصلی خود خواند: «زمانی که بحث منافع ملی و تیم ملی در میان باشد هیچ اولویت دیگری برایم وجود ندارد. در تیمملی امید شبانهروز برای حل مشکلات مالی و رفع کاستیها تلاش کردم و باز هم به فکر دریافت دستمزد خودم نبودم و چیزی دریافت نکردم، چون اولویت برایم موفقیت تیم بود و هدفی به جز فراهم کردن شرایط مطلوب برای موفقیت تیم نداشتیم. روزی که حساب فدراسیون به دلیل بدهی مالیاتی مسدود میشود، من هم کنار رئیس و دبیرکل حضور دارم و با تمام توان خود به میدان میآیم، احساس تکلیف میکنم که اگر ارتباط یا توان من میتواند به خدمت فوتبال کشور بیاید با همه وجود باید تلاش کنم.»
فدراسیون رئیس ندارد، تکلیف هیئترئیسه معلوم نیست، همه از هم شاکی هستند، نجومی حقوق و پاداش میگیرند، ولی زیربار نمیروند و تکذیب میکنند. تیمملی جامجهانی را در پیش دارد و بلاتکلیفی بیداد میکند. این واقعیتها را که کنار ادعاهای مطرح شده برای کمک به فوتبال ایران میگذاریم، باورمان نمیشود دستمزدهای نجومی و تخلفات گستره مالی واقعیت نداشته باشند.