سینمای ایران از جنبههای ملی یا به کلی بیبهره است یا بهره کمی میبرد و این را میتوان با فقر بصری اغلب آثار سینمایی به ویژه آنهایی که در جشنوارههای خارجی حاضر میشوند ثابت کرد. سینمای ایران از جنبههای ملی یا به کلی بیبهره است یا بهره کمی میبرد و این را میتوان با فقر بصری اغلب آثار سینمایی به ویژه آنهایی که در جشنوارههای خارجی حاضر میشوند ثابت کرد.
وقتی ایران را به عنوان مادر دوست نداشته باشی و به آن صرفاً به عنوان یک سوژه برای مطرح شدن نگاه کنی نتیجهاش این میشود که سوژه برایت حکم یک کالا را پیدا میکند که باید به هر طریقی از آن منفعت ببری. نگاه بخش قابل توجهی از فیلمسازان ایرانی به ایران به این نگاه کاسبکارانه نزدیک است و همین سبب میشود زیباییهای ایران در آثار این فیلمسازان سانسور شود یا اساساً اهمیتی نداشته باشد.
یکی از بهترین راهها برای به اشتراک گذاشتن چهره اجتماعی و فرهنگی واقعی از کشورمان که به نوعی باطل السحر دشمنان ایران نیز محسوب میشود استفاده حداکثری از ظرفیتهای گردشگری به ویژه بحث استفاده از «فیلم توریسم» است. چه اینکه هر گردشگر خارجی پس از ورود به کشورمان و دیدن شرایط اجتماعی، فرهنگی و هنری و حتی سیاسی و اقتصادی آن میتواند به عنوان یک رسانه و مُبلغی که تحت مدیریت جریانات ضد ایرانی نیست عمل کند و واقعیات کشورمان را بدون مخدوش کردن چهره واقعی آن به دیگر افراد منتقل و منعکس کند. سرعت بالای سرمایهگذاری و اقدامات مؤثر دیگر کشورها در این زمینه در حالی است که ظاهراً اغلب مدیران و فیلمسازان کشورمان اعتقادی به استفاده و بهرهگیری از این ابزار مهم و اثرگذار ندارند.
لوکیشنهایی که گردشگر جذب میکنند
گردشگری فیلم یا همان فیلم توریسم، یکی از شاخههای حوزه گردشگری محسوب میشود که اتفاقاً نقش بسیار مهمی در جذب علاقهمندان به منظور بازدید از مقصدهای گردشگری در اطراف و اکناف دنیا دارد. برای کشوری که یا خودش دارای سینماست یا دستکم لوکیشن یک فیلم آنجا وجود دارد این فرصت میتواند مغتنم باشد. برای مثال خیلیها دوست دارند وقتی به مراکش میروند سری هم به لوکیشن فیلم کازابلانکا بزنند و از آن محل به عنوان موقعیتی تاریخی و هنری دیدن کنند. شاید بد نیست بدانید بخشهایی از فیلم «مردی که زیاد میدانست» ساخته آلفرد هیچکاک و نیز «اتللو» ساخته اورسن ولز و «لورنس عربستان» ساخته دیوید لین در مراکش فیلمبرداری شده است.
بسیاری از مقاصد گردشگری سراسر دنیا هر ساله هزینههای گزاف و سرسام آوری به منظور تبلیغ اماکن دیدنی و تفریحی خود خرج میکنند. از راههای اثرگذار و جذاب این سری از تبلیغات، بهرهگیری از جادوی تصویر و استفاده از عکس و فیلمهای زیبا و چشمنواز از مناطق هدف است. البته سفارش دهندگان عمدتاً به این هزینه کردنها عنوان و اطلاق سرمایهگذاری میدهند چه اینکه معتقدند با انجام این هزینهها به صورت هدفمند و بر مبنای رویکرد روانشناختی و انگیزشی باعث تحریک حس و هیجان انسانها خواهند شد و بازدیدکنندگان اقدام به تهیه و تدارک گرفتن تصاویر و فیلم از مکانهای مورد نظرشان کرده و تبلیغات را به عنوان یکی از راههای تثبیت آن و تبدیلشان به مقاصد و مراکز مهم گردشگری در منطقه پیرامونی و جهان قلمداد میکنند و برای آن اهمیت بسیاری قائل هستند. واقعیت این است که صنعت گردشگری در کشور ایران نوپاست و اگر بحرانهایی نظیر شیوع کرونا و تبلیغات دروغین و سمپاشی دشمنان اجازه بدهند، راه مناسبی برای کسب درآمد و پیشرفت کشورمان ایجاد خواهد شد. همانطور که اشاره شد فیلم توریسم از مظاهر نسبتاً جدید گردشگری در دنیا محسوب میشود که برخی کشورها توانستهاند از طریق آن درآمدهای هنگفتی برای کشورشان کسب کنند.
فیلم توریسم متولی ندارد
مسیح شریف، مشاور سابق معاونت گردشگری در حوزه رسانه و دیپلماسی گردشگری کشور در رابطه با تعریف و ابعاد مقوله فیلم توریسم به ایمنا میگوید: «فیلم توریسم به زبان ساده یعنی مخاطبان با دیدن لوکیشنهایی در یک فیلم، علاقهمند میشوند به آن لوکیشنها سفر کنند. فیلم توریسم به عنوان یکی از انواع توریسم که زیرمجموعه گردشگری فرهنگی قرار میگیرد، سیاستگذاری و برنامهریزیهای خاص خود را میطلبد. به این صورت که صرفاً ساخته شدن برخی فیلمها به طور اتفاقی و علاقهمند شدن بعضی مخاطبان برای سفر به لوکیشن آن فیلمها نمیتواند باعث شود که یک جریان گردشگری در مقصدی، چون ایران شکل بگیرد. بنابراین در وهله نخست باید متولی آن رسماً مشخص و مسئولیت به آن سپرده شود. البته مشخصاً بخش بزرگی از فیلم توریسم به عهده وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است، اما به دلیل اینکه جنبه سینمایی پیدا میکند برخی مسئولیتها نیز به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.»
مشاور سابق معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی در ادامه خاطرنشان میکند: «از طرفی درست است که نام آن فیلم توریسم است به این معنا که در گردشگری کشور تأثیر میگذارد، اما به طور کلی در اقتصاد کشور و معرفی چهره آن به جامعه جهانی نیز تأثیرگذار است. پس در اولویتهای بعدی متولیان دیگری نیز پیدا میکند. در کشو ما به دلیل اینکه به طور مشخص و مجزا به فیلم توریسم توجهی نشده است، نه تنها ساختاری ندارد بلکه عملکردی در قالب آیین نامه، قوانین یا مقررات، تسهیلات یا هر آن چیزی که برای این موضوع در کشورهای پیشروی آن در نظر گرفته شده است نیز وجود ندارد.»
شریف با اشاره به اینکه فیلم توریسم در قالب مجموعهای از اتفاقات، فعالیتها و برنامهریزیها محقق میشود، میافزاید: «یک فیلمساز هر قدر هم فیلم خوبی بسازد نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که لزوماً بتواند تأثیر بالقوه خود را در گردشگری فیلم بالفعل کند. مثلاً ویدئو به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی مورد استفاده قرار میگیرد، حال اگر شما در حوزه گردشگری خوراک بهترین ویدئوها را تولید کنید، اما بستر مناسبی برای پخش آن نداشته باشید، ساخت آن ویدئو هر قدر هم که زیبا و تأثیرگذار باشد، تنها یک فاکتور از فاکتورهای مورد نیاز است. در مورد فیلم توریسم نیز همینطور است و تأثیرگذاری آن مشروط به دیده شدن است.»
سریال پایتخت و پتانسیل فیلم توریسم
پیمان ماهور گیلانی، مشاور سابق امور فرهنگی و ارتباطات معاونت گردشگری کشور میگوید: «در فیلمهای بسیاری از کارگردانان مطرح دنیا مخاطبان حین آن که یک اتفاق هیجانانگیز یا جذاب را دنبال میکنند با مناطق گردشگری، شهرهایی زیبا با پتانسیل جذب گردشگر، سنت، فرهنگ، غذا، موسیقی و بسیاری مفاهیم دیگر که در آن فضا وجود دارد، آشنا میشوند و انگیزه برای سفر به آن نقطه در مخاطبان ایجاد میشود. نمایش منطقهای خاص در یک فیلم سینمایی یا تلویزیونی به عنوان لوکیشن فیلمبرداری میتواند تأثیر بسزایی در تعداد گردشگران آن منطقه بگذارد و با جذب قشر جدیدی از گردشگران به آن منطقه باعث رونق گردشگری و جهش اقتصادی منطقه شود. برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ یک آژانس مسافرتی انگلیسی نقشه بریتانیا را با علامتگذاری محل تصویربرداری فیلمهای مشهور منتشر کرد؛ اقدامی که باعث شد لوکیشن فیلمبرداری بسیاری از فیلمها به عنوان مقاصد گردشگری انتخاب شود.»
وی در ادامه میافزاید: «بر اساس مطالعات انجام گرفته در سال ۲۰۲۰، نمایش جاذبههای گردشگری در فیلمهای محبوب میتواند رشد ۲۵ تا ۳۰۰ درصدی گردشگر در آن منطقه را به ارمغان بیاورد. نمونههای اینچنینی زیادی را در سینمای جهان شاهد بودیم که اکران و موفقیت یک فیلم، رشد گردشگری و اقتصادی محل تصویربرداری را در پی داشته است. ابوظبی امارات نمونه بسیار خوبی است که حتی با پرداخت هزینههای کلان یا در ازای فراهم کردن تأسیسات مورد نیاز، امکان تصویربرداری فیلمهای هالیوودی در این شهر را فراهم میکند که در یک نمونه تصویربرداری فیلم جنگ ستارگان در بیابانهای ابوظبی باعث رشد بالای ضریب اشتغال هتلها پس از اکران این فیلم شد.»
وی با اشاره به اینکه پیش از این نیز متولیان امر فرهنگ در ترکیه با درک اهمیت این روش در توسعه گردشگری با هدف معرفی جاذبههای توریستی در سطح شهرها و حتی محلهها دست به ساخت سریالهای تبلیغاتی زدند، میگوید: «ترکیه در این زمینه بسیار موفق بوده و با نمایش سریالهای ترکی در کشورهای همسایه، جاذبههای گردشگری و آداب و سنتها و حتی غذاهای خود را به خوبی معرفی کرده و توانسته است در جذب گردشگران عمدتاً عرب به شهرها و لوکیشنهای به نمایش درآمده در برخی از این سریالها، درآمد بسیار خوبی داشته باشد. سریال پایتخت میتواند نمونه نسبتاً موفق داخلی باشد که خواسته یا ناخواسته توانسته است در معرفی جاذبههای گردشگری شهرهای کوچکتر استان مازندران موفق عمل کند، اما متأسفانه کمتر دیدهایم که کارگردان و نویسندگان دغدغهای در این خصوص داشته باشند.»
ماهور گیلانی خاطرنشان میکند: «وقتی از فیلم توریسم صحبت میکنیم منظور انتخاب هوشمندانه لوکیشنها از سوی کارگردانان و نویسندگان در راستای معرفی یک جاذبه گردشگری یا یک مراسم خاص در یک منطقه است؛ به تصویر کشیدن غذاهای محلی، جاذبههای گردشگری، امکانات و هر آنچه میتواند تمایلات یک گردشگر بالقوه را برای سفر تحریک کند. سینمای ایران تاکنون نتوانسته است به گردشگری کمک کند، دلیل آن نیز دغدغهمند نبودن مدیران و کارگردانان ما در به تصویر کشیدن زیباییهای توریستی کشور است. حتی در بسیاری از مواقع کارگردانان و فیلمنامهنویسان در این زمینه عملکردی معکوس دارند و با سیاهنمایی تصویری غیرواقعی و نازیبا از کشور، خیابانها و شهرها به نمایش میگذارند. توجه مدیران صدا و سیما و همچنین متولیان سینما از جمله نویسندگان و کارگردانان به این موضوع و روایتگری آنان از جاذبههای گردشگری میتواند باعث رونق این صنعت در داخل کشور و همچنین در عرصه بینالمللی شود. همچنین میتواند تحولی مثبت در چرخه گردشگری و جهش اقتصادی بسیاری از کسب و کارهای این حوزه ایجاد کند.»
همه دلسوزان و فعالان عرصه گردشگری و توریسم به خوبی میدانند رونق گردشگری نیازمند تأمین زیرساختهای لازم از جمله هتل و راه مناسب و تورهای آشنا به محیط و سرمایهگذاری کلان و میزبانهای مهماننواز و… است، اما اینها همه چیز نیست. اگر کشوری میخواهد از تمام پتانسیل گردشگری خود استفاده کند و آن را برای دیگران شرح دهد باید راههای مختلف را امتحان کند. سینما از جمله تأثیرگذارترین بسترهای شناساندن تاریخ و فرهنگ و شرایط محیطی است. هنر هفتم با جادوی تصویر به شرط بهرهگیری از تکنیکهای مختلف روانشناختی و مراعات جذابیتهای بصری میتواند ذهن مخاطبان را تسخیر و آنها را برای بازدید از لوکیشن فیلمها و سریالهای مختلف ترغیب و تشویق کند.