یک سال قبل وقتی در 4 نوامبر 2008 باراک اوباما به عنوان رقیب اصلی از حزب دموکرات در مقابل بوش مطرح شد، با شعار تغییر، مردم و بسیاری از نخبگان آمریکایی را به خود امیدوار کرد.
مردم آمریکا که مطالبات مختلفی داشتند، اولویت دگرگونی در وضعیت معیشتی و درمانی را امری فوری برای خود میپنداشتند ولی نخبگان و سطوح دیگری از جامعه آمریکا، پرستیژ و استمرار برتری آمریکا در جهان را مورد اهتمام قراری دادند.
اوباما میبایست برای بحران اقتصادی داخلی، جنگ در عراق و افغانستان، چهره آمریکا در جهان، تنظیم مناسبات بهتر با قدرتها، خارج کردن بحران فلسطین از بنبست و نهایتاً مسله هستهای ایران نسخهای برای درمان ارائه و رویکردهای امیدوارکنندهای به اجرا میگذاشت.
در مقابل اوباما که سیاهپوستی با ریشه آفریقایی است و شبههای هم درمسلمانی او دامن زده شده، جناح بازها در حزب دموکرات و جریان جمهوریخواهان و نئومحافظهکاران و لابیهای صهیونیستی صف کشیدند.
در حقیقت پایگاه مردمی 70 درصدی اوباما، به جز رقبای آشکار و مشکلات عدیده، با کمرنگ شدن امید مردم به تحقق خواستههایشان با کاهش به سمت 50 درصد روبهرو شده است و در سوم نوامبر 2009 (سهشنبه قبل) اولین هشدار برای شکست دموکراتها در ایالت نیوجرسی و ویرجینیا را دریافت کرده و پستهای فرمانداری و دادستانی را از دست داده که پیام خوبی برای دموکراتها در انتخابات میان دورهای 2010 کنگره نیست.
از همان روز اول حکومت اوباما دو رویکرد وی با چالش جدی از سوی صهیونیستها و جناحهای افراطی روبهرو شد. مذاکره بدون پیششرط با ایران که به معنی پذیرش ایران به عنوان یک قدرت هستهای است و به کارگیری استراتژی جدید در افغانستان با افزایش نیروی نظامی که به علت بحثهای گسترده در بین نخبگان و مراکز فکری و تصمیمگیری هنوز به نتیجه نرسیده است. بحران اقتصادی با همه تلاشها و تزریق ارقام میلیاردی پول و صرفهجوییهای گوناگون، پابرجاست و در چشمانداز نزدیک، پیام امیدوارکنندهای را منتقل نمیکند.
تصویب لایحه تأمین اجتماعی در کنگره و سنا با مخالفت جمهوریخواهان و بازهای دموکرات روبهرو شده و عملاً به افزایش نارضایتی مردم آمریکا از کارکرد حکومتی اوباما افزودهاند.
با اینکه رویکرد مذاکراتی با ایران از سوی اوباما مطرح بوده ولی جناحهای افراطی حکومت و کنگره، از هر فرصتی برای نشان دادن مشت آهنین در داخل آمریکا و یا از سوی اسراییل بهره گرفتهاند تا شعار اوباما از مسیر منطقی خارج شود. مصوب کردن لایحه تحریمهای نفتی و بنزین، تهیه پیشنویسهای تحریمهای جدید، فشار برای کوتاه کردن دوره مذاکره با ایران، افزایش حمایتهای علنی امنیتی ـ نظامی، مالی و دیپلماتیک از رژیم صهیونیستی و مداخله آشکار در امور داخلی ایران و حمایت از آشوبگران و اغتشاشگران و جابهجایی امکانات نظامی ویژه به نزدیک مرزهای ایران و اجرای برخی تمرینهای هوایی و زیرسطحی و روی سطحی، برخی از این اقدامات است تا رویکرد اوباما و کارکردهای احتمالی او محدود و حتی الامکان در مسیر چالش قرار گیرند.
وعده حل بحران فلسطین با اعزام میچل به منطقه شروع شده ولی لابیهای صهیونیستی و دولت افراطی و تروریستی نتانیاهو و حامیان آنها در درون آمریکا و اروپا، ژست میانجیگرانه و صلحدوستانه او را بر هم زده، به طوری که وزیر خارجه اوباما، با حمایت از دیدگاه نتانیاهو، کمترین امیدهای کشورهای عربی سازشکار و ابومازن را به یأس تبدیل کرده و دوره جدید حمایت علنی از اسراییل را آغاز کرد.
چالش با روسیه اگرچه تا حدی مدیریت شده و اجرای سپر دفاع موشکی به تعویق افتاده ولی بیاعتمادی به سیاستهای اوباما و بیثباتی در رویکردهای آن، دکترین امنیتی روسیه را به سوی مفاهیم جدید امنیتی پیش برده، به نحوی که خود را برای مناقشات امنیتی شدید و اجرای ضربه اول هستهای در مقابل تهدید است آماده کرده است.
استراتژی جدید در افغانستان با ابهام و تردید کارایی روبهروست. هنوز دو نگرش مبارزه با شورش و مبارزه با تروریسم در استراتژی جدید در مقابل هم هستند و بیاعتمادی به رویکردهای انگلیسی برای فرسایش توان آمریکا در افغانستان و پاکستان و تقسیم سهم با آن باقی است. مؤلفههای مرتبط با بازیگران رقیب و شاخصهای حکومتی پس از انتخابات و ناکارآمدی ناتو و نیروهای آمریکایی در افغانستان، محور نگرانیهای اوباماست.
در شرایطی که سیاست خارجی اوباما، دستاورد قابلتوجهی برای مردم آمریکا نداشته و جریانهای افراطی و لابیهای صهیونیستی با تند کردن سیاستهای خود، فضا را برای اوباما محدود کردهاند، اوباما در سال جدید میلادی برای نجات موقعیت حزب دموکرات در انتخابات میاندورهای کنگره و سنا ناچار به نوعی درونگرایی است ولی از کسب موفقیتهای خارجی نیز برای مصرف داخلی ناامید نیست. چنین تمایلی به توفیقی در سیاست خارجی، ممکن است اوباما را به ریسکهای تشویق شده از سوی صهیونیستها و جناحهای افراطی آمریکا سوق دهد که بر مشکلات آمریکا خواهد افزود و درمانی برای نجات او در انتخابات 2010 نخواهد بود.
اوباما تنها زمانی میتواند به آرای قابل قبولی در انتخابات میاندورهای کنگره و سنا امیدوار باشد که قانون تأمین اجتماعی را به تصویب دو مجلس آمریکا برساند و او از موانع و مشکلات خود که از سوی جناحهای افراطی در حزب دموکرات و یا لابیهای صهیونیستی و نئومحافظهکار در این مسیر قرار دارد، آگاه است.