روزهایی که بر ما میگذرد، تداعیگر سالروز انعقاد پیمان سعدآباد میان کشورهای ایران، ترکیه، عراق و افغانستان است. در نوشتار پی آمده، زمینهها و پیامدهای این معاهده مورد بازخوانی و تحلیل قرار گرفتهاند. امید آنکه تاریخپژوهان معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید. روزهایی که بر ما میگذرد، تداعیگر سالروز انعقاد پیمان سعدآباد میان کشورهای ایران، ترکیه، عراق و افغانستان است. در نوشتار پی آمده، زمینهها و پیامدهای این معاهده مورد بازخوانی و تحلیل قرار گرفتهاند. امید آنکه تاریخپژوهان معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
هیاهوی بسیار برای هیچ!
امروزه کافی است که سری به رسانههای محور عبری-عربی اعم از: شبکههای ماهوارهای فارسیزبان و نیز اقمار آنان در فضای مجازی بزنید تا با لیست بلندبالایی از خدمات پهلویها به خصوص رضاشاه پهلوی روبهرو شوید. خدماتی چون:
پایهگذاری ارتش نوین ایران: در حالی که مرحوم عباس میرزای قاجار، سپهسالار ایران در جنگهای ایران و روس ۹۰ سال قبل از رضاشاه، ضرورت تأسیس ارتش نوین را تشخیص و ارتش نوین ایران را بر اساس الگوهای اروپایی در زمان فتحعلیشاه تشکیل داده بود.
تقویت حکومت مرکزی و برقراری امنیت در کشور: فرمانی که موجب سرکوب گسترده عشایر شد!
تأسیس اولین دانشگاه در ایران: در حالی که پیش از آغاز سلطنت پهلوی، اولین دانشگاه را مرحوم امیرکبیر به اسم دارالفنون در ایران تأسیس کرده بود. همچنین قبل از کودتای رضاخان، دارالمعلمات یا همان دانشسرای تربیت معلم زن نیز راهاندازی شده بود. در سال ۱۲۹۷ و در زمان سلطنت احمدشاه نیز دانشگاهی که امروز به دانشگاه خوارزمی شهرت دارد، تأسیس شد. مدرسه عالی طب هم از سالها قبل از سلطنت رضاشاه، پزشک تربیت میکرد.
ساخت راهآهن سراسری در ایران: در حالی که قبل از سلطنت رضاشاه در استانهای مازندران، گیلان، آذربایجان، تهران، سیستان و بلوچستان و فارس راهآهنهای کوتاهی وجود داشت.
کشف حجاب و ورود زنان ایرانی به عرصههای اجتماعی: عاملی که به موجب آن، نیمی از جامعه ایران خانهنشین شدند!
لیست خدمات دروغین رضاخان، بسیار بلند بالاست! اما مبلغان پهلوی در این میان، هیچگاه به کارنامه سیاه قزاق در واگذاری خاک ایران اشاره نکردهاند! آنها هیچ وقت عنوان نمیکنند که رضاخان، بخشهای زیادی از سرزمین ایران را بدون حتی یک روز جنگ، به کشورهای ترکیه، عراق و افغانستان واگذار کرده است! حامیان پهلوی نخواهند گفت که رضاخان در ازای مقداری کوه و کمر بیمصرف، یک بخش مهم و استراتژیک از خاک ایران را که به دالان لاچین معروف است، به کشور ترکیه واگذار کرد که از طریق آن، خاک ترکیه به خاک آذربایجان وصل شد! غیر از این مناطق دیگری در دره قطور در خوی را نیز به ترکیه واگذار کرد. در قضیه رود هیرمند، هم بخشهایی از خاک ایران و هم منافع استراتژیک مرزی و آبی را نتوانست در برابر کشوری مثل افغانستان حفظ کند و همه را به افغانها تحویل داد!
