از پنجشنبه ۲۱ تاپنجشنــبه ۲۹بهمنماه درست یک هفته طول کشید تا کار شهابالدین عزیزیخادم در فدراسیون فوتبال تمام شود. پنجشنبه ۲۱ بهمنماه وقتی نامه هیئت رئیسه فدراسیون با امضای پنج نفر از اعضا برای برکناری رئیس فدراسیون رسانهای شد خیلیها باور نداشتند که این کار به سرانجام برسد از پنجشنبه ۲۱ تاپنجشنــبه ۲۹بهمنماه درست یک هفته طول کشید تا کار شهابالدین عزیزیخادم در فدراسیون فوتبال تمام شود. پنجشنبه ۲۱ بهمنماه وقتی نامه هیئت رئیسه فدراسیون با امضای پنج نفر از اعضا برای برکناری رئیس فدراسیون رسانهای شد خیلیها باور نداشتند که این کار به سرانجام برسد. طبیعی هم بود، چون سابقه نداشت هیئت رئیسه فدراسیونی اینگونه مقابل رئیس قرار بگیرد، یعنی همان کسی که آنها را آورده است!
با این حال هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال پای حرف خود ایستاد و حتی تلاشهای شائبهبرانگیز کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال در محروم کردن آنها هم راه به جایی نبرد تا روز پنجشنبه ۲۹ بهمن ماه هیئت رئیسه اعلام کند عزیزیخادم از ریاست فدراسیون فوتبال برکنار شده است. حالا مسئله انتخاب سرپرست جدی بود تا شرایط را برای برگزاری مجمع انتخاب رئیس جدید فراهم کند.
خیلی زود، اما کار ایراد پیدا کرد؛ انتخاب دو سرپرست در فاصله کمتر از یک نصفه روز، حالا کار دست هیئت رئیسه داده است. هیئتی که ابتدا مهرداد سراجی را به عنوان سرپرست فدراسیون برگزید، اما در جلسه بعدازظهر رأی خود را پس گرفت و میرشاد ماجدی را به عنوان سرپرست فدراسیون فوتبال معرفی کرد. دلیل هم دلیل جالبی بود، چون کاندید دیگری وجود نداشت!
آنچه مشخص است اقدام هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال در ایستادگی مقابل قانونگریزیهای رئیس یک نقطه عطف در فوتبال و حتی کل ورزش کشور است و حالا حتی رئیس آینده هم خوب میداند که اگر تخلف کند به راحتی کنار خواهد رفت، اما در این میان گویا هیئت رئیسه اینقدر سرگرم عزل عزیزیخادم بودند که فراموش کردند باید فکری هم به حال جایگزین او حتی به عنوان سرپرست فدراسیون کنند.
از بعدازظهر پنجشنبه تا همین حالا زبانها باز شده به تمجید از عملکرد هیئت رئیسه فدراسیون و تخطئه عزیزیخادم و عملکرد ۱۱ ماههاش در فدراسیون، همه میگویند او اصلاً به درد فوتبال نمیخورده و انتخابش اشتباه بوده است.
اما مگر نه اینکه انتخاب عزیزیخادم هم انتخاب همین فوتبالیها بود و چقدر هم بهبه و چهچه به میکردند، جالب اینکه این حرفها از زبان کسانی بیان میشود که خودشان ید طولایی در اوضاع نابسامان امروز فوتبال کشور دارند، اما فعلاً کوبیدن عزیزیخادم راحتترین کار ممکن برای خوب جلوه دادن خود است. نکته مهمتر اینکه میگویند عزیزیخادم به کار فوتبال نمیآمد، اما در مقابل با انتخاب نفراتی مواجه هستیم که آنها هم دستکمی از عزیزیخادم ندارند. نمونهاش همان انتخاب اول، یعنی مهرداد سراجی؛ یک نگاه به کارنامه او به خوبی ثابت میکند که این مدیر حتی توانایی مدیریت باشگاه را هم ندارد که اگر داشت وضعیت سایپا اینگونه نبود یا حتی انتخاب دوم و سرپرست فعلی فدراسیون، یعنی میرشاد ماجدی که در طول تمام سالهای حضورش در فدراسیون کوچکترین حرکت تأثیرگذاری انجام نداده و صرفاً لبخند بر لب فقط عکس یادگاری گرفته است.
فوتبالیها با حرکت خوب هیئت رئیسه فدراسیون و یک عزم جدی و همگانی عزیزیخادم را به درستی برکنار کردند، اما حالا اوضاع حساستر از هر زمان دیگری است. فراموش نکنیم که کار هیئت رئیسه با کار سرپرستی فدراسیون مغایرت دارد و اینگونه نیست که حالا و با به دست گرفتن سرپرستی فدراسیون توسط یکی از آنها همه چیز گل و بلبل شود، آن هم نفراتی که خوب میدانیم توانایی مدیریت فدراسیون فوتبال حتی به عنوان سرپرست را هم ندارند. اینکه قرار است فوتبال را به دست چه کسی بسپارند، مهمترین سؤالی است که این روزها ذهن همه را به خود معطوف کرده است. فوتبال یک مدیر کاربلد و نه صرفاً فوتبالی میخواهد که اگر این مدیر کاربلد فوتبالی هم باشد که چه بهتر، اما اینکه چشممان را ببندیم و فقط به خاطر برکناری عزیزیخادم دیگر اقدامات هیئت رئیسه را نبینیم اشتباه بزرگی است که به طور حتم ضرر و زیانش حتی بیشتر از ادامه حضور عزیزیخادم در فدراسیون فوتبال خواهد بود. عزیزیخادم رفت، اما این روزها به وضوح میتوان صدای پای کسانی را شنید که ثمره حضورشان در فوتبال کشور چیزی جز خسارتهای هنگفت به بیتالمال نبوده است.
بهترین حرف در خصوص شرایط این روزهای فوتبال کشور و فدراسیون فوتبال را میتوان از زبان یک پیشکسوت شنید. فرامرز ظلی، موسپید فوتبال که به درستی میگوید: «این خانه از پایبست ویران است. آب را روی زمین ریختهایم و حالا میگوییم آن را باید جمع کنیم. فوتبال جای آدمهای فهیم، باسواد و باشخصیت است که اتفاقاً ما در کشورمان از این دست آدمها و چهرههای فوتبالی کم نداریم، اما نمیدانم چرا هیچوقت نامی از آنها برای به دست گرفتن سکان هدایت فدراسیون فوتبال برده نمیشود. امروز میبینیم که حاضران در فدراسیون فقط به صعود تیم ملی به جام جهانی تکیه کردهاند، اما این تیم با تکیه بر استعدادهایی که در این مقطع زمانی دارد به جام جهانی رفت. همچنین کادر فنی شایستهای بالای سر این تیم بود که توانست به جام جهانی صعود کند، اما اگر این اتفاق با مربیانی مانند کیروش یا ویلموتس رقم میخورد که دستمزدهای چندصد میلیاردی از فدراسیون میگرفتند، همه آنها را بالای سر میبردند.»
به هر حال آنچه رخ داد یک اتفاق مهم و خوب برای فوتبال کشور بود، اما باید منتظر ماند و دید که فوتبالیها چگونه از فرصت به دست آمده برای اصلاح مدیریت فدراسیون و انتخاب یک گزینه مناسب و کاربلد استفاده میکنند، باید منتظر ماند و دید که این اتفاق رخ میدهد یا اینکه فوتبال از چاله درآمده و به چاه سقوط میکند.