حقوق خانواده در ایران از ازدواج کردن تحت عنوان عقد نکاح یاد کرده است. به زبان ساده عقد نکاح در قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده، زیر و بمهای جالبی دارد که بسیاری از آن بیاطلاع هستند. حقوق خانواده در ایران از ازدواج کردن تحت عنوان عقد نکاح یاد کرده است. به زبان ساده عقد نکاح در قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده، زیر و بمهای جالبی دارد که بسیاری از آن بیاطلاع هستند.
قانونگذار در قوانین مربوط به حوزه حقوق خانواده درخصوص مواردی همچون چگونگی انجام خواستگاری یا ویژگیهای مراسم عقد و عروسی هیچ دخالتی نکرده، اما چارچوب کلیت ازدواج را مشخص کرده است.
قانون، ازدواج با هر فردی را صلاح ندانسته
مردان و زنان نمیتوانند با هر فردی که خواستند ازدواج کنند، چراکه در قانون و شرع مقدس اسلام شرایطی برای ازدواج کردن معین شده که از این شرایط در قانون مدنی ما زیر عنوان موانع نکاح یاد شده است.
قانونگذار به صورت صریح در قانون مدنی از ماده ۱۰۴۵ تا ۱۰۶۱ موانع نکاح را بیان کرده است. موانع نکاح در قانون مدنی ما شامل: شوهرداشتن، عدهزن، داشتن چهار زن دائمی، مطلقهبودن به سه طلاق و ۹ طلاق، قرابت در حدود معین، کفر، لعان، احرام و خارجی بودن است.
در ماده ۶۴۴ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات قانونگذار ما بیان میکند: کسانی که دانسته مرتکب یکی از اعمال زیر شوند به حبس از شش ماه تا دو سال یا از سه تا ۱۲ میلیون ریال جزای نقدی محکوم میشوند:
۱- هر زنی که در قید زوجیت یا عده دیگری است و خود را به عقد دیگری درآورد، در صورتی که منجر به مواقعه نگردد. ۲- هر کسی که زن شوهردار یا زنی را که در عده دیگری است، برای خود تزویج نماید.
در عده بودن زن هم یکی دیگر از موانع نکاح محسوب میشود. در ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی قانونگذار میگوید: عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است، نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند، اما عده دارای اقسامی است: ۱. عده وفات؛ مطابق ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی، عده وفات چه در دائم چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ۱۰ روز است. ۲. عده زن آبستن؛ مطابق ماده ۱۱۵۳ قانون مدنی، تا وضع حمل است. ۳. زنانی که عده طلاق ندارند؛ برابر ماده ۱۱۵۵ قانون مدنی، زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح، ولی عده وفات در هر مورد باید رعایت شود.
برابر ماده ۱۱۵۶ قانون مدنی عده زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد، باید از تاریخ طلاق عده وفات نگه دارد و برابر ماده ۱۱۵۷ قانون مدنی زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نگه دارد.
موانع نکاح
مطلقهبودن به سه طلاق و ۹ طلاق مطابق ماده ۱۰۵۷ قانون مدنی است که در موانع نکاح میگوید: زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده، بر آن مرد حرام میشود مگر اینکه به عقد دائم مرد دیگری درآمده و به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت، فراق حاصل شده باشد، میتواند با همسر قبلی خود دوباره ازدواج کند. در نتیجه قانونگذار به پیروی از فقه اسلامی و مطابق با ماده ۱۰۵۸ قانون مدنی میگوید: زن هر شخصی که به ۹ طلاق که شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد، بر آن شخص حرام موبد میشود.
قرابت یکی دیگر از موانع نکاح محسوب میشود؛ قرابت به زبان ساده، یعنی رابطه خویشاوندی نزدیک که نکاح با آنها به علت محرم بودنشان ممنوع و حرام است.
ازدواج با خویشان نزدیک هم از نظر فیزیولوژی ضرر دارد و هم از نظر عرفی و اخلاقی ازدواج با خویشان نزدیک منفور و محکوم است. محارم بر سه دستهاند: محارم نسبی، محارم سببی و محارم رضاعی. محارم نسبی مطابق ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی مشخص شدهاند و محارم سببی مطابق ماده ۱۰۴۷ تا ۱۰۴۹ مشخص شده و محارم رضاعی هم در ماده ۱۰۴۶ مشخص است.
نفرین شده
کفر یکی دیگر از موانع نکاح است که به معنی بیدینی است. در قانون مدنی ما در ماده ۱۰۵۹ قانونگذار میگوید: نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست، اما در خصوص ازدواج مرد مسلمان با زن غیرمسلمان قانون مدنی سکوت کرده است، ولی ظاهر امر این است که در فقه اسلامی نکاح مرد مسلمان با زن کتابیه مجاز است.
لعان هم یکی دیگر از موانع نکاح محسوب میشود؛ لعان در لغت به معنی نفرین کردن به یکدیگر و در علم حقوق لعان یعنی نوعی سوگند که در آن شوهر نسبت زنا به زوجه دائمی خود میدهد یا طفل متولد از او را از خود نفی کند.
ورود دولت در ازدواج
احرام هم یکی دیگر از موانع نکاح محسوب میشود که قانونگذار ما در ماده ۱۰۵۳ قانون مدنی در این زمینه میگوید: عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است. خارجی بودن یکی دیگر از موانع نکاح و در قانون بیان شده، به طوری که قانونگذار ما در مواد ۱۰۶۰ و ۱۰۶۱ در این خصوص به ترتیب میگوید: ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است. دولت میتواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعه خارجه باشد، موکول به اجازه مخصوص نماید.
با اجازه بزرگترها!
یکی از شرایط اساسی ازدواج در ایران، اذن پدر یا اذن جدپدری آنهاست. دختری که برای نخستین بار میخواهد ازدواج کند باید از پدر یا جدپدری خود برای ازدواج کردن اجازه بگیرد، اما این اجازه و اذن پدر برای پسران در جامعه ما الزامی نیست؛ یعنی اینکه پسران در کشور ما پس از رسیدن به سن قانونی یعنی ۱۸ سال تمام برسند، میتوانند ازدواج کنند یا به صورت مستقل از پدر و مادر خود زندگی مشترکی را شروع کنند.
طبق نظر اسلام و مذهب تشیع دخترى که به حد بلوغ رسیده و مصلحت خود را تشخیص مىدهد در صورتی که بخواهد شوهر کند، اگر پدر یا جدپدرى او غایب باشند یا فوت کرده باشند، لازم نیست دختر از پدر یا جدپدرى خود اجازه بگیرد.
در خصوص اذن پدر برای ازدواج دختری که ازدواج نکرده است، در حال حاضر اختلاف نظراتی بین حقوقدانان و فقها وجود دارد. با این تفاسیر قانونگذار ما در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در خصوص ازدواج دختر برای نخستین بار میگوید: عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن، ولی به شرط رعایت مصلحت که با تشخیص دادگاه صالح است. بهتر است قانونگذار ما با اصلاح این ماده با توجه به نیازهای روز جامعه اصلاحاتی در حوزه حقوق خانواده داشته باشد تا اینطور شاهد کاهش پروندههای حوزه خانواده در دادگستریها باشیم.
ازدواج بدون اجازه
یکی از مهمترین سؤالاتی که در ذهن دختران جامعه ما وجود دارد، این است که آیا دختران میتوانند بدون اذن پدر خود ازدواج کنند؟! در پاسخ به این سؤال باید گفت که دختران میتوانند بدون اذن پدر خود ازدواج کنند، اما تحت شرایطی خاص که این شرایط در ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی بیان شده است. در این خصوص قانونگذار توضیح داده که نکاح دختر برای نخستین بار اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جدپدری است.
هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه آنها ساقط و در این صورت دختر میتواند با معرفی کامل مردی که میخواهد با او ازدواج کند و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند.
یک نکته مهم در خصوص ازدواج دختران این است اگر دختری که به حد بلوغ و رشد رسیده است و قبلاً هم طلاق گرفته باشد، برای ازدواج مجدد خود نیازی به اذن پدر یا جدپدری ندارد.
فامیل اجازه دخالت ندارد!
دختران باید بدانند که این اجازه فقط مربوط به پدر و جدپدری آنهاست و در صورتی که پدر یا جدپدری آنها نباشند یا فوت کرده باشند این ولایت و اجازه به برادر، عمو، مادر، مادربزرگ، عمه، دایی، خاله و... داده نمیشود.
* نویسنده و پژوهشگر علم حقوق