پیمانی برای اطمینان خاطر انگلستان از منطقه خاورمیانه
انگلستان که پس از جنگ جهانی اول، سراسر خاورمیانه را تحت سلطه خود گرفته بود، درصدد ایجاد سدی در برابر نفوذ روزافزون اندیشههای کمونیستی در شوروی برآمد. انگلستان بدین طریق قصد داشت از نفوذ کمونیسم در جنوب ایران، به خصوص خلیج فارس و مناطق نفتخیز همجوار جلوگیری کند. از سوی دیگر، این دوران مصادف با روی کار آمدن هیتلر در آلمان و اوجگیری اندیشههای فاشیست در خاورمیانه بود. نفوذ چشمگیر فاشیسم در خاورمیانه سبب میشد که دولتها برای از بین بردن فشاری که روسها و انگلیسها طی سالها بر آنها وارد کرده بودند، جذب آلمانها شوند. این گرایش زنگ خطری برای انگلیسیها و مناطق تحت نفوذشان از جمله هند قلمداد میشد. بنابراین انگلیسیها برای رهایی از چنین وضعیتی، زمینههای انعقاد یک پیمان امنیتی منطقهای را بین دولتهای تحت نفوذ خود فراهم آوردند. انگلیسیها پیش از بسته شدن قرارداد، ابتدا تلاش کردند تا اختلافنظرهای کشورهای مورد بحث را حل و فصل کنند؛ چراکه اختلافاتی از گذشته میان کشورهای ایران، افغانستان، عراق و ترکیه وجود داشت که مانع از بسته شدن پیمان سعدآباد میشد. اما موضوعات مورد اختلاف این چهار کشور چه بود و چگونه برطرف شد؟
اختلافات ۴ کشور موضوع قرارداد سعدآباد چه بود؟
با وساطت ترکیه در بیست و هفتم اسفندماه ۱۳۱۲، اختلاف مرزی که بین دو کشور ایران و افغانستان در نواحی خراسان و سیستان وجود داشت، حل و فصل شد و روابط این دو کشور بهبود یافت. طبق این قرار، افغانستان از تلاش احتمالی ایران برای بازگرداندن مناطق تاجیکنشین به قلمرو خویش، مصونیت پیدا کرد. در سال ۱۹۲۷، بر اثر درگیری میان یکی از ستونهای ارتش کشور ترکیه با کردهای ساکن ایران، اختلافی شکل گرفت و روابط بین دو کشور تیره شد! به موجب این اختلاف، دولت ترکیه سفیر خود را از تهران احضار کرد، اما با کوشش انگلیسیها، به موجب قرارداد مرزی که در دی ماه ۱۳۱۰ بسته شد، اختلافات مرزی بین این دو کشور حل شد. البته به واسطه این قرارداد مرزی، دولت ایران قسمتی از اراضی مجاور رشته کوه آرارات را به دولت ترکیه واگذار کرد. در ازای این واگذاری، دولت ایران قطعه زمینی را در منطقه کردستان از دولت ترکیه دریافت کرد! موضوع مورد اختلاف میان دو کشور ایران و عراق هم بر سر کشتیرانی در اروندرود بود. عراق با پشتیبانی انگلیسیها، برای جلوگیری از اعمال حق حاکمیت ایران در اروندرود، به جامعه ملل شکایت کرد. هرچند که جامعه ملل، دو طرف را به مذاکره مستقیم دعوت کرد، اما بالاخره این دو کشور در سال ۱۳۱۶، قراردادی به امضا رساندند که به موجب آن، حق کشتیرانی در اروندرود به جز آبهای مقابل خرمشهر و آبادان، به دولت عراق واگذار میشد!
قراردادی با مضامین کهنه و رایج!
پس از حل و فصل اختلافات موجود، وزرای خارجه ترکیه، عراق، افغانستان و ایران در تیرماه ۱۳۱۶ و در کاخ سعدآباد تهران گرد هم آمدند و پیمان سعدآباد را به امضا رساندند. طبق این پیمان چهار کشور مزبور متعهد شدند که از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند و مرزهای یکدیگر را محترم بشمارند. علاوه بر این، از هرگونه تجاوز به قلمرو یکدیگر خودداری کنند و در تمامی اختلافات بینالمللی که با منافع مشترک آنها مربوط است، با یکدیگر مشورت کنند. هدف از انعقاد اینگونه پیمانها در منطقه، این بود که علاوه بر به وجود آوردن قدرتهای متمرکز در این محدوده، آنان به هم پیوند داده شوند، تا در مقابل دشمنان قدرتمند انگلستان در منطقه، مثل شوروی و آلمان، منافع این کشور را حفظ کنند. لازم به ذکر است که وزارت خارجه انگلیس در مورد این پیمان، هیچ موضع صریحی نگرفت، اما مشخصاً رضاخان به عنوان عامل انگلستان، نمیتوانست بدون رضایت آن کشور، پیمان سعدآباد را امضا کند.
عهدنامه موسوم به «عدم تعرض!»
مقدمه
اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران
اعلیحضرت پادشاه افغانستان
اعلیحضرت ملک عراق
و حضرت رئیسجمهور ترکیه
نظر به تمایلی که در فراهم ساختن موجبات حفظ روابط ودادیه و حسنتفاهم بین خود، با تمام وسایل موجود خود دارند و برای تأمین و استقرار صلح و امنیت در شرق نزدیک، به وسیله تضمینات تکمیلیه در حدود میثاق جامعه ملل و برای کمک به صلح عمومی و برای ایفا به وظایفی که به موجب عهدنامه تحریم جنگ مورخه ۲۷ اوت ۱۹۲۸پاریس و عهود دیگر که در آنها شرکت کردهاند، متقبل شدهاند و تماماً با میثاق جامعه ملل و عهدنامه تحریم جنگ موافقت دارد، تصمیم گرفتند که این عهدنامه را منعقد کنند و برای این منظور، نمایندگان مختار خود را به قرار ذیل:
اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران: جناب آقای عنایتالله سمیعی وزیر امور خارجه ایران.
اعلیحضرت پادشاه افغانستان: جناب آقای فیض محمدخان وزیر امور خارجه افغانستان.
اعلیحضرت پادشاه عراق: جناب آقای دکتر ناجیالاصیل وزیر امور خارجه عراق.
حضرت رئیسجمهور ترکیه: جناب آقای دکتر توفیق رشدی اراس وزیر امور خارجه ترکیه.
تعیین کردهاند و مشارٌالیهم بعد از ارائه اختیارنامههای خود که بهطور مرتب تنظیم شده بود، در مقررات ذیل موافقت حاصل نمودند:
ماده ۱: دول متعاهد متعهد میشوند که سیاست عدم مداخله مطلق در امور داخلی یکدیگر را تعقیب نمایند.
ماده۲: دول متعاهد معظمه، صریحاً متقبل میشوند، که مصونیت حدود مشترک یکدیگر را کاملاً محترم بشمارند.
ماده۳: دول متعاهد معظمه، موافقت میکنند که در تمامی اختلافات بینالمللی که با منافع مشترک آنها مربوط باشد، با یکدیگر مشورت نمایند.
ماده۴: هر یک از دول متعاهد، در مقابل یکدیگر متقبل میشوند که در هیچ مورد خواه به تنهایی و خواه به معیت یک یا چند دولت دیگر، به هیچ گونه عملیات متجاوزانه علیه یکدیگر مبادرت ننمایند.
ماده۵: هر گاه یکی از دول متعاهد معتقد شود که ماده چهارم این عهدنامه، نقض یا در شرف نقض میباشد، بلافاصله موضوع را در پیشگاه شورای جامعه ملل، مطرح خواهد ساخت. مقررات مذکوره در فوق، لطمهای به حق دولت مزبور دایر به اتخاذ هر گونه رویه که در این موقع لازم بداند، وارد نخواهد ساخت.
ماده۶: هر گاه یکی از دول متعاهد، علیه دولت ثالثی مبادرت به تجاوز کند، طرف دیگر میتواند بدون اطلاع قبلی، این عهدنامه را نسبت به متجاوز فسخ نماید.
ماده۷: هر یک از دول متعاهد، متقبل میشوند که در حدود سرحدات خود، از تشکیل یا عملیات دستجات مسلح و از ایجاد هر گونه هیئت یا تشکیلات دیگری، برای تخریب مؤسسات موجوده یا برای اختلال نظم و امنیت هر قسمتی از خاک متعاهد دیگر (سرحدی یا غیرسرحدی) یا برای واژگون ساختن طرز حکومت طرف دیگر، جلوگیری نمایند.
ماده۸: نظر به اینکه دول متعاهد، میثاق عمومی تحریم جنگ مورخه ۲۷ اوت ۱۹۲۸را به رسمیت شناختهاند و به موجب میثاق مزبور، تسویه یا حل هر گونه اختلاف یا تنازع (قطع نظر از کیفیت یا منشأ آن) که ممکن است بین آنها بروز نماید، باید فقط به وسائل مسالمتآمیز به عمل آید، این مقررات را تأیید میکنند و اعلام میدارند که به هر طریق مسالمتآمیزی که برای این منظور فعلاً بین دول متعاهد موجود یا در آتیه موجود شود، متوسل خواهند شد.
ماده۹: هیچ یک از مواد این عهدنامه نمیتواند به هیچ وجه تعهداتی را که دول متعاهد، به موجب میثاق جامعه ملل متقبل شدهاند، تضعیف نمایند.
ماده۱۰: این عهدنامه که به زبان فرانسه نوشته شده است، در چهار نسخه به امضا رسیده و هر یک از دول متعاهد، دریافت یک نسخه آن را اعتراف میکنند، برای مدت پنج سال منعقد میگردد. در انقضای این مدت عهدنامه مزبور، به جز در موردی که یکی از دول متعاهد با اطلاع قبلی شش ماه فسخ آن را اعلام کند، برای پنج سال دیگر، به خودی خود تجدید خواهد شد و این عمل مرتباً تکرار میشود تا آنکه یک یا چند دولت متعاهد، فسخ آن را با اطلاع قبلی شش ماه اعلام دارند. این عهدنامه در صورتی هم که به توسط یکی از دول متعاهد فسخ شود، بین دول متعاهد دیگر معتبر خواهد بود. این عهدنامه به توسط هر یک از دول متعاهد، طبق مقررات قانون اساسی آن مملکت به تصویب خواهد رسید و در جامعه ملل از سوی رئیس دارالانشا ثبت خواهد شد و از رئیس دارالانشا تقاضا خواهد شد که آن را با اطلاع سایر دول عضو جامعه برساند. اسناد تصویب آن از سوی هر یک از کشورهای متعاهد، به دولت ایران تسلیم خواهد گردید. به محض اینکه اسناد تصویب از طرف دو دولت متعاهد تسلیم شده این عهدنامه، بین آن دو دولت به موقع اجرا گذارده خواهد شد و راجع به دولت ثالث، وقتی به موقع اجرا گذارده میشود که دولت مزبور اسناد تصویب آن را تسلیم نماید و به همین قسم در مورد دولت چهارم نیز رفتار خواهد شد. به محض تسلیم هر یک از اسناد تصویب، مراتب به فوریت توسط دولت ایران، به تمام امضاکنندگان این عهدنامه اشعار خواهد شد...!
مجلسی فرمایشی و تصویب پیمانی که تمامیت ارضی ایران را هدف گرفته بود!
پیمان سعدآباد پس از آنکه در تیرماه سال ۱۳۱۶ به امضای وزرای خارجه دولتهای ایران، عراق، افغانستان و ترکیه رسید، در بیست و پنجم اسفندماه همان سال در مجلس شورای ملی نیز مطرح و بلافاصله مصوب شد! در صورت مشروح مذاکرات مجلس یازدهم شورای ملی در آن روز آمده است: «کمیسیون امور خارجه لایحه شماره ۲۹۸۴۷ دولت، راجع به پیمان سعدآباد را با حضور آقای کفیل وزارت امورخارجه، برای شور دوم مطرح کرد و، چون اعتراضی در موقع شور اول نرسیده بود، کمیسیون گزارش اولیه خود را که مبنی بر موافقت با ماده واحده پیشنهادی دولت بود، تایید کرده و گزارش آن برای تصویب تقدیم میشود...» ماده واحده این جلسه این بود که مجلس شورای ملی عهدنامه عدمتعرض بین دولت شاهنشاهی ایران، دولت پادشاهی افغانستان، دولت جمهوری ترکیه و دولت پادشاهی عراق را که مشتمل بر ۱۰ ماده است و در تاریخ ۱۷ تیر ماه ۱۳۱۶ مطابق ۸ ژوئیه ۱۹۳۷ در قصر سعدآباد به امضا رسیده است، تصویب میکند. محتشمالسلطنه، رئیس وقت مجلس نیز پس از قرائت این ماده واحده میگوید: «در مواد ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰، اعتراضی نرسیده است! در کلیات ثانی نیز اعتراضی نرسیده! موافقین با ماده واحده پیشنهادی دولت قیام بفرمایند!...» به موجب این سخن، تمامی نمایندگان مجلس قیام میکنند و در نتیجه، پیمان سعدآباد تصویب میشود! نکته آن است که هیچ یک از نمایندگان آن دوره از مجلس به پیمان سعدآباد اعتراضی نمیکنند.
مهم نیست که این تپه از آن که باشد!
حسین مکی در کتاب «تاریخ بیست ساله ایران» به خاطرات سرلشکر ارفع عضو هیئت تحدید حدود و حل اختلافات اشاره میکند و مینویسد: «به کاخ سلطنتی رفتم و داخل اتاق شدم و گفتم عرایضی دارم. چند دقیقه بعد، شاهنشاه وارد شدند. در حالی که من نقشهها را روی میز پهن کرده بودم. همین که نقشهها را دیدند، فرمودند: موضوع چیست؟ من شروع کردم به توضیح دادن که: فلان تپه چنین است، فلان منطقه چنان است، آنجا سخت مورد نیاز ماست و از این حرفها... ولی پس از مدتی که با حرارت عرایضی کردم، با کمال تعجب دیدم که اعلیحضرت چیزی نمیفرمایند! وقتی سرم را بلند کردم، دیدم شاه با حالت مخصوصی به من نگاه میکند! گویی به حرفهایم چندان توجهی ندارد و تنها چشم به چشم من دوخته است تا ببیند من چه میگویم! من سکوت کردم. فرمودند: معلوم است منظور مرا نفهمیدی! بگو ببینم این تپه اینجا، از آن تپه که میگویی، بلندتر نیست؟ عرض کردم: بلی قربان. فرمودند: آن را چرا نمیخواهی؟ این یکی چطور؟ عرض کردم: بلی. فرمودند: منظور این تپه و آن تپه نیست، منظور من این است که دو دستگی و جدایی که بین ایران و ترکیه از چند صد سال پیش وجود دارد و همیشه به زیان هر دو کشور و به سود دشمنان مشترک ما بوده است، از میان برود. مهم نیست که این تپه از آن که باشد، آنچه مهم است، این است که ما با هم دوست باشیم...!»
درباره واگذاری اروندرود به عراق نیز باقر کاظمی وزیرخارجه در کابینه محمدعلی فروغی و محمود جم در خاطراتش مینویسد: «ما نزد رضاشاه رفتیم. نوریسعید وزیر عراقی آمد و گریه و زاری کرد که بگذارید این رودخانه مال ما بشود، شما دریای فارس و دریای مکران (عمان) را دارید، اما ما هیچ چیز نداریم. رضاشاه گفت: خُب اروند را به اینها بدهیم. به اینها داد، چون انگلیسیها به رضاخان فشار آورده بودند...!» به گفته جان فوران در کتاب «مقاومت شکننده» رضاشاه هم مانند دیگر حاکمان دستنشانده کشورهای متعهد، نه تنها با انعقاد این پیمان، سودای تقویت قدرت و افزایش وجهه منطقهای خود را در سر میپروراند، بلکه به دنبال راهی برای مقابله با تهدید جنبشهای انقلابی داخلی علیه خود نیز بود.
شهریور ۲۰ و آشکار گشتن بیفایدگی پیمان سعدآباد
رضاخان که انعقاد پیمان سعدآباد را یک پیروزی برای حکومت خود دانسته و گفته بود: «چون اوضاع عمومی جهان ایجاب میکرد که ما نیز بیش از پیش در تحکیم بنیان صلح بکوشیم، پس از رفع اختلافات سرحدی با عراق، قراردادی را که در طرح آن قبلاً توافق حاصل شده بود، با دول دوست و همسایه خود افغانستان و ترکیه و عراق، به نام پیمان سعدآباد منعقد کردیم و این پیمان، در شرق بیسابقه بود و در این هنگام که امور عالم دچار آشفتگی است، مددی بزرگ به بقای صلح خواهد بود!...»، اما در واقع پیمان سعدآباد، هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ سیاسی، به ضرر ایران و به نفع سه کشور دیگر بسته شد! چراکه طبق این قرارداد، ترکیه قسمتی از ارتفاعات آرارات را -که دارای موقعیت سوقالجیشی خوبی بود- به دست آورد. از سوی دیگر خط مرزی عراق و ایران نیز به زیان ایران تعیین شد. طبق این پیمان، منابع نفتی غرب ایران و اداره کامل اروندرود، به عراق واگذار شده و ایران پذیرفت که بابت عبور کشتیهای نفتکش از آبادان، مبلغ هنگفتی را به عراق بپردازد! افغانستان نیز با امضای این پیمان، از تلاش احتمالی حرکت ملیگراهای ایران، برای بازگرداندن مناطق تاجیکنشین این کشور در امان ماند. هم از این روی پیمان سعدآباد، به پیمان تجزیه ارتفاعات آرارات، اروندرود و بخشهایی از شرق کشور نیز شهرت دارد. با این حال دیری نگذشت که بیهودگی پیمان سعدآباد، بر همگان مشخص شد. پیمان سعدآباد که با هدف حفظ کشورهای عضو، در قبال خطر کمونیسم و فاشیسم و خطرات مشابه آن ایجاد شده بود، با آغاز جنگ جهانی دوم و اتحاد انگلیس و شوروی، عملاً غیرقابل بهرهبرداری شد و نتوانست رسالت اولیه خود را به انجام رساند. در زمان حمله متفقین به ایران در شهریورماه ۱۳۲۰، هیچ یک از همپیمانان پیمان سعدآباد به یاری ایران نشتافتند! در چنین شرایطی حتی دولت عراق نیز خاک خود را پایگاه حمله انگلستان به ایران قرار داد! وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران در بیستم اسفندماه ۱۳۵۷ و پس از خروج ایران از پیمان سنتو، در اطلاعیهای پیمان سعدآباد را اینگونه توصیف کرد: «بر همگان پوشیده نیست که پیمان سعدآباد در زمان خود ثابت کرد که تنها حافظ منافع امپراتوریهایی که قصدی جز استعمار و استثمار مردمان منطقه و منافع سرزمین آنان را نداشتهاند، بوده است. تاریخ ثابت کرد هنگامی که پیمان سعدآباد میتوانست گامی برای صیانت دول متحد داشته باشد، خاموش و ساکت ماند و جهانیان دیدند که بر کشورهای متحد پیمان سعدآباد چه گذشت!...»