کد خبر: 1079375
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰

پیشکار پیرمرد پولدار که با همدستی دوستانش مرد سالخورده را ربوده و از او سرقت کرده‌بودند در جلسه محاکمه با درخواست اشد مجازات از سوی شاکی مواجه شدند. راز سرقت متهمان زمانی بر ملا شد که آن‌ها بدون گرفتن رمز کارت پیرمرد موفق به برداشت از حساب شدند.
به گزارش جوان، چندی قبل مردی سالخورده به اداره پلیس رفت و گفت که از سوی چند نفر ربوده شده است. او گفت: من در کار ساخت و ساز هستم و سر یکی از ساختمان‌ها بودم. بعد از انجام کارم در حال برگشت به خانه بودم که دو نفر مقابلم قرار گرفتند. آن‌ها من را تهدید کردند و به زور سوار خودروی‌شان کردند. از ترس به حرفشان عمل کردم و سوار شدم. علت را که سؤال کردم گفتند که نباید در این باره چیزی بپرسم، چون جانم به خطر می‌افتد. به هر حال ساعتی بعد مقابل یک کارگاه توقف کردند. بعد چشمانم را بستند و من را داخل کارگاه بردند. یکی از آن‌ها گفت که باید چند میلیارد تومان به آن‌ها بدهم تا من را آزاد کنند. گفتم که چنین پولی ندارم و ضمن این که من مردی تنها هستم و کسی را ندارم که پول ر ابه آن‌ها برساند. برای انتقال پول هم باید به بانک بروم؛ چرا که کسی به حساب‌هایم دسترسی ندارد. چند ساعت به سختی برایم گذشت و سرانجام همان دو نفر به سراغم آمدند و کارت عابربانکم را گرفتند. بعد من را سوار خودرو کردند و نزدیک خانه‌ام پیاده کردند و رفتند. فردای آن روز بود که مبلغ ۱۰۰‌میلیون‌تومان از حسابم برداشت شد. حالا هم می‌دانم که چه کسی پشت این ماجرا است که از او و کسانی که من را ربودند شکایت دارم.
شاکی ادامه داد: چند سال قبل مردی به نام احمد را استخدام کردم. او پیشکارم بود و کار‌های من را انجام می‌داد. حساب‌های بانکی‌ام را بررسی می‌کرد و کار‌های شخصی‌ام را هم انجام می‌داد و فکر نمی‌کردم که بخواهد به من خیانت کند، اما وقتی ۱۰۰‌میلیون تومان از حسابم برداشت شد فهمیدم که باید کار او باشد. روزی که سارقان کارت عابربانکم را گرفتند رمز آن را نگرفتند، چون فقط خودم و احمد به رمز دسترسی داشتیم. فردای آن روز که پول برداشت شد فهمیدم که باید احمد پشت ماجرا باشد از طرف دیگر در آن چند ساعت که من ربوده شدم از احمد هم خبری نبود.
با اطلاعاتی که شاکی در اختیار پلیس گذاشت تحقیقات در این باره ادامه پیدا کرد و احمد هم بازداشت شد. او گفت: من در آدم‌ربایی نقش نداشتم و شاکی اشتباه می‌کند. احمد، اما وقتی با مدارک پلیس مواجه شد اعتراف کرد و گفت: من چند سالی است که با مرد پولدار کار می‌کنم. او ثروت زیادی داشت و می‌دانستم اگر ۱۰۰‌میلیون‌تومان از حسابش برداشت شود به زندگی او صدمه نمی‌خورد. از طرفی من مشکلات زیادی داشتم که تصمیم گرفتم از او سرقت کنم.
متهم درباره اجرای نقشه‌اش هم گفت: دوستی دارم که اطراف تهران کارگاه دارد. ماجرا را با او در میان گذاشتم و خواستم که کارگاهش را چند ساعت در اختیار بگذارد که قبول کرد. بعد از دو نفر دوستانش هم برای این کار کمک گرفت و این طور بود که نقشه‌مان را اجرا کردیم. بعد از برداشت پول هم آن را بین خودمان تقسیم کردیم.
با کامل شدن بررسی‌ها کیفرخواست علیه چهار متهم صادر و پرونده برای بررسی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی به پرونده شاکی در جایگاه قرار گرفت و گفت از احمد گذشت نمی‌کنم و او ر‌ا نمی‌بخشم. من سن بالایی دارم و دوستانش من را در شرایط سختی قرار دادند و احتمال داشت به خاطر ترسی که به من وارد شده بود سکته کنم و جانم را از دست بدهم. من به احمد اعتماد کرده‌بودم و همه زندگی‌ام را به او سپرده بودم. روزی که دوستانش من را سوار ماشین کردند و به کارگاه بردند من صدای احمد را در کارگاه شنیدم بنابراین برای هر چهار نفر درخواست اشد مجازات دارم.
در ادامه متهمان یک به یک در جایگاه قرار گرفتند و در حالی که در جریان تحقیقات به جرمشان اعتراف کرده‌بودند، آدم‌ربایی را انکار کردند. احمد گفت: من نمی‌دانم چرا شاکی فکر می‌کند من طراح نقشه بودم. دوستم فقط رمز کارت او را خواست که در اختیارش گذاشتم. دیگر متهمان هم در جایگاه قرار گرفتند و جرمشان را انکار کردند. هیئت قضایی بعد از شنیدن دفاعیات متهمان وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار