«در جنگ صفین یکی از کارهای مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود» ۸۸/۵/۵، «ایشان دید یک عده ای دچار شبهه شده اند، خودش را رساند آنجا، سخنرانی کرد»، یکی از استدلالهایش این بود: «این پرچمی که شما در جبهه مقابل میبینید... زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند... اینها بصیرت است» ۸۸/۱۰/۱۹، بصیرت داشتن و بصیرتافزایی مهمترین مسئله در مواجهه صحیح با پدیدهها و رویدادهای مختلف سیاسی و رسانهای است. «در جنگ صفین یکی از کارهای مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود» ۸۸/۵/۵، «ایشان دید یک عده ای دچار شبهه شده اند، خودش را رساند آنجا، سخنرانی کرد»، یکی از استدلالهایش این بود: «این پرچمی که شما در جبهه مقابل میبینید... زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند... اینها بصیرت است» ۸۸/۱۰/۱۹، بصیرت داشتن و بصیرتافزایی مهمترین مسئله در مواجهه صحیح با پدیدهها و رویدادهای مختلف سیاسی و رسانهای است.
فتنه ۸۸ یکی از حوادث انقلاب است که اهمیت بصیرت و شناخت صحنه را نشان داد. عدهای به جای پذیرش نتایج آرا، علیه مردمسالاری و انتخابات شورش کردند؛ «انتخاباتی انجام میگیرد، یک حرکت قانونی اتفاق میافتد، یک نتیجهای هم با خود به دنبال میآورد، این نتیجه را به زور خشونت بخواهند عوض کنند» ۸۹/۱/۱، در این فتنه «اولین کاری که شد، تردیدافکنی در کار مسئولان رسمی کشور بود، در کار شورای نگهبان، در کار وزارت کشور» ۸۸/۹/۴، سپس «مردم را به خیابانها دعوت کردند... مأمنی درست میکنند برای آن کسی که میخواهد ایجاد آشوب و اغتشاش کند» ۸۸/۱۱/۱۳، «آتشسوزی هم راه بیندازند، بانک هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، برای اینکه نتایج قانونی را برگردانند» ۸۹/۱/۱، جرم فتنهگران بازی در نقشه دشمن بود: «این کسانی که شما بهشان میگویید سران فتنه، کسانی بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه، البته گناه کردند. نبایستی انسان بازیچه دشمن شود» ۸۹/۱۰/۱۹ و «خیلیها در این حوادثی که در همین فتنه سال ۸۸ اتفاق افتاد لغزیدند، آدمهای بدی نبودند [اما]لغزیدند به خاطر کم بودن بصیرت» ۹۴/۸/۲۰.
بصیرت و گذر از فضای غبارآلود
«فتنه» ویژگیهایی دارد که تنها راه مقابله با آن «روشنگری و تبیین» است. اول خصوصیتِ حوادث فتنهگون این است که «فضا را فضای غبارآلود میکند. شعار طرفداری از قانون میدهند، عمل صریحاً برخلاف قانون انجام میدهند» ۸۸/۹/۲۲، «یک کلمه حق را با یک کلمه باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیای حق مشتبه میشود» ۸۸/۹/۲۲، علت آن است که «دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند، فضای شفاف را برنمیتابند، فضای غبارآلود را میخواهند... فضای غبارآلود، همان فتنه است» ۸۸/۱۰/۲۹ و در پی آن «شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است» ۸۸/۶/۱۴، در این فضا هدف این است که «دشمنِ صریح بتواند چهره خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند» ۸۸/۱۰/۲۹ و علاجِ فتنه «عبارت است از صراحت در تبیین حق... وقتی شما میبینید یک حرکتی به بهانه انتخابات شروع میشود، بعد یک عامل «دشمن»ی در این فضای غبارآلوده وارد میدان شد... اینجا باید مرز را روشن کنید» ۸۸/۱۰/۲۹، اما در فتنه ۸۸، فتنهگران حاضر نشدند مرز خود را با دشمن مشخص کنند.
سرانجام بعد از آنکه ماهیت فتنهگران آشکار شد، حماسه نهم دی پدید آمد؛ «بعد از اهانتی که در روز عاشورای سال ۸۸ به وسیله یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین (ع) انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز ۹دی توی خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنی ابراز کردند» ۸۹/۷/۲۷.
«بصیرت» نورافکن است
بنابراین با بصیرتافزایی باید به جنگ فتنهها رفت؛ «بصیرت این است که انسان بداند، حقایق را درک کند، جایگاه خودش را، جایگاه کشورش را، جایگاه ملتش را، جایگاه منطق انقلاب را، جایگاه آن خط مستقیم و صراط مستقیمی که امام در کشور ترسیم کرد، جایگاه اینها را بداند، این، بصیرت است» ۹۴/۹/۴، فقدان بصیرت خطراتی جدی به دنبال دارد؛ «اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یکوقت میبینید آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتی است که آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان» ۸۸/۵/۵، در نتیجه رویکرد و اقدام صحیح در فتنه، تلاش در جهت «کسبِ بصیرت و بصیرت افزایی» و «تبیینِ حقایق» است؛ «بایستی گره گشایی کرد، بایستی حقیقت را باز کرد، بایستی گرههای ذهنی را باز کرد و این تبیین لازم دارد» ۸۸/۶/۱۴.
باید حق را شناخت....
اما برای اینکه بتوانیم در زمینه کسب بصیرت، موفق باشیم باید عوامل ایجاد بصیرت را در خودمان تقویت کنیم. اولین مسئله در این زمینه این است که بدانیم پایه و مبنای بصیرت، «داشتن نگاه توحیدی به جهان» است چراکه نگاه مادی ناقص و محدود است؛ «انسان با نگاه توحیدی به جهان طبیعت، یک بصیرتی پیدا میکند» ۸۹/۸/۴، دومین عامل، «ایمان و تقوا» است؛ «آنچه که بصیرت و بینش انسان را در قضایای مختلف و در حوادث گوناگون و زیر غبار تبلیغات جنجالآمیز دشمنان، تضمین و حفظ میکند، دل مؤمن و پاک و نورانی است... دلی که از ایمان برخوردار است و منشأ تقوا در اندیشه و عمل است، با تبلیغات دشمنان گمراه نمیشود» ۸۲/۶/۲۹.
«اخلاص در عمل» از دیگر عواملی است که نور بصیرت به انسان میدهد؛ «هر چه مخلصانهتر عمل کنید، خدای متعال بصیرت شما را بیشتر میکند. «اَللهُ وَلِی الذِینَ آمَنُوا یخرِجُهُم مِنَ الظلُماتِ اِلَی النور» ۸۹/۹/۴، نکته مهم اینکه «امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «لا یعرف الحق بالرجال»، با چهرهها نمیشود حق را تشخیص داد. یک چهره موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است، اما او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهی چهره موجهی مثل بعضی از صحابه پیغمبر راه را عوضی میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است، هر که از راه حق نرفت، مردود است» ۸۹/۸/۲.
تدبر و کلاننگری؛ راه تقویت بصیرت.
اما علاوه بر تقویت عوامل عقیدتی و ایمانی، باید به الزامات فهم و تحلیل صحیح هم در این زمینه توجه داشت. مهمترین عنصر، داشتن «نگاه کلان» است؛ «باید نگاه کلان و جامع داشته باشیم، این نگاه کلان، به ما معرفت و بصیرتى را عطا میکند که اولاً موقعیت خودمان را، جایگاه خودمان را، ایستگاه خودمان را در وضع کنونى بازیابى کنیم و بفهمیم در چه وضعى قرار داریم، بعد هم به ما تعلیم میدهد که براى آینده چه باید بکنیم» ۹۳/۶/۱۳. مورد بعدی «تدبر در حوادث» و سطحی نگاه نکردن است؛ «انسان در حوادثی که پیرامون او میگذرد و در حوادثی که پیش روی اوست و به او ارتباط پیدا میکند، تدبر کند، سعی کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحی عبور نکند» ۸۹/۸/۴. مورد دیگر که بصیرتآور است، پرهیز از پیشداوریهاست؛ «بصیرت پیدا کردن، کار سختی نیست. بصیرت پیدا کردن همین اندازه لازم دارد که انسان اسیر دامهای گوناگون، از دوستیها، دشمنیها، هوای نفسها و پیشداوریهای گوناگون نشود» ۸۹/۸/۴ و اینکه ارتباط با عالمان و مطالعه کتابهای خوب در زمینه دستیابی به بصیرت سودمند است؛ «بیبصیرتی را به خصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهای مورد اعتماد و پخته، نه گفتوگوی تقلیدی- که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمیخواهم- از بین ببرید» ۸۸/۵/۵.