کد خبر: 107404
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۸
فرزاد جهان بین در وبلاگ خود آینده انقلاب اسلامی نوشت:مدتهاست که مساله نقد رهبری توسط گروههای مختلف و با انگیزه های متفاوت مطرح می شود.پیرو جلسه دیدار نخبگان با مقام معظم رهبری و بیانات یکی از دانشجویان حاضر در آن جلسه که مورد استقبال و تقدیرمقام معظم رهبری نیز قرار گرفت، این مساله در کانون توجهات قرار گرفته و استناد به سیره ائمه (ع) بالاخص امیر مومنان در خصوص این مساله به وفور مشاهده می شود.بارها شنیده ایم و می شنویم که علی (ع) فرموده است: "فلا تکفوا‏ ‏عن مقالة بحق او مشورة بعدل ، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ، و لا آمن ذلک من‏ ‏فعلی ، الا ان یکفی الله ". از گفتار حق و از مشورت عادلانه خودتان را باز‏ ‏ندارید چرا که من بالاتر از آن نیستم که خطا کنم مگر آنکه خدایم کفایت کند.این گفتار دلالت بر اهمیت بیان سخن حق و به عبارتی نقد دارد.جایی که معصوم از ضرورت برخورد بی مصانعه و حق مدار سخن می گوید تکلیف غیر معصوم مشخص است. ایشان جای دیگر می فرمایند: فلاتُکلّمُونی بما تکلَّمُ به الجبابرةُ, ولاتَتحفَّظُوا منّی بما یُتحَفَّظُ به عند اهل البادرة, ولاتُخالِطُونی بالمُصانعة, و لاتَظُنُّوا بی اِستثقالاً فی حقٍ قیل لی.)با من, چنانکه با سرکشان گویند, سخن مگویید و چونان که با تیزخویان کنند, از من کناره مجویید و با ظاهرآرایی, آمیزش مدارید و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید و مخواهم مرد بزرگ انگارید.ایشان در جای دیگری در بیان حقوق حکومت بر مردم یکی از این حقوق را انتقاد خیرخواهانه از حکومت در پنهان و آشکار می دانند. و نیز آن حضرت، در یکی از خطبه های خود گفته است:
و إنّما أنتم إخوانٌ علی دین الله، ما فَرَّقَ بینکم إلّا خُبْثُ السرائر و سوءُ الضمائرِ، فلا توازَرُونَ و لا تناصَحُونَ و لا تَباذَلُونَ و لا تَوادُّونَ ... و ما یمنع أحدکم أنْ یستقبِلَ أخاه بما یَخافُ من عیبه إلاّ مخافَةُ أنْ یستقبَلُه بمِثلِه. قد تصافَیْتُم علی رَفْضِ الآجِلِ و حُبِّ العاجِل و صار دینُ أحدکم لُعقَةً علی لسانه، صنیعَ مَن قد فَرَغَ من عمله و أحْرَزَ رضی سیِّدِهِ؛
شما بر پایه دین خدا، با هم برادرید و تنها، آلودگیهای باطن و خباثت طینتها، شما را از هم جدا ساخته است. از این روست که به کمک هم نمی شتابید و خیرخواهی هم نمی کنید و از بخشش و دوستی میان خود امتناع می ورزید ... و احدی از شما را، از روبه رو شدن با برادرِ دینی خود و بازگو کردنِ عیبی که از شنیدن آن، واهمه دارد، باز نمی دارد مگر ترس از اینکه او نیز این گونه عمل کرده و عیب او را به او گوشزد کند.شما بر سر کنار گذاشتن آخرت و دوستی دنیا، هم پیمان و یکدل هستید و هر یک از شما، دین را، تنها، بر سر زبان دارد ـ و برای آن عمل نمی کند ـ مانند کسی که کار خود را انجام شده و پایان یافته می بیند و خشنودی پروردگار خویش را کسب کرده است. حال در کنار این اصل مسلم و لازم الاجرا نکته دقیقی وجود دارد که عدم توجه جامع الاطراف به آنها ما را از دستیابی کامل به تمام حق باز خواهد داشت. چنانچه ملاحظه می نمایید علی (ع) در تمام جملات پیش گفته چند صفت را با تعابیر مختلف در خصوص نقد اشاره می نمایند. مقالة بحق / فی حقٍ قیل لی / انتقاد خیرخواهانهاین صفات حاکی از آن است که نقدها باید منطبق بر حق و خیرخواهانه باشد.چنین انتقادی می باید مورد توجه قرار گیرد چرا که اساسا رشد بدون آن میسور نیست.چنانچه امام صادق(ع) فرمود بهترین برادرانم کسی است که عیبهای مرا به من هدیه کند.خود وصف هدیه نیز در این حدیث شریف موئد همین نکته است که نقد باید هدیه گونه صورت بگیرد یعنی در بهترین شکل و نه به صورت پنجه افکنانه.علی(ع) از چنین نقدهایی سخت استقبال می کردند اما اگر نقدهایی دارای چنین ویژگیهایی نبودند یا توجه نمی کردند و یا به شدت با آن برخورد می کردند.به چند نمونه توجه فرمایید:1-روزى آنحضرت بالاى منبر صحبت مى‏کرد، اشعث بن قیس گفت یا امیر المؤمنین این گفتار بر علیه شماست نه بر له شما، حضرت بر وى فریاد کشید و فرمود: «ما یدریک ما علّى ممّالى علیک لعنة الله و لعنة اللاعنین حائک ابن حائک منافق ابن کافر...» ، تو چه مى‏دانى چه چیز بر علیه من است از چیزیکه بر له من است، لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان بر تو باد. کم خرد پسر کم خرد، منافق‏ پسر کافر.2-حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به برج بن مُسهر طائی، آن هنگام که او صدا به «لا حکم إلّا لله» بلند کرد، چنین گفت:
اُسْکُتْ! قَبَّحَک الله یا أثرم! فوالله! لقد ظهر الحقُّ فَکنتَ فیه ضَئیلاً شَخْصُک خفیّاً صوتُک، حتّی إذا نَعَرَ الباطلُ نَجَمْتَ نجومَ القرن الماعز؛
ای کسی که ـ در خرد، به قدری زشتی که گوییا ـ دندانهای پیشت افتاده است، خاموش شو!! خدا تو را زشت گرداند! به خدا سوگند! تو، وقتی که حق به میدان آمد و ظاهر شد، شخصی فرومایه و ضعیف بودی و صدایت پنهان بود، همین که باطل ـ سر برکشید و ـ فریاد کرد، مانند شاخ بز، آشکار شدی.در این صحنه، حضرت، به جای پرداختن به پاسخ بی حاصل به او، تنها با کلماتی درشت و تحقیرآمیز و کوبنده، او را که توطئه گری از گروه خوارج بود، بر جای خود نشاند.آری هر نقدی پذیرفته نیست.نقدی که در آن منطبق بر حقیقت سخن گفته نشود و خیرخواهانه نباشد نه تنها پذیرفته نیست بلکه برخی از مواقع به جهت تشویش اذهان و دروغ پراکنی مستوجب برخورد شدید است. به عبارتی عده ای از روی استفهام و یا از روی خیرخواهی، به مواردی از سیاستها و عملکرد امام اعتراض داشتند و گروهی نیز با غرض ورزی و با مقاصدی ناپاک دست به این اقدام می زدند که غالب آنها بر محور نوع برخوردهای آن حضرت با جریانهای انحرافی و برانداز (ناکثین و قاسطین و مارقین) و در تعقیب اجرای عدالت اجتماعی بوده است. دامنه این گونه اعتراضات، به حدی بوده است که حتی در زمانهای بعد نیز، همواره کسانی از روی نادانی، همان دست مسایل را بر آن حضرت خرده می گرفتند و امامان معصوم علیهم السلام و علی شناسان برجسته شیعه، با دلی پر از خون و چشمی اشک بار، از مظلومیت آن بزرگوار دفاع می کردند.
علی علیه السلام در قبال این اعتراضات، دو نوع برخورد متفاوت داشت. در بسیاری موارد که می دید شخصِ معترض، بر اثر جهل و غفلت زبان به انتقاد از آن حضرت گشوده است، تلاش می کرد نخست، سخن او را بشنود و آنگاه، با بیانی متین مختصر و گاهی به طور مشروح، به اقناع او بپردازد اما در پاره ای از اعتراضات که بوی توطئه و غرض ورزی، به مشامش می رسید و برای او روشن بود که معترض، با سؤال خود، قصد استفهام و یا نظر خیرخواهی ندارد، بلکه می خواهد تحریک احساسات کرده و به تضعیف پایه های حکومت بپردازد، نه تنها به انتقاد و اعتراض او هیچ توجهی نمی کرد، بلکه، با شدیدترین و کوبنده ترین سخن، با او برخورد کرده و آن گونه عرصه را بر او تنگ می کرد که مجال هر نوع تحرکی را از او سلب و او را از کرده خود پشیمان می ساخت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار