حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانی خود در خجسته سالروز عید سعید مبعث با اشاره به بحران اوکراین به ریشه اصلی این بحران و عبرتهای آن پرداختند و مواضع اصولی ایران را در این زمینه بیان کردند. حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانی خود در خجسته سالروز عید سعید مبعث با اشاره به بحران اوکراین به ریشه اصلی این بحران و عبرتهای آن پرداختند و مواضع اصولی ایران را در این زمینه بیان کردند. ایشان در بخش شناخت ریشههای قضایای اوکراین، «بحرانسازی» را از ویژگیهای اصلی شبکههای مافیای سیاسی، اقتصادی و اسلحهسازی امریکا که از گسترش بحرانها تغذیه و ارتزاق میکنند، دانستند و بحران اوکراین را نیز نتیجه سیاستهای امریکا خواندند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به دخالت امریکا در مسائل داخلی اوکراین، کمک امریکا به ایجاد کودتای مخملی و رنگی و جابهجاکردن دولتها را نمونهای آشکار از سیاست بحرانسازی ایالات متحده برشمردند. انقلابهای رنگین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با دخالت امریکا در جمهوریهای تازهاستقلالیافته رخ داد و نشانگر اراده کاخ سفید برای کنترل مناطق تحت نفوذ شوروی سابق بود. این انقلابها که معمولاً در دوره برگزاری انتخابات و با دخالت سفرای امریکا و سازمانهای به اصطلاح دموکراتیک غربی صورت میگرفت، دارای قالب و اتفاقات کموبیش مشابه بود و با زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات، مردم را به مخالفت با افراد یا دولتهای منتخب فرامیخواندند. این تحولات در یوگسلاوی موجب سقوط میلوشویچ، در گرجستان موجب عزل شواردنادزه، در قرقیزستان موجب سقوط عسکر آقایف و در اوکراین باعث شکست ویکتور یانوکویچ شد.
در سال ۲۰۰۴، مخالفان یانوکویچ با تحریک امریکا با لباس و پرچمهای نارنجی دست به اعتراض زدند و با ابطال انتخابات، ویکتور یوشچنکو که عنصری غربگرا بود، به عنوان رئیسجمهور اوکراین به قدرت رسید. از آن پس، سیاستهای بحرانآفرین امریکا و غرب برای ترغیب اوکراین به عضویت در ناتو و ایجاد پایگاههای نظامی در این کشور دنبال شد.
امریکا و ناتو تمایل داشتند با نزدیکشدن به مرزهای روسیه از طریق اوکراین در شرق اروپا و گرجستان در قفقاز و حتی کشورهای پیرامون ایران، مرحله دوم فروپاشی شوروی سابق را رقم بزنند. این اقدامات موجب تحریک روسیه و نارضایتی مردم اوکراین از دولت غربگرای زلنسکی شد و به بحران فعلی اوکراین منجر گردید.
نکته کلیدی بیانات رهبر معظم انقلاب شناخت ریشههای واقعی بحران است. ایشان بحران اوکراین را نتیجه سیاستهای امریکا خواندند و تأکید کردند: «ما در اوکراین طرفدار توقف جنگیم، ما میخواهیم آنجا جنگ تمام بشود، منتها علاج هر بحرانی صرفاً در صورتی ممکن است که ریشه بحران شناخته بشود.» در واقع، بدون توجه به ریشههای اصلی وقایع و بحرانها، تبیین دقیق و صحیح آنها با مشکل مواجه خواهد شد.
اعلام موضع ثابت جمهوری اسلامی ایران که برگرفته از آموزههای اسلامی و انقلابی و رویکرد انساندوستانه است، بخش مهم دیگری از بیانات رهبرمعظم انقلاب بود. ایشان خاطرنشان کردند: «ما با جنگ و تخریب در هر جای دنیا مخالفیم این حرف ثابت ماست. ما با کشتهشدن مردم، با تخریب زیربناهای ملتها مخالفیم.» ایشان با تأکید بر اینکه ما در اوکراین طرفدار توقف و خاتمه جنگ هستیم، در تبیین موضع ثابت ایران در بخش دیگری از بیانات خود افزودند: «ما مثل غربیها نیستیم که اگر چنانچه بمبی را روی سر کاروان عروسی در افغانستان بریزند و عروسیشان را تبدیل به عزا بکنند، [بگوییم که]این مبارزه با تروریسم است، این جنایت نیست. آنها منطقشان اینجوری است.»
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک سیاست ثابت و اصولی، همانگونه که با دزدیدن نفت سوریه و ثروت ملی مردم افغانستان و جنایات شبانهروزی صهیونیستها و تداوم تجاوز علیه مردم یمن مخالف است، با جنگ و تجاوز و تخریب در دیگر کشورها نیز مخالف است، اما از ریشههای وقوع حوادث نباید غافل شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی به عبرتهای مهم قضایای اوکراین هم پرداختند و با استناد به اعترافات رئیسجمهور سابق افغانستان و رئیسجمهور اوکراین خاطرنشان کردند: «پشتیبانی قدرتهای غربی از کشورها و دولتهایی که دستنشانده آنها هستند، یک سراب است، واقعیت ندارد، این را همه دولتها بدانند. آن دولتهایی که پشتگرمیشان به امریکا و به اروپاست، ببینند وضع امروز اوکراین و دیروز افغانستان را.»
بحران اوکراین بار دیگر نشان داد غربیها در مواقع حساس، پشت متحدان خود را خالی میکنند. رهبرانی که از طریق کودتا و انتخابات شبهدموکراتیک غربی روی کار میآیند، باید بدانند که وقتی تاریخمصرف آنها گذشت، غرب آنها را تنها میگذارد. این واقعیت در ایران و زمان سقوط رژیم شاه، در مصر هنگام شکست حسنی مبارک و در تونس زمان فرار بنعلی روشن شد و اخیراً نیز افغانستان و اوکراین، دو نمونه عینی برای دولتهای متکی به امریکا و اروپا هستند. امریکا و ناتو ۲۰ سال در افغانستان بحران آفریدند و چیزی جز جنایت و خونریزی حاصل مردم این کشور مظلوم نشد و در آخر هم از این کشور فرار کردند.
رئیسجمهور غربگرای فعلی اوکراین هم تصور میکرد در زمان جنگ، غربیها از او حمایت میکنند، اما نهایتاً اذعان کرد غرب او را در بحران اوکراین تنها گذاشته است. مردم اوکراین نیز او را تنها گذاشتند و از شهرها و سرزمین خود گریختند. رهبر معظم انقلاب نیز به همین دلیل در بیان عبرت دوم، «مردم» را مهمترین پشتوانه دولتها خواندند و افزودند: «عبرت دوم اینکه مردم، مهمترین پشتوانه دولتها هستند. اگر مردم در اوکراین وارد میدان میشدند، وضع دولت و مردم اوکراین اینجوری نمیشد. مردم وارد میدان نبودند، چون دولت را قبول نداشتند، عیناً مثل آن وقتی که امریکا به عراقِ دورانِ صدام حمله کرد، مردم دفاع نکردند، کنار رفتند، امریکا مسلط شد، اما در همین عراق، وقتی که داعش حمله کرد، مردم وارد میدان شدند، توانستند داعش را که خطر بسیار بزرگی بود به عقب برانند، توانستند سرکوب بکنند. عامل اصلی استقلال کشورها مردمند.»
بیانات رهبر معظم انقلاب تبیین دقیق و واقعبینانهای از ریشههای بحران و همچنین اعلام موضع ثابت ایران در زمینه قضایای اوکراین بود؛ مواردی که باید به عنوان فصلالخطاب مورد توجه مسئولان رسمی، صاحبنظران، تحلیلگران و رسانهها قرار گیرد تا «گوشهایمان را باز کنیم، درست بیندیشیم، درست فکر کنیم، درست عمل بکنیم و بتوانیم از این عبرتهای بزرگ بهره ببریم.»
* دیپلمات سابق جمهوری اسلامی ایران