کد خبر: 1072429
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
تحویل میراژ‌های فرانسوی به عراق در آذرماه ۱۳۶۵
بذل و بخشش‌هایی که دامن غرب را گرفت ۲۵ آذرماه ۱۳۶۵ فرانسه حدود ۶۰ فروند جنگنده میراژ ۲۰۰۰ را به عراق تحویل داد که در زمان خود یکی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها به شمار می‌رفت. تحویل این هواپیما‌ها به عراق آن هم در سال ۶۵ نشان از رویکرد افراطی حامیان بغداد در جنگ تحمیلی داشت. این افراط‌گرایی باعث شد تا بعد‌ها جهان با پدیده‌ای به نام چهارمین ارتش بزرگ و سرکش جهان یعنی ارتش بعث عراق رو به رو شود
علیرضا محمدی

۲۵ آذرماه ۱۳۶۵ فرانسه حدود ۶۰ فروند جنگنده میراژ ۲۰۰۰ را به عراق تحویل داد که در زمان خود یکی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها به شمار می‌رفت. تحویل این هواپیما‌ها به عراق آن هم در سال ۶۵ نشان از رویکرد افراطی حامیان بغداد در جنگ تحمیلی داشت. این افراط‌گرایی باعث شد تا بعد‌ها جهان با پدیده‌ای به نام چهارمین ارتش بزرگ و سرکش جهان یعنی ارتش بعث عراق رو به رو شود. ارتشی که دو سال پس از اتمام جنگش با ایران، به کویت لشکر کشید و غرب را به هماوردی فراخواند!

سال ۱۳۶۵ اوج جنگ بود. در سال قبل از آن ایران در عملیات والفجر ۸ توانست شبه‌جزیره فاو را به تصرف درآورد. آن هم پس از چند عملیات ناموفق برون‌مرزی، چون رمضان و والفجر مقدماتی و خیبر (به رغم تصرف جزایر مجنون، خیبر به اهداف اصلی خود نرسید) و نهایتاً بدر، تصرف فاو توسط ایران در والفجر ۸ زنگ خطر را برای حامیان بغداد به صدا درآورد. آن‌ها در ابتدای سال ۶۵ روی قیمت نفت در بازار‌های جهانی مانور دادند و طبق معمول عربستان و کشور‌های نفت‌خیز عربی همراهی‌شان کردند. در نتیجه قیمت نفت در تابستان سال ۶۵ به زیر شش دلار در هر بشکه رسید.
اقدام دیگر حامیان صدام، فروش افسارگسیخته تسلیحات به عراق بود. از میراژ‌های ۲۰۰۰ فرانسوی گرفته تا سوخو‌های روسی، ارتش عراق در حد فاصل سال ۶۵ تا اواخر سال ۶۶ تبدیل به یک غول بی شاخ و دم شد که حداقل از حیث نیروی زمینی و هوایی، چند برابر قوی‌تر از زمان حمله‌اش به ایران شده بود. صدام که در ابتدا با حدود ۲۰۰ فروند جنگنده به ایران حمله کرده بود، در اواخر جنگ بیش از ۶۰۰ فروند جنگنده آن هم با قابلیت‌های بهتر و بیشتر داشت.
از سوی دیگر نیروی زرهی عراق که قوی‌ترین بخش ارتش این کشور حتی در مقایسه با قدرت‌های بزرگ بود (ژنرال نورمن شوارتسکف فرمانده نیرو‌های متفقین در جنگ اول خلیج فارس بار‌ها از وحشت خود از نیروی زرهی عراق صحبت کرده است) در اواخر جنگ واقعاً تقویت شد. این نیرو اگر در شروع دفاع مقدس ۳۱۰۰ تانک و ۲۳۰۰ نفربر داشت، در پایان جنگ ۵۳۰۰ تانک و ۷ هزار زرهپوش داشت. آن هم از بهترین نوع تانک‌های t۷۲ که با ترکیبی از کماندو‌های زبده گارد ریاست جمهوری، یک نیروی مهیب و ترسناک را فراهم آورده بودند.
در واقع با بذل و بخشش‌هایی که در دوسال پایانی جنگ از سوی ابرقدرت‌ها برای عراق صورت گرفت، چهره آینده منطقه ترسیم می‌شد. عراق در سال ۶۷ و پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران، مجدداً به کشورمان حمله کرد که ناکام ماند. حمله سراسری و مجدد آن‌ها از ۳۱ تیرماه تا سوم مردادماه ۱۳۶۷ به ایران، زنگ پایانی بر جاه‌طلبی‌های صدام در پرونده ایران بود. او به خوبی فهمید که قرار نیست با هیچ نیرویی به ایران غلبه کند. بنابراین تا اواسط مرداد ۶۷ ناچار شد آتش‌بس را علاوه بر روی کاغذ، در زمین نبرد نیز بپذیرد.
پس از اتمام دفاع مقدس، صدام به واقع نمی‌دانست با یک ارتش بی‌شاخ و دم که بیش از یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر نیرو، ۴۰ لشکر زرهی و اسکادران‌های هوایی کامل داشت چه باید بکند. او بیش از این لشکر‌ها به گشایش اقتصادی نیاز داشت. بنابراین به فکرش رسید از زور ارتشش برای الحاق کویت به عراق و کشیدن خط بطلان به بدهی‌های خارجی‌اش استفاده کند. بنابراین کویت را ظرف ۱۳ ساعت اشغال کرد تا چند ماه بعد ۷۵۰ هزار سرباز از بیست و چند کشور جهان گرد هم آیند و کاسه و کوزه بذل و بخشش‌های بی‌حساب و کتاب غرب و ابرقدرت‌ها به صدام را جمع کنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار