مرد جوانی پس از سرقت از طلافروشی که صاحبمغازه را با چاقو به شدت زخمی کرده بود برای دومین سرقت به طلافروشی دیگری رفت که دستگیر شد. وی در بازجوییها ادعا کرد: مشکل مالی داشتم که همسرم به من گفت من حتی عرضه سرقت هم ندارم و من هم تصمیم به سرقت گرفتم.
به گزارش جوان، چند روز قبل بود که به مأموران پلیس تهران خبر رسید مرد سارق به مغازه طلافروشی در یکی از خیابانهای غربی تهران دستبرد زده و صاحب طلافروشی را هم به شدت زخمی کرده است. با اعلام این خبر تیمی از مأموران پلیس راهی محل حادثه شدند که در آنجا با پیکر زخمی مرد طلافروش روبهرو شدند که با اصابت ضربات متعدد چاقو از ناحیه چشم چپ، گوش و دست زخمی شدهبود. همزمان با انتقال پیکر مرد زخمی به بیمارستان مأموران پلیس با بررسی دوربین مداربسته طلافروشی دریافتند لحظاتی قبل مرد سارق در حالی که ماسک به صورت داشته به عنوان مشتری وارد مغازه طلافروشی شده و صاحب مغازه را با چاقو زخمی و مقداری هم طلا سرقت کرده است.
ناکامی در دومین سرقت
سپس مأموران پلیس تصویر سارق جوان را برای شناسایی و دستگیری در اختیار مأموران گشت قرار دادند که ساعتی بعد دوباره با خبر شدند سارقی با همان مشخصات ظاهری قصد سرقت از طلافروشی دیگری را دارد. بدین ترتیب مأموران به سرعت به محل حادثه رفتند و سارق را هنگام سرقت به دام انداختند.
متهم ابتدا در بازجوییها ادعا کرد دیوانه است و کارت قرمز دارد وگفت چیزی از سرقت خونین به یاد ندارد، اما بررسیها نشان داد که متهم کارت قرمز ندارد و از نظر روانی هم سالم است. بنابراین متهم دوباره مورد بازجویی فنی قرار گرفت که این بار به سرقت از طلافروشی اول اعتراف کرد و گفت قصد سرقت از دومین طلافروشی را داشته که دستگیر شده است.
همسرم سارقم کرد
وی در ادعایی گفت: من در فروشگاهی مشغول به کار بودم و درآمدم کم بود به همین خاطر همیشه مشکل مالی داشتم. از طرفی برادر و خواهرم و بستگان نزدیکم وضع مالی خوبی داشتند که همسرم همیشه به من سرکوفت میزد و میگفت من عرضه پول در آوردن را ندارم. او از من میخواست که وسایل خانه را عوض کنم و ماشین گرانقیمت بخرم، اما من با حقوق کارگری توان برآوردن آرزوهای او را نداشتم. او میگفت من حتی عرضه سرقت هم ندارم و آنقدر مرا تحقیر کرد که تصمیم گرفتم دست به سرقت بزنم.
ابتدا میخواستم از بانکی سرقت کنم، اما وقتی بررسی کردم دیدم آن بانک مأمور پلیس دارد و احتمال دادم دستگیر میشوم که تصمیم به سرقت از طلافروشی گرفتم. صبح وقتی طلافروشی باز شد به عنوان مشتری وارد مغازه شدم و صاحب مغازه را با چاقو تهدید کردم که طلاهایش را داخل ساکم بریزد، اما او با من درگیر شد که با چاقو او را زدم.
همان لحظه صدای آژیر بلند شد که از ترس فقط کمی طلا سرقت کردم و بعد از فرار دوباره تصمیم گرفت از مغازه طلافروشی دیگری سرقت کنم که دستگیر شدم. تحقیقات از متهم ادامه دارد.