کد خبر: 108224
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۴:۳۸
نگاهی قضائی و حقوقی به رویدادهای پس از انتخابات در گفت‌وگوی «جوان» با حجت‌الاسلام علی شاهرخی، رئیس کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس
گفت‌وگو با رئیس کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در مورد وقایع پس از انتخابات آن هم در زمانی که هیچ کدام از سرکردگان و بانیان اصلی اغتشاشات پس از انتخابات به محکمه قضائی فراخوانده نشده‌اند، شاید جالب باشد. ما علی شاهرخی را در لابی اصلی مجلس ملاقات کردیم اما به دلیل شلوغ بودن آن فضا ترجیحاً مصاحبه را در دفتر ایشان واقع در طبقه اول مجلس انجام دادیم. او از اولویت‌های قوه قضائیه به ریاست آملی لاریجانی تا بیانیه مجمع روحانیون مبارز و عملکرد موسوی، کروبی و خاتمی صحبت می‌کند و می‌گوید زمان آن رسیده که به تخلفات سرکردگان اغتشاشات رسیدگی شود. در ذیل گفت‌وگوی ما را با رئیس کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای مجلس می‌خوانید.علت تنظیم شکوائیه نمایندگان مجلس برای رسیدگی به جرائم میرحسین در هفته گذشته که از سوی حجت‌الاسلام حمید رسایی رسانه‌ای می‌شد را چه می‌دانید و آیا شما از امضا کنندگان آن نامه بوده‌اید؟این نامه و شکوائیه چندی قبل تنظیم شد و بنده هم از امضاکنندگان نامه هستم. مضاف بر اینکه بنده قبل از تنظیم این شکوائیه در مصاحبه‌های مختلف گفته بودم شرایط برای تعقیب کیفری آقای میرحسین موسوی از لحاظ قانونی مهیاست، چرا که همانطور که همه مردم می‌دانند جماعتی پس از انتخابات و بدون مجوز در خیابان‌ها ریختند و خسارات و زیان‌های فراوان به کشور وارد کردند و در کل به امنیت جامعه لطمه جبران‌ناپذیری زدند. در مملکت ما مواردی برخلاف مصلحت و صلاح کشور واقع شد و موسوی به عنوان یکی از عوامل اصلی و مسببین اغتشاشات و ناآرامی‌های اخیر قطعاً باید رفتار و عملکردش مورد رسیدگی دستگاه‌های قضائی قرار بگیرد. مردم متوقع هستند که این موضوع مورد رسیدگی قرار بگیرد و این از مطالبات مردم است. مردم معتقدند آنچه علیه مصالح و منافع آنها از سوی اشخاصی واقع شده است باید مورد رسیدگی و پیگرد قانونی قرار بگیرد، ما هم به عنوان نمایندگان مردم باید مطالبات آنان را پیگیری کنیم و تنظیم این شکوائیه هم در همین راستا صورت گرفته است.چرا از نظر زمانی این شکایتنامه دیر به دادستان کشور ارجاع شده است؟این شکایتنامه مدتی پیش دست برخی از نمایندگان بود و صحبتی بود که نامه را قبل‌تر از این به دادستانی تحویل دهیم و دنبال این بودیم که افکار عمومی زمینه لازم را داشته باشند. امضا زودتر از اینها صورت گرفته بود ولی ارسال تا چند روز پیش به طول انجامید و یکی از دلایلش این بود که احساس می‌کردیم شاید اشخاص اصلی این جریان احساس ندامت کنند و برگردند، اما اینطور نشد و ما تصمیم گرفتیم این نامه را به دادستانی کشور ارجاع دهیم. با گذشت زمان ماهیت و فتنه این افراد بارزتر شد و نه تنها دست از مواضع غیراصولی خود برنداشتند بلکه در برخی زمان‌ها هم تندتر عمل کردند.می‌توان امیدوار بود که با توجه به این شکوائیه پای آقایان موسوی و کروبی به دادگاه کشیده شود؟من معتقدم برای تعقیب این افراد نیازی به تنظیم این نامه و امثال آن نبوده است. تنظیم این نامه به معنای آن است که نمایندگان هم مصرانه خواستار بازجویی این افراد هستند. نمایندگان خواسته‌اند بگویند ما هم مثل آحاد مردم خواستار برخورد با متخلفان و تخطی‌کنندگان از قانون هستیم.مواضع و عملکرد کروبی را در چند ماه اخیر به عنوان یک روحانی چگونه می‌بینید؟کروبی ادعاهایی را مطرح و تهمت‌هایی را به نظام وارد کرد که هیچ‌گونه سند و مدرکی هنوز هم که چندین هفته می‌گذرد به مقامات قضائی ارائه نداده است. تصور من این است که صحبت‌ها و رفتار و ادعاهای کروبی سادگی او را اثبات می‌کند و افرادی از ساده‌لوحی او سوء استفاده کرده و او را تحت تأثیر قرار می‌دهند.آیا هر کس که ساده بود می‌‌تواند تهمت و افترایی را علیه نظام مطرح کند و بعد هم هیچ‌گونه برخورد قانونی و قضائی با او صورت نگیرد، آن هم ادعاهایی که تا الان خوراک تبلیغاتی کشورهای بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران شده است؟ در اینکه آقای کروبی اشتباه کرد، شکی نیست و اینکه می‌گویم کروبی ساده است رفتار و عملکرد او را توجیه نمی‌کند و تکلیف از انسان ساده برداشته نیست و او باید جوابگوی اعمال خود باشد. اما نظر من این است که از سادگی او سوءاستفاده شده ‌ و او را تحریک کرده‌اند ولی این به معنای گذشتن و چشم‌پوشی کردن از رفتار و اعمال خلاف قانون کروبی نیست.اگر کروبی هم ادعایش درست بود و واقعیت داشت که نداشت، اگر اثبات می‌شد که نشد قطعاً نباید او این موضوع را رسانه‌ای می‌کرد و دشمنان نظام را علیه نظام تحریک می‌کرد. اگر این ادعاهایش صحت داشته باشد باید موضوع را از طریق مجاری قانونی رسیدگی و پیگیری می‌کرد. کروبی اول اینکه مسائلی خلاف واقع مطرح کرد و دوم آنکه نباید موضوع را رسانه‌ای کرده و رسانه‌های دشمن را هم تغذیه می‌کرد. او می‌توانست مسائل رابه عنوان دلسوز نظام قبل از همگانی کردن به مسؤولان ذی‌ربط اطلاع می‌داد. کروبی به فرض صحت ادعاهایش نباید آنگونه به نظام ضربه می‌زد. سادگی کروبی مثل گذشته کار دست او داد و این سادگی مدح نیست و یک عیب به شمار می‌آید آن هم برای کسی که مدعی رئیس‌جمهوری کشور بود. جامعه و مردم پی برده‌اند کسی که در مقام اثبات ادعایش نمی‌تواند بربیاید و تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار می‌گیرد نمی‌توانست رئیس‌جمهور یک کشور باشد. اگر کروبی امین و زیرک بود قبل از آنکه به آبروی نظام لطمه بزند باید از کسانی که این موضوعات خلاف واقع را به او گفته‌اند مدارک و سند مطالبه می‌کرد. کروبی با عملکرد خود در این چند ماه نه تنها به آبروی نظام لطمه وارد کرد بلکه آبروی خود را هم در پیشگاه ملت برد. امیدوارم کروبی به اشتباهات خود پی ببرد و هرچه سریع‌تر به آنها اعتراف کند و از راه اشتباه و نادرستی که در پیش گرفته برگردد.به عقیده شما با توجه به اینکه کروبی ملبس به لباس روحانیت هستند نباید به تخلفات ایشان در دادگاه ویژه روحانیت رسیدگی کرد؟همین‌طور است و اگر بنا باشد که تعقیبی صورت بگیرد در مورد کروبی مرجع همان دادسرای ویژه روحانیت است اما در آیین‌نامه مربوط به نحوه رسیدگی به جرائم روحانیون دادگاه ویژه روحانیت این مسأله هست که اگر دادگاه ویژه روحانیت پرونده را به دادگاه عمومی ارجاع بدهد آن مرجع موظف به رسیدگی است. به هر حال به جرائم و تخلفات کروبی در صورت رسیدگی باید به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شود.اینکه کروبی و موسوی بعد از گذشت چند ماه بر مواضع غیرقانونی گذشته خود پافشاری می‌کنند نشان از سوءاستفاده آنها از رأفت و عطوفت نظام نمی‌تواند باشد؟به هر حال آنچه تا الان اتفاق افتاده یک مماشاتی است، حالا اسمش رأفت، مصلحت یا چیز دیگری باشد. تصور این است که دستگاه قضائی خواسته در یک زمانی این کار یعنی رسیدگی به پرونده موسوی، خاتمی و کروبی را انجام دهد که جامعه هم توجیه شده و شرایطی فراهم شده باشد که جزو مطالبات عموم هم قرار گرفته باشد. من تصور می‌کنم دیگر الان به آنجا هم رسیده‌ایم و این آقایان یا با توجه به وضعیت فعلی بیایند و اظهار ندامت بکنند(آن زمان بحث رأفت اسلامی مطرح می‌شود، شاهد مثال رأفت اسلامی آن است که طرف خاطی منفعل باشد و بخواهد جبران کند)یا اینکه در راستای مطالبات مردم با آنها برخورد قانونی بشود.با توجه به عوض شدن رئیس قوه قضائیه،‌مهم‌ترین اولویت‌های قوه قضائیه را به عنوان رئیس کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس چه می‌دانید؟خواست مردم و جامعه ما رسیدگی عادلانه به دادخواست‌هاست و همه آنها دادرسی عادلانه و قانونی را در مورد همه افراد خواهان هستند؛ دادرسی‌ای عادلانه است که می‌تواند همه مردم را به حق قانونی‌شان برساند و اگر این عملی بشود مردم امیدوارتر به زندگیشان ادامه می‌دهند، کسانی هم که حقوق دیگران را تضییع می‌کنند با دادرسی عادلانه از اعمال خلاف قانون خود دست برمی‌دارند. پس عمده‌ترین رسالت قوه قضائیه این است که شرایط رسیدگی عادلانه را به مطالبات مردم فراهم بکند.فراهم کردن دادرسی عادلانه مستلزم دو امر است؛ یکی قانون و دیگری مجری قانون که قانون را در محاکم اجرا می‌کند بنابراین هم و غم این مجموعه این باید باشد و کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس هم آمادگی دارد که لوایح موردنیاز این قوه که به مجلس برای تصویب می‌آید را به تصویب برساند و با توجه به فضای پیش آمده پس از انتخابات که عده‌ای فضای امنیتی جامعه را مخدوش کردند قوه قضائیه قطعاً این قضیه را دنبال می‌کند و کار را شروع کرده‌اند الا اینکه بعضی از عوامل اصلی حوادث پس از انتخابات که شما هم به آنها اشاره کردید تعقیب نشدند. من گمان می‌کنم تکمیل کار مرجع قضائی این است که دانه درشت‌های حوادث پس از انتخابات را هم دستگیر کند و اگر تاکنون هم به خاطر مصلحت و عدم توجیه افکار عمومی این کار را انجام نداده است، این کار را هرچه سریع‌تر عملی کند و ما معتقدیم پرونده وقایع پس از انتخابات با دستگیری و محاکمه سران اغتشاشات تکمیل می‌شود.رسانه‌ها و شخصیت‌های اصلاح‌طلبان دائماً به موضوع بازداشتگاه کهریزک دامن می‌زنند و این را عنوان می‌کنند که جلسه دادگاه خاطیان آن باید علنی برگزار شود. به فروع پرداختن وقایع پس از انتخابات بدون در نظر گرفتن موضوع اصلی با چه هدفی از سوی اصلاح‌طلبان صورت می‌گیرد؟در اینجا دو اتفاق افتاده یکی آنکه عده‌ای بر خلاف مصالح نظام اعمال مجرمانه‌ای علیه اشخاص و جامعه انجام داده‌اند که تحت تعقیب قرار گرفتند و یک مسأله دیگر آن است که در کنار این موضوع بازداشتگاهی به نام کهریزک بوده که در آنجا تندروی‌هایی صورت گرفته و اشتباهاتی رخ داده است. بین دستگیری آشوبگران و زندان کهریزک تقارنی به وجود آمده و این هم باعث آن شده است که عده‌ای به موضوع اصلی نپردازند و به موضوع فرعی روی بیاورند و آن هم به خاطر اینکه افکار را از موضوعی اصلی منحرف کرده و درجهت خواست خود سوق دهند اما عادلانه این است که بر اعمال مجرمانه افرادی که به خیابان‌ها ریختند و به اموال و حیثیت مردم لطمه زدند هم رسیدگی لازم را صورت دهیم و انتظار تعقیب کیفری سرکردگان آنها را داشته باشیم و هم کسانی که در بازداشتگاه اشتباهاتی را مرتکب شده‌اند را مورد بازجویی قرار دهیم و به پرونده آنها هم رسیدگی بشود. ما اگر فقط بگوییم با آنها که علیه امنیت کشور اعمالی را صورت داده‌اند برخورد شود خیلی عادلانه به نظر نمی‌رسد کما اینکه مقام معظم رهبری نسبت به هر دو قضیه حساسیت نشان دادند. ما نباید یک موضوع را فدای دیگری کنیم اما آنچه مسلم است اینکه اقداماتی که علیه مملکت و امنیت کشور صورت گرفته وسیع‌تر و حساس‌تر است چرا که آنها فقط قصد آشوب و به هم ریختگی اوضاع را نداشتند بلکه قصدشان براندازی نظام و حکومت بود و ما نسبت به هر دو قضیه باید حساسیت داشته باشیم و هیچ کدام را مورد اغماض قرار ندهیم. بنده شخصاً نسبت به آنچه علیه نظام و مردم صورت گرفته حساس هستم آن هم به عنوان یک شهروند و نسبت به آنچه نسبت به بازداشت‌شدگان صورت گرفته هم حساسیت دارم. اینکه اشخاص یا رسانه‌ها موضوع اصلی را کمرنگ کنند و موضوع فرعی را علم کنند غیرقابل قبول و غیرمنطقی است و این کار را همانطور که عرض کردم با این هدف صورت می‌دهند که اذهان و افکار عموم مردم را از موضوع اصلی منحرف کنند. آنها نمی‌خواهند پرونده حوادث پس از انتخابات به نقطه‌ای برسد که منجر به دستگیری عوامل و اشخاص اصلی این موضوع شود. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند به پرونده کهریزک و عوامل آن باید رسیدگی شود اما این نباید دستاویزی باشد برای کمرنگ کردن موضوع اصلی که همان مخدوش کردن امنیت جامعه است.یکی دیگر از موضوعاتی که رسانه‌های اصلاح‌طلب به آن دامن می‌زنند موضوع «طرح وحدت ملی» است. به عقیده شما چرا رسانه‌ها و شخصیت‌های اصلاح‌طلبان به دنبال فراهم کردن زمینه برای پیاده کردن این طرح هستند؟به نظر من موضوع وحدت، امری لازم و اساسی است که در همه حکومت‌ها و جوامع مختلف مسأله ای مهم به شمار می‌آید و در فضای کنونی کشور ما هم موضوعی قابل توجه است اما اینکه ما بیاییم عده‌ای که جنایت کردند و جرم مرتکب شده‌اند را در مقابل عده‌ای بگذاریم که علیه‌شان جرم مرتکب شده کار درستی نیست. این وحدت معنایی ندارد و انگاری مسائلی جزئی بین دو گروه اتفاق افتاده است در شرایطی که موضوع مهم‌تر از اینهاست.ما در مورد این موضوع باید ببینیم چه کسانی جرم مرتکب شده‌اند، آیا مجازات دارد یا نه؟ اگر کسانی جرم مرتکب شده‌اند و فضای کشور را ناامن کرده‌اند، دست به کارهای خلاف قانون و مصلحت زده‌اند چرا باید با آنها ‌آشتی صورت بگیرد. اختلافات اگر در سطح معمولی و عادی باشد خوب است چرا که هم باعث پیشرفت و توسعه کشور می‌شود و هم می‌توان به وحدت در آن امیدوار بود اما اینکه ما مجرمان آن هم مجرمان اصلی را تحت عنوان وحدت و آشتی ملی مقابل کسانی قرار بدهیم که جرمی مرتکب نشده‌اند کار اشتباه و نادرستی است. افرادی که جو ناامن پس از انتخابات را به وجود آورده‌اند در مقابل مردم و قانون مسؤولند و مراجع قضائی هم وظیفه تعقیب آنها را دارد. اینکه کسی بگوید اینها را رها کنید و تعقیب نکنید تا تحت عنوان آشتی ملی مورد بخشش قرار بگیرند مثل این است که در جای کوچکی از کشور یک نفر به خانه عده‌ای حمله بکند، ناامنی ایجاد بکند، زن و بچه‌های خانواده‌های دیگر را مورد اذیت قرار بدهد و از اعضای خانواده بکشد و بعد کسی بگوید نباید این فرد خاطی را تعقیب کرد و او را مورد محاکمه قرار داد بلکه باید با او طرح وحدت و دوستی ریخت. در این رابطه کسانی که به حریم آنها تجاوز شده است و حقوق آنها مورد تضییع قرار گرفته است قطعاً خواهان رسیدگی به جرائم و عوامل غیرانسانی او هستند و آن فرد به دلیل رفتار غیرقانونی‌اش باید مورد محاکمه قانونی قرار بگیرد و باید بعد از متنبه شدن با او سازش و آشتی کرد. آیا ممکن است شخصی که خانه کسی را آتش زده، به حقوق دیگری تجاوز کرده یا بچه کسی را کشته است، بدون رسیدگی به محاکمه مورد عفو و بخشش و آشتی قرار داد؟ قطعاً جواب منفی است. اکثر قاطع کسانی که در انتخابات حضور پیدا کردند خواهان رسیدگی به پرونده سران اغتشاشات هستند. به نظر من قبل از هر آشتی و وحدتی برخورد قانونی و قضائی باسران اغتشاشات لازم است، البته اگر همه عوامل آشوب‌های پس از انتخابات بیایند و اظهار پشیمانی کرده و از گذشته خود احساس ندامت کنند شاید بتوان روی آشتی و وحدت ملی فکر کرد اما کسی که کوتاه نیامده و بر مواضع غیراصولی و غیرقانونی خود پافشاری می‌کند با او وحدت و آشتی معنایی ندارد و این مبنای حقوقی درستی ندارد.در جنگ سخت ما حول محور ولایت فقیه قرار گرفتیم و پیروز شدیم، هم‌اکنون که در وسط جنگ نرم قرار گرفته‌ایم محور و نقطه مرکزی چه باید باشد که باز هم پیروزی به دست آید؟ جنگ نرم خطرش از جنگ سخت کمتر نیست و ما همانگونه در جنگی که تمام دشمنان حزب بعث را تقویت کردند و نتوانستند به پیروزی برسند ما پشت سر ولایت فقیه قرار گرفتیم و به پیروزی رسیدیم. ما اگر در زمان و شرایط فعلی بخواهیم به مانند هشت سال دفاع مقدس به پیروزی برسیم باید به ولی فقیه جامع‌الشرایط که همان مقام معظم رهبری است گوش فرا دهیم و در هر لحظه و هر شرایطی تمام خواسته‌های ایشان را برآورده کنیم. اگر ما می‌خواهیم دشمن را در تمام عرصه‌ها چه مسائل سیاسی و چه غیرسیاسی ناکام نگه داریم و نگذاریم که نظام به تنزلزل بیفتد قطعاً باید حول محور ولایت حرکت کنیم و فاصله گرفتن از ولایت در این نبرد خسارتش هم از جنگ سخت بیشتر است.بیانیه مجمع روحانیون مبارز را در حمایت از آقای موسوی‌خوئینی‌‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این بیانیه مجمع روحانیون مبارز نوعی فرار به جلو است، در واقع آنها می‌خواهند دست پیش را بگیرند که پس نیفتند. اعضای مجمع روحانیون مبارز می‌دانند که از آرمان‌های امام فاصله گرفته‌اند و این چیزی نیست که غیرقابل انکار باشد. هر آدم منصفی که از بیرون نگاه می‌کند می‌بیند عملکرد این مجمع بعد از روی کار آمدن اصلاحات خصوصاً پس از انتخابات امسال عملکرد مجمع با اهداف امام (ره) و نظام زاویه گرفته است حتی بعد از انتخابات اخیر به رویارویی با نظام کشیده شد. مجمع روحانیون با فراخوان غیرقانونی که برای راهپیمایی داد به مبارزه آشکارا با نظام پرداخت. نقش مجمع روحانیون در دامن زدن به اغتشاشات با صدور بیانیه‌های متعدد بر کسی پوشیده نیست، اینها در حالی است که موسوی‌خوئینی‌ها دبیر کلی این مجمع را بر عهده دارد، طبیعی است که مجمع به حمایت از دبیر کل خود بیانیه بدهد و برای تطهیر چهره او دیگران را متهم بکند. سؤال همه ما از موسوی‌خوئینی‌ها این است که مگر شما خود را پیرو امام (ره) نمی‌دانید، مگر شما از رهبران تسخیر کننده دانشجویان پیرو خط امام در گرفتن لانه جاسوسی آمریکا نبوده‌اید، پس چگونه است که الان با دشمنان درجه یک کشور از جمله آمریکا و اسراییل همنوا شده‌اید، مگر این خصیصه باند منافقین نیست که با دشمنان از رو شمشیر بسته همنوایی می‌کنند. آقای خوئینی‌ها نگاه به خود بیندازد، ببیند ایشان بیشترین تطابق را با دشمنان نظام دارند یا منتقدان او، البته مجمع روحانیون از این بیانیه‌ها زیاد صادر کرده و تأثیری نداشته است.مردم آگاهند و خودشان قضاوت می‌کنند که چه کسانی صادقند و چه کسانی آب در آسیاب دشمن می‌ریزند. معرف خودی بودن یا بیگانه بودن عملکرد افراد است نه صرف بیانیه دادن و ادعای خط امامی داشتن. به عقیده بنده این افراد به جای صدور اینگونه بیانیه‌ها بهتر است رفتار و عملکرد خود را بازنگری کنند و ببینند به چه دلیل است که دشمنان نظام برای این گروه کف و سوت می‌زنند و چطور شده است که با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی این همه بین خود و مردم فاصله می‌بینند.روز 13 آبان سنبل استکبارستیزی و حمایت از ملت‌های مظلوم است این در حالی است که رسانه‌های اصلاح‌طلب در 13 آبانی که گذشت درصدد اغتشاش و درگیری بودند که البته موفق هم نشدند. این تلاش‌های مذبوحانه اصلاح‌طلبان را چگونه می‌بینید؟ 13 آبان از همان روزهای اول انقلاب شکل گرفته است وحضرت امام هم از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام خشنود و راضی شد و از همان سال به بعد این روز به نام روز استکبارستیزی نام گرفت و در همه سال‌ها مردم در این روز به راهپیمایی علیه مستکبران به خیابان‌ها می‌آمدند و عده‌ای قصد داشتند 13 آبان امسال را با شعارها و حرکاتی برخلاف اکثریت مطلق جامه به حاشیه بکشانند. ما در سال‌های متمادی گذشته شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سرداده‌ایم و اگر عده‌ای فریب خورده قصد داشتند در روز 13 آبان امسال شعارهای دیگری سر بدهند دشمن را راضی و خشنود می‌کرد و خیانت به کشور و نظام بود. کاری که دشمن را راضی و دوستداران انقلاب را ناراحت می‌کند چه توجیهی می‌تواند داشته باشد. البته در 13 آبان امسال هم ملت همان شعارها و مواضع سال‌های گذشته خود را سر دادند و عده‌ای که در اقلیت کامل هستند نیز نتوانستند جهت و حرکت عموم مردم را منحرف کنند. ملت از این خائنان نخواهند گذشت و این افراد باید به سمت اصلاح اعمال خودشان بروند و هر حرکتی که در مقابل نظام، امام و رهبری عزیز باشد نتیجه‌ای جز خسارت و زیان نخواهد داشت و قطعاً محکوم به شکست و درمانگی است.آقایان محمد خاتمی، موسوی‌خوئینی‌ها و مهدی کروبی که لباس روحانیت را یدک می‌کشند نباید با توجه به جرائم و تخلفات‌شان خلع لباس شوند؟آنچه مردم توقع دارند این است که اینها تعقیب کیفری شوند و مورد بازجویی قرار بگیرند و مطابق قانون با آنها رفتار شود. درنهایت اگر مرجع قانونی به این نتیجه رسید که خلع لباس شوند، آن را ما باید بگوییم که مرجع قضائی مربوط پس از رسیدگی این کار انجام داده است. اینکه ما حکم قضیه راصادر بکنیم کار خیلی جالبی نیست، البته همانطور که گفتم مرجع قضائی در صورت لزوم و بررسی می‌تواند این کار را انجام دهد. ما نمایندگان در شکوائیه‌ای که هم به دادستانی کشور تحویل داده‌ایم در مورد شخصی قضاوت نکردیم بلکه خواستار محاکمه و دستگیری خاطیان از قانون شده‌ایم. ما می‌گوییم در شرایط موجود وضع به نحوی است که این افراد را باید قوه قضائیه احضار کند و مورد بازجویی قرار دهد. ما اعمال این افراد را مجرمانه می‌بینیم ولی این مستلزم آن است که دردادگاه به جرائم آنها رسیدگی شود و دفاعیات آنها را هم بشنویم البته بنده بعید می‌دانم که این افراد دفاعیاتی داشته باشند و به عقیده من آنها باید محکوم به جرائم خودشان بشوند.بنده می‌گویم شرایط برای تعقیب کیفری این افراد مهیاست چرا که اعمال مجرمانه علیه امنیت کشور و مصالح کشور صورت داده‌اند و جامعه مرجع قضائی را پناهگاه خودشان می‌داند. قرائنی برای احضار آقایان به دادگاه وجود دارد ولی برای محکومیت باید آن را بسپاریم به رئیس محکمه تا او در این باره تصمیم بگیرد.به نظر شما کودتاگران پس از اینکه به هیچ نتیجه‌ای دست نیافته‌اند بعد از این دست به چه اقداماتی در جهت رسیدن به اهداف گذشته خود می‌زنند؟با توجه به علم کردن بحث وحدت ملی که این روزها از طرف رسانه‌های اصلاح‌طلب دامن زده می‌شود به نظر می‌رسد خود سران آشوب هم فهمیده‌اندکه دارای بدنه اجتماعی و مردمی نیستند و اگر بخواهند به همین منوال ادامه دهند باید منتظر ریزش بیشتر هواداران خود باشند، پس آنها چاره‌ای جز آشتی ظاهری با مردم و انقلاب ندارند با این کار هم موفق به فرار از محاکمه می‌شوند و هم می‌توانند فعالیت‌های نامشروع خود را به طرق دیگر ادامه دهند. طبیعی است آنها سعی می‌کنند با چهره و موضع‌گیری‌های نفاق‌آلود دست به اقداماتی علیه نظام و انقلاب بزنند. یکی دیگر از ابزار همیشگی آنها مظلوم‌نمایی در برابر مردم بوده است.
در کل آنها وقتی می‌بینند موضع‌گیری‌های رادیکالی و افراط‌آمیز نتیجه‌ای جز تنفر نزد مردم ندارد از این به بعد سعی می‌کنند با روندی نفاق‌آلود و مکارگونه خود را طرفدار قانون اساسی، مردم، انقلاب و امام (ره) نشان دهند و با این کار هم حاشیه اصلی برای خود به وجود آورده و هم به حرکت خزنده و زیرپوستی ادامه دهند اما اینگونه تلاش و کوشش آنها راه به جایی نخواهد برد چرا که در چند ماه قبل از انتخابات با سردادن شعارهایی مبنی بر راه و آرمان امام قصد منحرف کردن اذهان عمومی را داشتند اما ملت ما با هوشیاری و بالندگی فریب آنها را نخوردند و پاسخ منفی به اینگونه افراد دادند. اصلاح‌طلبان به خوبی دریافته‌اند که جایگاه آنها به شدت در بین مردم متزلزل شده است و از روی ناچاری و درماندگی دست به اقداماتی از این قبیل که ذکر شد می‌زنند اما مطمئناً راه به جایی نخواهند برد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار