ادعای پیشینهای تاریخی دارند و اخلاقمداری، اما ادبیات چند روز اخیر که در قالب بیانیه در رسانهها و فضای مجازی دست به دست میشود، به وضوح ثابت میکند نهتنها برخلاف ادعاهای پرطمطراقی که دارند بویی از اخلاقمداری نبردهاند، بلکه هنوز نمیدانند به عنوان الگوی هوادار باید چطور سخنرانی کنند تا حرفهایشان تأثیر مخربی در افکار طرفدارانشان نداشته باشد!
چنان قیافه حق به جانب میگیرند که گویی اگر دهان باز کنند در و گوهر از آن بیرون میریزد، اما حتی روی سکوها و بین تیفوسیها هم کمتر میشود اینگونه ادبیات سخیفی را دید! حرفهایی که پیش از آنکه درخواستی از مقامات فوتبال باشد کنایههایی انتخاب شده برای تخریب رقیب است و به چالش کشیدن آن قبل از مصاف رودررو!
رفتاری که به راستی در شأن دو باشگاه پرطرفدار پایتخت نیست، ولی این مهم گویی برای آقایانی که در رأس امور سرخابیها قرار دارند، کوچکترین اهمیتی ندارد که شخصیت، ادب و متانت را بوسیده و اینگونه با کنایه و به دور از ادب یکدیگر را مخاطب قرار میدهند.
مشکل، اما از جایی دیگر آب میخورد، اگرچه آنچه طی روزهای گذشته از پرسپولیس و استقلال شاهد بودیم بسیار تأسفبار است، اما کوتاه آمدن متولیان فوتبال و ورزش برابر این رویه که طی سالهای اخیر به یکی از نامیمونترین ناهنجاریهای فوتبال تبدیل شده و تشویش اذهان عمومی را به دنبال داشته، مهمترین مسئله در خصوص ادامهدار شدن این داستان است.
بیانیهنویسی، تهمت، افترا و زیر سؤال بردن طی سالهای اخیر به حربه و ترفند برخی تیمها، مربیان و مدیران برای رسیدن به اهدافشان خارج از مستطیل سبز تبدیل شده است. رفتار ناشایستی که نه فقط در شأن فوتبال ایران نیست که هواداران را نیز به شکلی نادرست تهییج کرده و اتفاقات ناخوشایندی را به دنبال دارد. با وجود این آقایانی که خود را مدافع حقوق هوادار میدانند، بیتوجه به این مهم، ذهنیت او را نشانه رفته و با تشویش اذهان عمومی به گونهای قدم برداشته و نامه نگاری میکنند که اوضاع بر وفق مراد آنها دچار آشفتگی شود تا آنطور که میخواهند از این آب گلآلود ماهی بگیرند.
هیجان، لازمه فوتبال است و در تمام دنیا همواره شاهد کلکل و کریخوانیهای زیادی قبل از مصافهای بزرگ و دربیهای حساس هستیم، اما مطرح کردن بحثهای صدمن یک غاز، تهمت، افترا و زیر سؤال بردن نتایج، قهرمانیها و بردها، نه فقط کوچکترین شباهتی به کریخوانی ندارد که ماهیت فوتبال کشور را زیر سؤال میبرد، نه صرفاً تیمی که رقیب با هدف و نیت تخریب آن دست به قلم میشود.
این داستان، اما یک جایی، قبل از آنکه بیش از این چوب حراج به حیثیت فوتبال ایران بزند باید به نقطه پایان برسد، آن هم به شکلی که دیگر کمتر کسی به صرافت ایجاد جنجال و حاشیه برای رسیدن به هدفی که در سر میپروراند، بیفتد. کافیست یکبار آقایانی که اینگونه بیمحابا جو و اذهان عمومی را متشنج میکنند، نقرهداغ شوند تا این درس عبرتی شود برای آنها که جای مسائل فنی در پی نتیجهگیری از راه حاشیهسازی هستند. تفاوتی ندارد که تیم صدرنشین باشند، مدافع عنوان قهرمانی یا مدعی که سالهاست نتوانسته رنگ موفقیت به خود ببیند. یک بار که این ماجرا با برخوردی جدی و اساسی مواجه شود دیگر شاهد بیانیهنویسیهایی نخواهیم بود که از یکسو افکار هوادار را نشانه میرود و از سوی دیگر آبروی فوتبال یک کشور را.