
پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران، دوم خردادیها با محوریت میرحسین موسوی و مهدی کروبی با وارد ساختن اتهام تقلب در انتخابات از پذیرش نتیجه آن سر باز زدند. مهلتی تعیین شد تا اسنادشان را ارائه دهند که ندادند؛ یعنی نداشتند که بدهند. مهلت با موافقت رهبر انقلاب تمدید شد، باز هم سندی برای ارائه نداشتند.
10 درصد از آرای صندوقها به صورت اتفاقی بازشماری شد؛ آرا درست بود. به سفارش رهبر انقلاب یک کمیته مورد وفاق ملی برای بررسی اعتراض موسوی و کروبی تشکیل شد اما آنها همراهی نکردند و فقط خواستار ابطال انتخابات شدند. تعدادی از هواداران این دو نامزد به خاطر فراخوانها و اظهارات موسوی و کروبی به خیابان ریختند. شیشهها شکسته شد، بانکها خسارت دید، تعدادی کشته شدند، شهر ناآرام شد. در واقع رفتار موسوی و کروبی و سایر اصلاحطلبان در واکنش به نتیجه انتخابات مصداق روشن قیام «جمهوریخواهان علیه جمهوریت» شناخته میشود. آنها در فقر تئوریک و گرسنگی ایدئولوژیک خود، جمهوری را خوردند. رهبر انقلاب هشدار دادند: «یک عدهای آنچه را که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمی که به مردم شد، آن ظلمی که به نظام اسلامی شد، آن هتکی که از آبروی نظام در مقابل ملتها به وسیله بعضی انجام گرفت، اینها همه را نادیده میگیرند؛ فرضاً مسأله فلان حادثه را، زندان کهریزک را یا قضیه کوی را قضیه اصلی دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد میکنند؛ این خودش یک ظلم دیگر است.» اما دوم خردادیها ادامه دادند. بدون هیچگونه سند و مدرکی از تقلب سخن میگفتند. آمریکا، انگلیس، اسراییل و فرانسه هم آنان را تأیید کردند. البته در بین آمریکاییها هم بودند کسانی که از راز حمایت کاخ سفید از آشوب اصلاحات پس از انتخابات پرده برداشتند. «پل کرگ را برتز» معاون وزیر خزانهداری آمریکا در زمان ریگان در گفتوگو با نشریه فارین پالیسی گفت: «این اتهام که نتایج انتخابات ایران به سرقت رفته یک حربه تبلیغاتی است. ایران مورد حمله شدید سیاسی تبلیغاتی قرار گرفته، زیرا یکی از دو کشور مستقل باقیمانده در منطقه است». کرگ رابرتز تأکید کرد: «شواهد متقنی مبنی بر تلاش آمریکا برای برپایی یک انقلاب یا کودتای رنگین در ایران وجود دارد؛ آمریکا در اعتراضات پس از انتخابات ایران دست دارد.» و باز هم موسوی و کروبی بر دروغ بزرگ خود علیه نظام پافشاری کردند.
رهبر انقلاب برای چندمین بار هشدار دادند و زیر سؤال بردن انتخابات را «جرم بزرگ» نامیدند. محاکمه و مجازات فرد یا افراد مجرم چه عمدی و چه غیرعمد مرتکب خلاف شده باشند از نظر قانون واجب است. مهندس موسوی، مهدی کروبی و سایر همراهانشان با علم به اینکه اتهام بزرگی را که سبب هتک حیثیت نظام است مطرح میکنند کماکان بر تعمیق این تهمت پا میفشارند. در حقیقت آنها با طرح این اتهام، بعد جمهوریت نظام را به چالش کشیده و بعد «اسلامیت» را هم به تبع آن مخدوش کردند. آنها با علم به ارتکاب این جرم بزرگ، با بزرگنمایی مسائل فرعی تلاش کردهاند تا «جرم بزرگ» خود را مکتوم کرده و به حاشیه ببرند. این حق ذاتی افکار عمومی است که «اصل ماجرا» یعنی «جرم بزرگ اصلاحطلبان» ـ خاصه موسوی و کروبی ـ از کنج حاشیه به مدار متن برگردد. دستگاه قضایی نیز حداقل کاری که میتواند انجام دهد تشکیل یک پرونده قضایی برای مجرمان این جرم بزرگ است؛ حتی اگر در حال حاضر، فرصت محاکمه نباشد، افتتاح این پرونده سبز قانونی برای رهبران قانونشکن سبز از وظایف آشکار سیستم قضایی ایران است.