کد خبر: 1072106
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰
روایت «روز بلوا» روی خط صاف «روز بلوا» ادامه دغدغه‌های بهروز شعیبی درباره روحانیت است، او ۱۰ سال پیش «طلا و مس» را بازی کرد و پس از آن سریال «پرده‌نشین» را با محوریت روحانیت جلوی دوربین برد.
افشین علیار

«روز بلوا» ادامه دغدغه‌های بهروز شعیبی درباره روحانیت است، او ۱۰ سال پیش «طلا و مس» را بازی کرد و پس از آن سریال «پرده‌نشین» را با محوریت روحانیت جلوی دوربین برد.
اخلاق عنصر محوری آثار شعیبی را تشکیل می‌دهد که در فیلم‌های «دهلیز» و «دارکوب» به درستی ارائه می‌شود و میزان دغدغه او در سریال روز بلوا بیشتر شده چراکه شعیبی با جسارت و جرئت به یک موضوع روز پرداخته است؛ موضوعی که اساساً ریسک بالایی را می‌طلبد. در روز بلوا شعیبی یک روحانی جوان را در رأس قصه می‌گذارد و آن را وارد شرایطی می‌کند که تبدیل به یک بحران می‌شود. کم پیش می‌آید کارگردانی ریسک ورود به جزئیات مسائل سیاسی و مذهبی را بپذیرد، اما روز بلوا بحث اختلاس، پول کثیف و بهره‌گیری از وام‌های بدون برگشت برای آدم‌های خاص و نشان دادن یک مؤسسه مالی اعتباری که را شریک جرم ماجراست، برجسته می‌کند.
او عماد روحانی جوان را وارد آشفتگی و پیچیدگی روابط اقتصادی می‌کند. عماد در برنامه‌های تلویزیونی حرف می‌زند و جایگاه خاصی در جامعه دارد، اما او به واسطه پدر همسرش و برادرش و حتی همسرش ناخواسته وارد مخمصه‌ای می‌شود که خودش از آن خبر ندارد. اساساً این رویکرد تا به اینجا بکر و دست نخورده است و شعیبی با دغدغه همیشگی‌اش سعی داشته عماد را وارد بحرانی کند که رفع آن می‌تواند باعث عدم محبویتش در دانشگاه و تلویزیون باشد.
پردازش تا این اندازه درست کمتر در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی شکل گرفته است. روز بلوا طرح مسئله درستی به یک روحانی داشته است، اما به نظر می‌رسد پرداخت تمام و کمالی در پردازش سوژه وجود ندارد، به طوری که این سوژه بکر می‌توانست با نکته‌سنجی بیشتر صورت بگیرد. آن چیزی که در روز بلوا دیده می‌شود پرداختی از یک موضوع اجتماعی است، اما شعیبی می‌توانست بحران به وجود آمده را گسترش بدهد و عماد را به چالش بکشاند.
اساساً از جایی که عماد به آن کارخانه متروکه می‌رود و می‌فهمد پدر همسرش آقای امیری از جایگاه او سوءاستفاده کرده است فیلم به پایان می‌رسد، یعنی از آن سکانس به بعد توقع مخاطب در ایجاد یک چالش جدی است، اما اینکه می‌فهمیم زن عماد هم از تمام این موضوعات باخبر بوده است نمی‌تواند یک چالش باشد چراکه با یک اتفاق دیگر مثل پخش آن ویدئو همه چیز خنثی می‌ماند، حتی هیچ اختلافی میان عماد و زنش دیده نمی‌شود و اینکه حالا او از عماد طلبکار می‌شود، موضوع آن هکر هم می‌تواند نقدی باشد به فضای مجازی که به چه اندازه بستر و چارچوب ناامنی از اطلاعات شخصی افراد دارد، البته حضور آن هکر هم قدری غلوآمیز است؛ او به خاطر همکاری با عماد کتک می‌خورد و باز با او همکاری می‌کند.
روز بلوا می‌توانست گسترش یابد و وارد جزئیات شود، یعنی ببینیم آقای امیری به کجا وصل است و از چه کسی دستور می‌گیرد. دیالوگ‌های او در پشت بام فقط ایجاد یک موقعیت می‌کند، اگر این موقعیت می‌توانست عمق داشته باشد، جذابیت قصه بیشتر می‌شد در این شرایط احساس می‌شود روز بلوا روی یک خط صاف حرکت می‌کند. از سوی دیگر جایگاه عماد در این خانواده نمی‌تواند متقاعدکننده باشد.
شعیبی نشان نمی‌دهد عماد چگونه وارد این خانواده می‌شود و چرا باید سوار ماشین خارجی سوار شود یا گوشی ۲۰ میلیونی داشته باشد. هیچ پاسخی به این چرا‌ها داده نمی‌شود و فقط موضوع و ایجاد بحران برای شعیبی مسئله بوده است، اضافه کنید که خودسوزی آن زن هم نمی‌تواند چیزی فراتر از غلو باشد، البته این ایراد در اجراست. بابک حمیدیان برای نقش عماد می‌توانست انتخاب دقیقی باشد، اما ضعف فیلمنامه بازی او را نیز بی‌اثر کرده است. شاید اگر بهروز شعیبی این نقش را بازی می‌کرد، بهتر می‌توانست عماد را باورپذیر کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار