
آن مرد تحقیر شده بود، حسین گرمارودی را میگویم. پس از سه دهه که مدیر مدرسه راهنمایی پسرانهای در کرج بود، در سال 1378 او را بازنشسته کرده بودند. بعد از چند ماه خانهنشینی حالا پذیرفته بود با موهای سفید و پشت گرد شده، برای کار از گوهر دشت کرج به یک شرکت ساختمانی در مرکز تهران بیاید و کارهای بانکیشان را انجام دهد. بالاخره امشب تا آنجا تنزل کرده بود که اجازه داد نگهبان جوان مترو پای او را با تنه محکمی که بهش زده بود از میان در واگن بیرون بکشد تا قطار راه بیفتد. احساس کرد همه به او نارو زدهاند. گفت: «معلوم نیست چه کار دارند میکنند. این مترو، وسیله حمل و نقل است یا تابوت متحرک؟» فشار ناشی از حس افول و سقوط روی او تأثیر گذاشته بود. میگفت از حملات کوچک قلبی رنج میبرد و صورتش مثل شعله شمعهای نذری کمفروغ شده بود. برای من که کنارش روی صندلیهای قرمز ایستگاه امام خمینی، یکی از شلوغترین ایستگاههای متروی تهران نشسته بودم، از مشکلات جابهجایی با مترو شکوه میکرد. با این وجود هنوز جذبه مدیرهای مدرسهای را داشت که شق و رق راه میروند و مدام به بچهها گیر میدهند. شاید به خاطر همین احساس بود که وقتی نگهبان مترو، به زور کسی را از واگن پیاده کرد تا در بسته شود، خطاب به او گفت: «یا مزد تمام یا منت تمام! این چه وضعی است برای مردم ساختهاید؟» 10 دقیقهای که با همدیگر درباره مشکلات رفت و آمد او بین محل کار تا خانهاش، صحبت کردیم، از مشکلات ترافیک گفت و اینکه نمیتواند ماشینش را هر روز راه بیندازد توی این خیابانهای شلوغ و چند ساعتی را پشت راهبندانهای بیانتهای پایتخت ایران، عمر تلف کند. بعد از جایش بلند شد چون یادش آمده بود برای کاری، باید زود به خانه برسد. نایلونی را که به دست داشت، براندازد کرد و با خداحافظی کوتاهی رفت جلوتر بایستد. قطار بعدی، با چند دقیقه تأخیر از تهرانپارس در شرق تهران، رسید، ترمز کوتاهی زد تا سیل جمعیت شتابان از درهای آن سرازیر شوند. پیرمرد را برای آخرین بار وقتی دیدم که پشت جمعیتی که همدیگر را هل میدادند تا زودتر به داخل واگن پر از آدم برسند، گم شد.
آویزان بالای ریلاین حکایت هر روزه مسافران قطار شهری تهران است. فشار بیامان جمعیت، بدنهایی که از هر سو احاطهات کردهاند، بوی تند عرق، جوراب و کفش و باد بیرمقی که از پنجرهها و کولر سقفی به جمعیت میدمد، سر و صدای موزیک تلفنهای موبایل، جر و بحث مردمی که همه ناراحت و کلافهاند، از مشکلات عادی و هر روزه مسافران این وسیله نقلیه است. در حالی که مسؤولان متروی تهران، از رکوردشکنی این وسیله در جابهجایی مسافر در ابعاد میلیونی خبر میدهند، هر روزه به مردم در مترو فشار بیشتری میآید. حقیقت این است که آنها هر روز بیشتر از پیش در واگنهای مترو به یکدیگر فشرده میشوند و تنها چیزی که به آن توجه نمیشود، شأن و کرامت انسانی شهروندان است. جالب اینجاست مدیرعامل متروی تهران با رسانه ای کردن مشکلات مجموعه تحت امر خود بارها ریشه مشکلات را به عدم اختصاص بودجه مناسب از سوی دولت عنوان میکند. محسن هاشمی با وجودی که از سوی مخالفان خود به دخالت دادن معادلات سیاسی در مورد مترو متهم میشود، سعی زیادی دارد تا این موضوع را در لابهلای مصاحبههای پرتعداد خود با رسانههای منتقد دولت، پنهان کرده و با سعی و کوشش فراوان، سرویسدهی نامناسب و خشم مردم مترو سوار را متوجه خارج از حیطه مدیریت خود کند.
مجلس و متروبا وجودی که مجلس هشتم نیز ماجرای دنبالهدار مترو را در کمیسیونهای مختلف و صحن علی خود بارها پیگیری کرده است، همچنان مشکلات این مجموعه لاینحل باقی مانده. مردم میگویند آنها نمیتوانند درک کنند ما در تونلهای زیرزمینی مترو چه میکشیم، چون هیچ وقت یکی از مسؤولان ارشد مترو با قطار شهری سفر نمیکند. مردم در ایستگاههای پرجمعیت مترو، ساکت و آرام وارد میشوند، چند دقیقهای به تلویزیونهای مدل bravia ساخت کمپانی Sony نگاه میکنند که در آن «شبکه مترو پیام» برایشان از احترام به سالمندان سخن میگوید و بعد وقتی نوبت سوار شدن به واگنهای شلوغ قطار میرسد، فقط همدیگر را هل میدهند، چون اگر کسی این کار را نکند، امکان سوار شدن بر طولانیترین ارابه قرن بیستم را پیدا نمیکند. این در حالی است که چندی پیش مخبر کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، مردم را گرفتار بازیهای سیاسی مسؤولان مترو دانست و از آنها خواست به جای انداختن توپ به زمین دولت، مشکلات مسافران را حل و فصل کنند. این اظهار نظر در حالی صورت میگیرد که مخبر کمیسیون برنامه و بودجه مجلس پرداخت سهم مترو تهران از حساب ذخیره ارزی و پرداخت کامل یارانه بلیت مترو را یکی از راهکارهای کاهش مشکلات این بخش عنوان نموده و علاوه بر این منابع، تعهدات مالی شهرداری تهران و استفاده از فاینانس را در تأمین بودجه مورد نیاز قطار شهری تهران خاطر نشان کرده است.با این وجود مردمی که هر روز با مشکلات فراوان کمبود جا، تأخیرهای متعدد قطارها در خطوط مختلف مترو، قطعی برق در بین ایستگاهها که منجر به متوقف شدن قطار در تونلها میشود، گرما و نبود هوای کافی برای تنفس مواجهند، این مسائل را متوجه کسانی میدانند که سعی دارند با رسانهای کردن مشکلات خود، توپ را به زمین دیگران بیندازند. هر چند مشکلاتی مانند عدم توان برای خرید تجهیزات و قطعات یدکی واگنها، فرسودگی فزاینده قطارها، عدم توانایی توسعه و افزایش خطوط و ایستگاهها، کمبود بودجه برای پرداخت هزینه نیروی انسانی مترو باعث شده است سرویسدهی به مسافران هر لحظه با کمبودهای بیشتری مواجه شود، ولی مردمی که قرار است حداکثر روزی یک ساعت از قطار شهری استفاده کنند، انتظار دارند کسانی که مسؤولیت این وسیله را بر عهده دارند، برای کاهش مشکلات آنها کاری بکنند. این در حالی است که مصوبه صریح مجلس شورای اسلامی در بند ۶ بودجه ۸۷ مبنی بر جواز بخش غیردولتی جهت برداشت از حساب ذخیره ارزی و امکان برداشت مترو تهران، عملاً دست مدیران قطار تهران را برای برداشتن از ذخیره مالی کل سکنه 70 میلیونی ایران باز گذاشته است. به عبارت سادهتر، قانونگذارانی که معمولاً مشکلات تهران را به صورت ویژه در دستور کار خود قرار میدهند به مسؤولان مترو مجوز دادهاند ذخیره پول همه شهروندان و دهوندان ایرانی را برای حل مشکلاتی که به نظر میرسد ناشی از عملکرد ضعیف خود آنهاست، صرف کنند. این مجوز در بستری شکل میگیرد که کمیسیون برنامه و بودجه مجلس خواستار آن شده تا استفاده از حساب ذخیره ارزی از امسال به صورت مستمر و سالانه برای مترو تهران امکان پذیر شود.
خاندانهای هماهنگبا این همه، عملکرد برخی رسانههای منتسب به جریان منتقد دولت که وابستگی آنها به طیف خاصی از خاندانهای مسؤول همواره مورد توجه مردم بوده است، سؤالات زیادی را در ذهن مردم ایجاد کرده است. به نظر میرسد آنها با اقدامی هماهنگ شده، سعی دارند محسن هاشمی، مدیر عامل متروی تهران که برادر علی اکبر هاشمیرفسنجانی است را در مقابل دولت قرار دهند و از این رویارویی، با کلماتی مانند «مناقشه» تعبیر کنند. این در حالی است که این روزنامهها با دقت در به کارگیری تیترهای خاص و مهیج، سعی میکنند پای مجلس و رئیس قوه مقننه را نیز به این «مناقشه»ها کشیده و بازی را پیچیدهتر از پیش کنند. آگاهان معتقدند استفاده از تکنیکهای امتحان شده بر هم ریختن اوضاع، برای مخفی نمودن ریشه اصلی مشکلات مترو، یکی از راههایی است که به طور همزمان توسط برخی از جناحها دنبال میشود. با این همه، مردم همچنان به سرویسهای حمل و نقل بیکیفیت در 50 ایستگاه، 5/93 کیلومتر خطوط راهآهن و 650 واگن و لوکوموتیو معترضند و انتظار دارند با وجود تمام سیاسی بازیها و ترفندهای رسانهای مدیرانی که نمیدانند چگونه مشکلات را حل کنند، مسافرت آنها با مترو، تبدیل به کابوس هر روزه نشود.