کد خبر: 108174
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۰
به گزارش واحد مرکزی خبر ، دختران و پسران خردسال که سن برخی از آنها به سختی به شش سال می رسد در گروههای مختلف از گروه " زنبوران کوچک " در کلمبیا گرفته تا گروه " گردان کودکان " در سریلانکا در درگیریهای مسلحانه و جنگ و کشتار به کار گرفته می شوند.
اما این کودک سربازان با چه سرنوشتی مواجه خواهند بود ؟ این کودکان که اغلب با آسیب های روحی و جسمی مواجه هستند ، چه راهی را در پیش خواهند گرفت و چگونه زخم های آنها التیام خواهد یافت؟
چارلز اوجوک شانزده ساله کنار خانه محقرشان در شمال اوگاندا نشسته و به رادیویی که خودش آن را به سختی تعمیر کرده است ، گوش می دهد. این رادیو که تنها وسیله برقی خانه آنها است تنها از چند باطری و یک جعبه چوبی ساده درست شده است.
برای وی ، پسر نوجوانی که بخش زیادی از دوران کودکی خود را بعنوان یک کودک سرباز در گروه شورشیان اوگاندا ، ارتش مقاومت مسیح ، گذرانده و زمانی نیز اسیر بوده است ، چنین زندگی نسبتا آرامی همانند بهشت است.
وی با صدایی آرام در حالی که به پایین نگاه می کند ، می گوید زندگی در اینجا خوب است و من از اینکه با خانواده ام زندگی می کنم بسیار راضی و خوشحالم است.
من در روستا و شهر دوستانی دارم و آنها همیشه به من توصیه می کنند آنچه را که در گذشته تجربه کرده ام ، به دست فراموشی بسپارم .
چارلز اوجوک در ادامه از دوران کودکی خود می گوید ، زمانی که تنها ده سال داشت و در راه مدرسه به خانه ربوده شد.
وی سالهای پس از آن را ، به همراه شورشیان گذراند و یکی از محافظان وینست اوتی یکی از فرماندهان سابق ارتش مقاومت مسیح بود که در سال دو هزار و هفت میلادی اعدام شد.
وی می گوید زندگی در بین بوته زارها بسیار سخت است. ما کودک سربازان مجبور بودیم هر کاری را که آنها دستور می داند ،انجام دهیم و اجازه سرپیچی از دستورات را نداشتیم. ما مجبور بودیم غذا بپزیم ، به عملیات تجسس برویم و از شورشیان محافظت کنیم.
وی می گوید پس از آنکه برگشتم ، فهمیدم که شورشیان والدینم را کشتند و تنها مادر بزرگم هنوز در روستا زندگی می کند و همچنان چشم انتظار بازگشت من است.
این نوجوان در ادامه می گوید من هر روز سخت کار می کنم تا بتوانم گذشته ام را فراموش کنم و وقایع تلخ را به یاد نیاورم.
یک دختر نوجوان که زمانی در اوگاندا کودک سرباز بوده است و می گوید نامش کورِکت است از تجربیات تلخ خود می گوید و یادآور می شود که تجربه تلخ کشتار همیشه مانند یک کابوس همراه وی بوده و هیچگاه نتوانسته است آن را فراموش کند.
وی می گوید اگر چه سالها گذشته است اما من هنوز هم نمی توانم خاطرات تلخ گذشته و دستورات مافوق خود را فراموش کنم و این دستورات انچنان در ذهن من نقش بسته است که همواره خود را یک سرباز می بینم.
اگر چه وی در دوران کودکی خود خاطرات تلخی از سلاح و کشتار دارد اما بسیاری از کودک سربازان برای کارهای دیگری غیر از مبارزه با سلاح بکار گرفته می شوند.
آنها اغلب باید نقش پیک ، جاسوس ، باربر ایفا کنند و در بسیاری از مواقع نیز باید نقش یک برده جنسی را ایفا کنند.
اما موضوع مهم این نیست که این کودک سربازان چه کارهایی انجام داده اند بلکه واقعیت این است که آنها قربانیان جنگ هستند و این موضوع فراتر از مسائل حقوق بشر است.
این کودک سربازان معمولا قربانی هستند ، آنها از خانواده هایشان ، آموزش و تحصیل جدا و به زور وارد عرصه جنگ و درگیری می شوند چرا که آنها مهره ها و سلاحهای ارزان و کارامدی در درگیریها هستند.
خوشبختانه در حال حاضر بسیاری از کشورها اهمیت این موضوع را دریافتند. به عنوان مثال سازمانهای بین المللی طی سالهای اخیر به لیبریا و سریلانکا کمک کردند تا کودک سربازان را خلع سلاح کنند و انها را تحت توانبخشی قرار دهند. در کشورهای افغانستان ، انگولا و سریلانکا نیز حدود چهل هزار کودک سرباز نجات یافته اند.
سازمان ملل متحد نیز در روند خلع سلاح و رهاندن کودک سربازان از دست نیروهای مسلح و کمک به آنها نقش فعالی را ایفا کرده است.
اسماعیل باهه که زمانی در سیرالئون کودک سرباز بوده است و اکنون یکی از فعالان یونیسف در زمینه نجات کودکان اسیب دیده از جنگ است می گوید باید همه کودک سربازانی که هنوز در میادین جنگی و عرصه درگیریها ماندند ، هر چه زودتر نجات یابند.
این فعال یونیسف در ادامه می گوید من همیشه می گویم اگر به کودکان فرصتی داده شود ، می توانند رنج ها و زخم های گذشته خود را التیام بخشند ، البته باید فرصتی به انها داده شود.





















نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار