پیش از ورود به شرح حال شهید آیتالله سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی، ناگزیر از اشارتی مجمل هستیم. در دوره حکومت بنیامیه و بنیعباس، شخصیتهای شیعه ناچار به مهاجرت شدند پیش از ورود به شرح حال شهید آیتالله سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی، ناگزیر از اشارتی مجمل هستیم. در دوره حکومت بنیامیه و بنیعباس، شخصیتهای شیعه ناچار به مهاجرت شدند. یکی از آنان خاندان سادات علوی بودند که در میان آنها خاندان آلطباطبا به آذربایجان و اصفهان مهاجرت کردند و در آذربایجان، به عبدالوهابیه شهرت یافتند. طوایف کنونی طباطبایی مقیم ایران و عراق، فرزندان ابراهیم طباطبا از اولاد امام حسن (ع) و از یاران امام صادق (ع) هستند. از میان خاندان طباطبایی در آذربایجان، دانشمندان و عرفای نامی بسیاری از جمله آیات: میرزا علیآقا قاضی، سیدمحمدحسین طباطبایی، سیدمحمدحسن الهی طباطبایی و سید محمدعلی قاضی طباطبایی برخاستهاند.
شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی در سال ۱۲۸۹ﻫ.. ش در تبریز به دنیا آمد و پس از طی دوران مقدماتی، به مدرسه علوم دینی طالبیه تبریز رفت. این دوره مصادف بود با مقطع سختگیری رضاخان بر حوزهها و روحانیون و او درحالی که هنوز ۱۶ سال بیشتر نداشت، همراه با پدر به تهران و اندکی بعد به مشهد تبعید شد و یک سال در مشهد زندگی کرد. وی در نوجوانی راهی قم شد و ۱۱ سال از محضر مراجعی، چون آیات عظام: سیدمحمدحجت کوهکمری، سیدصدرالدین صدر، سیدحسین بروجردی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، سیدشهابالدین مرعشی نجفی و امام خمینی استفاده برد. سپس به نجف رفت و از محضر آیات عظام نجف، همچون: محمدحسین کاشفالغطاء، سید محسن حکیم، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی بهرهها برد و از شیوه سیاسی مرحوم کاشفالغطا -که به جمع مبارزان علیه نیروهای استعمارگر انگلیس پیوسته بود- الگو گرفت. وی پس از کسب درجه اجتهاد از مراجع و علمای بزرگ شیعه، بعد از سه سال اقامت در نجف به تبریز برگشت، اما در این شهر به دلیل افشاگریهای شجاعانهاش، ممنوعالمنبر شد. در سال ۱۳۴۴ به مکه و از آنجا به دیدار امام خمینی در نجف رفت. پس از بازگشت به ایران، در آذر ۱۳۴۷ در منبر علیه حکومت ایران و اسرائیل سخنرانی کرد که منجر به تبعیدی شش ماهه به بافت کرمان شد و در آنجا کتاب «سفرنامه بافت» را نوشت. با اوجگیری انقلاب اسلامی و در پی شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی، مراسم عزاداری مفصلی را در مسجد آیتالله بادکوبهای تبریز برگزار کرد که عده زیادی از دانشجویان در آن شرکت کردند. زمانی که مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات چاپ شد، در پی تعطیلی حوزه و بازار قم و تظاهرات مردم آن شهر، دانشجویان تبریز نیز به تظاهرات پرداختند و با پلیس درگیر شدند. مراسم چهلم شهدای قم فرا رسید و آیتالله قاضی و آیتالله سید حسن انگجی، در تبریز عزای عمومی اعلام کردند. بازار تعطیل و دانشجویان و مردم در مقابل مسجد میرزا یوسف آقا جمع شدند و با شهادت فردی به نام محمد تجلا، درگیری آغاز شد و اعتراضی گسترده شکل گرفت. آیتالله قاضی مردم را به قیام علیه حکومت برانگیخت و بر سر منبر مسجد شعبان فریاد برآورد: کار از سخنرانی و پخش اعلامیه گذشته است! ساواک برای تخریب چهره او، نامهای جعلی به امضای امام را در میان بازاریهای تهران پخش میکند و آیتالله قاضی را فردی مجهولالهویه مینامد. امام بلافاصله از پاریس اعلامیه میدهد و شهید قاضی را یکی از قدیمیترین دوستان خود و از خدمتگزاران به اسلام معرفی میکند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام آیتالله قاضی را به امامت جمعه تبریز منصوب میکند و وی در مرداد ۱۳۵۸، اولین نماز جمعه را در تبریز برگزار میکند. شورشها و آزارهای گروههای ضد انقلاب، بهویژه طرفداران حزب «خلق مسلمان» کار را بر او بسیار دشوار میسازد و هر روز تبریز و منطقه آذربایجان را با مصائب جدیدی مواجه میسازد. شهید قاضی طباطبایی سعی دارد با صبر و آرامش این فتنهها را مدیریت کند و نگذارد لطمهای به انقلاب نوپای اسلامی وارد شود، اما سرانجام به ضرب سه گلوله -که توسط گروه افراطی فرقان، به سوی او شلیک میشود- در شبانگاه عید قربان و به هنگام بازگشت از نماز مغرب و عشا، در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ به شهادت میرسد. یادش گرامی باد.