طلبه همدانی هم که سه سال پیش با گرای یک بازیگر خارجنشین در خیابان مضروب شد با زبان روزه به شهادت رسید و اتفاقاً طلبه مشهدی هم به لحاظ زیست اجتماعی بسیار شبیه اوست؛ سادهزیست، گمنام و جهادی. این نشان میدهد آن روحانیتی که بیش از همه مورد خشم و غضب دشمن است، دقیقاً چه خصوصیاتی دارد؛ روحانیتی که در عرصه کار و تلاش و گرهگشایی از مشکلات مردم، مرد عمل است و رابطهای عاطفی با مردم دارد؛ روحانیتی که پاکدست است و از بیتالمال برای خود و نزدیکانش کیسهای ندوخته و مالی نیندوخته است؛ روحانیتی که ترجیح میدهد در گمنامی و برای رضای خدا کار کند و اولویت فعالیتهایش جلوی چشم بودن نیست و برای رضای خدا کار میکند. باب شهادت باز است و گویا خداوند متعال به بندگان خاص خود نشانههای زیست و مرگ معنوی را نشان میدهد و این بیت از اشعار شاعر انقلابی کشورمان را تداعی میکند که از آخر مجلس شهدا را چیدند...
جالب است که در وضعیتی که دشمن میکوشد به واسطه رسانه، چهره روحانیت را مخدوش و مردم را علیه این قشر بدبین کند، این اقدامات به مردم این پیام را یادآور میشود که بخشی از روحانیت همچنان در صف جهاد و خدمتگرازی حضور دارند و در این راه مظلومانه مورد هجوم شقیترین دشمنان هستند و خون پاکشان در صحن و سرای مقدس این آب و خاک بر زمین میریزد و اگر دشمنان اسلام میدانستند که خون مظلوم چه اثری دارد، هرگز چنین خطایی مرتکب نمیشدند. به راستی که شهدا شمع محفل بشریتند.