کد خبر: 1072202
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
یادکردی از شهید مدافع حرم ابوالفضل شیروانیان که ۲۳ آذر ۹۲ به شهادت رسید
فرزند سردار دفاع مقدس شهید مدافع حرم شد شهید مدافع حرم ابوالفضل شیروانیان یکی از متقدمان جبهه مقاومت اسلامی است که ۲۳ آذرماه ۱۳۹۲ در سوریه به شهادت رسید. زمانی که ابوالفضل شهید شد
زهرا محمدزاده

شهید مدافع حرم ابوالفضل شیروانیان یکی از متقدمان جبهه مقاومت اسلامی است که ۲۳ آذرماه ۱۳۹۲ در سوریه به شهادت رسید. زمانی که ابوالفضل شهید شد، خیلی‌ها از چند و، چون جبهه مقاومت اسلامی و مدافعان حرم اطلاعات زیادی نداشتند. به همین خاطر او نیز مثل شهدای سال‌های ابتدایی این میدان، نسبت به شهدای سال‌های اخیر جبهه دفاع از حرم کمتر شناخته شده است. در سالگرد شهادت ابوالفضل شیروانیان یادکردی از او داریم که تقدیم حضورتان می‌کنیم.
پدر رزمنده
شهید ابوالفضل شیروانیان سال ۱۳۶۲ در یک خانواده مذهبی اصفهانی به دنیا آمد. پدرش سردار مجتبی شیروانیان از پاسداران و رزمندگان دفاع مقدس بود که بار‌ها در میدان‌های جنگ تحمیلی شرکت کرده بود. به همین خاطر ابوالفضل از همان دوران کودکی با فضای رزمندگی آشنایی پیدا کرد و آنطور که مادر شهید روایت می‌کند، او از سنین خردسالی آرزو داشت مثل پدرش رخت رزم بر تن کند. مادر شهید می‌گوید: «آن موقع چهار، پنج سالش بود. می‌گفت من از این لباس‌ها می‌خوام که بابا می‌پوشه.» هر چه گفتیم اینا اندازه تو نیست. باید ان‌شاءالله بزرگ شی تا بپوشی، قبول نکرد. بالاخره یکدست لباس استفاده شده حاج‌آقا را که کهنه شده بود، دادم به مادرم. ایشان هم یک لباس سپاهی، قد آن موقع ابوالفضل دوختند؛ با همان آرم و همان کمربند. تا مدت‌ها بعد هر جا می‌خواستیم برویم آن لباس‌ها را می‌پوشید.»
ارادت به شهید خرازی
یکی از خصوصیات بارز شهید شیروانیان عشق و ارادت او به شهدای دفاع مقدس خصوصاً سردار شهید حاج حسین خرازی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع) بود. همین ارادت قلبی و همینطور شغل پاسداری پدرش باعث شد او نیز کسوت پاسداری را انتخاب کند و گلزار شهدا و خصوصاً مزار حاج حسین پاتوق همیشگی‌اش باشد. عشق به شهدا دل و جان ابوالفضل را آنطور صیقل داده و آماده کرده بود که به محض شروع جبهه دفاع از حرم، تصمیم گرفت جزو اولین نفرات خودش را به این آوردگاه برساند. همسر شهید می‌گوید: «چند هفته قبل از رفتن به آخرین سفرش به سوریه در هوای سرد آبان ماه با هم به گلزار شهدای اصفهان رفتیم. پاتوق همیشگی‌مان قطعه شهید خرازی بود. ارادت خاصی به شهید حاج‌حسین خرازی داشت. کنار قبر شهید چند دقیقه‌ای نشستیم. همانجا که نشسته بود گفت: «زهرا این قطعه آرامگاه من است، بعد از شهادتم مرا اینجا به خاک می‌سپارند.» نمی‌دانستم در برابر حرف ابوالفضل چه بگویم. سکوت همراه بغض را تقدیم نگاهش کردم.»
اعزام به جبهه
فرزند رزمنده دفاع مقدس که حالا خودش در سن ۳۰ سالگی یک رزمنده به تمام معنا شده بود، چند بار به جبهه دفاع از حرم اعزام شد. رفت چراکه نمی‌خواست عاشورای سال ۶۱ هجری دوباره تکرار شود. رفت، چون احساس می‌کرد یک عمر پای روضه اباعبدالله نشسته برای همچین روزی. رفت، چون فکر می‌کرد اگر آرزو داشت در عاشورا بود و مولایش را یاری می‌کرد، اکنون زمان عاشورایی شدن و کربلایی شدن است. ابوالفضل چند بار به جبهه دفاع از حرم اعزام شد. بار آخر وقتی که رفت تماس گرفت و گفت روز ۲۴ آذر برمی‌گردد. همان روز هم برگشت، اما در تابوتی که با سه رنگ خوش‌رنگ پرچم ایران پوشانده شده بود. فرزند سردار دفاع مقدس، صبح روز ۲۳ آذرماه ۱۳۹۲ از همه همرزمانش حلالیت طلبید و راهی عملیات شد. همرزمش می‌گوید: «بعد از نماز به سمت قرارگاه بعدی رفتیم. در مسیر ابوالفضل هدف اصابت گلوله تک‌تیرانداز‌های تروریست قرار گرفت و به حالت سجده به زمین افتاد. من درخواست آمبولانس کردم. تا آمدن آمبولانس ابوالفضل به سختی چشمانش را باز کرد، دستانش را روی سینه‌اش گذاشت و تعظیم کرد. چندین مرتبه این کار را تکرار کرد. نمی‌توانست حرفی بزند و خونریزی داشت. بعد ابوالفضل را به بیمارستان رساندند و بعد از چهار ساعت که در کما بود، به شهادت رسید.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار