
دولت اوباما به دور جدیدی از تحرکات و رایزنیهای سیاسی درباره بحران فلسطین و خاورمیانه دست زده است. در این راستا، جرج میچل نماینده ویژه اوباما در امور فلسطین و خاورمیانه پس از ارائه گزارش نتایج سفرهای قبلی خود به باراک اوباما عازم ابوظبی پایتخت سیاسی امارات عربی متحده شد و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیز پس از پایان سفر سه روزه خود به پاکستان وارد ابوظبی شد تا پس از دیدار با محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان برای دیدار با مسؤولان اسراییلی عازم فلسطین اشغالی شوند. چند سؤال در این زمینه مطرح است: نخست اینکه چرا این بار تحرکات آمریکا از ابوظبی آغاز شده است و دوم اینکه چرا این بار جرج میچل برای ادامه مأموریت خود از هیلاری کلینتون کمک گرفته است؟
در پاسخ به این سؤال اول میتوان گفت که ابوظبی پنجشنبه گذشته میزبان اجلاس مشترک نمایندگان ناتو و مسؤولان و نمایندگان برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بود که در جریان موافقتنامه همکاری اطلاعاتی و امنیتی نیز میان ناتو و امارات عربی متحده به امضا رسید. براین اساس به نظر میرسد به موازات گسترش خزنده مرزهای ناتو به خاورمیانه و خلیجفارس تلاش میشود چتر امنیتی مشترک برای اسراییل و کشورهای عربی ایجاد شود تا از این طریق به دغدغهای امنیتی اسراییل پاسخ داده شود. همچنین تصور میشود از این طریق تلاش میشود کشورهای کوچک عربی همچون امارات عربی متحده بیش از گذشته در برابر کشورهای پرآوازه همچون عربستان درمعادله روند صلح به بازی گرفته شوند. آنچه ممکنه موجب اتخاذ این رویکرد شده باشد این است که عربستان که تا چند ماه پیش برای نزدیکی به اسراییل و تغییر طرح صلح عربی به نفع این رژیم چراغ سبز نشان داده بود اما در هفتههای اخیر با نزدیکی به سوریه امید آمریکا و اسراییل را در این زمینه کم کرده است و بر همین اساس و همچنین با توجه به اختلافاتی که امارات با عربستان درباره منابع نفتی مشترک و یا مکان استقرار نهادهای مالی و اقتصادی شورای همکاری خلیج فارس پیدا کرده است، به نظر میرسد یکی از اهداف غرب و آمریکا از گسترش روابط و همکاریهای نظامی و امنیتی خود با این کشور دستیابی به قراردادهای سودآور در پوشش پروژه «ایران هراسی» و استفاده ابزاری از ابوظبی علیه عربستان و تعمیق اختلافات دو طرف است.
اما در پاسخ به سؤال دوم که چه عواملی موجب شده است جرج میچل برای ادامه مأموریت خود از هیلاری کلینتون کمک بگیرد و به همراه وی وارد اسراییل شود، چند موضوع را میتوان مطرح کرد. نخست اینکه جرج میچل در رایزنیهای چند ماه گذشته خود نتوانست در پیشبرد مأموریت خود موفقیت به دست آورد و همین ناکامی وی را به اتخاذ اقدام مشترک با وزارت امور خارجه سوق داده است. دوم اینکه جرج میچل از رایزنیهای گذشته خود به یک طرح و برنامه عمل دست یافته است که اجرای آن نیازمند ورود وزارت امور خارجه و چانه زنی با طرفهای دخیل در این بحران است. سوم اینکه تصویب گزارش کمیته حقیقتیاب شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره پیگرد قضائی عاملان جنگ غزه، فرصتهایی را برای آمریکا ایجاد کرده است که در ازای حمایت از مواضع رژیم صهیونیستی و جلوگیری از کشیده شدن پای مسؤولان اسراییلی به محاکم بینالمللی، آنها را به همراهی با پروسه صلح خاورمیانه متقاعد کند.
اما در مجموع میتوان گفت بهرغم مخالفت رژیم صهیونیستی با تلاشهای مربوط به احیای فرایند صلح خاورمیانه و پافشاری این رژیم بر ادامه اقدامات توسعهطلبانه خود مبنای اقدامات و تلاشهای آمریکا همچنان بر مماشات با تلآویو قراردارد و در واقع هدف نهایی که از دور جدید تحرکات و رایزنیهای آمریکا دنبال میشود، این است که چگونه با توجه به تغییر و تحولات جدید در منطقه به نیازها و دغدغههای امنیتی اسراییل پاسخ داده شود و یا مسؤولان این رژیم از خطر پیگرد قضائی رهایی و نجات پیدا کنند.