کد خبر: 1065792
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۵۷
گپ و گفتی با مصطفی بارویی رزمنده دوران دفاع مقدس:
فرمان امام برایمان برتری داشت رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: خانواده ام به شدت مخالف رفتن من به جبهه بودند اما فرمان امام برایمان برتری داشت.نسل الآن شاید معانی ولایتمداری را متوجه نباشد و ما تبعیت از فرمان امام را وظیفه خود می دانستیم.

 نامش مصطفی و فامیلش باروئی بود اما به او باروتی میگفتند.شاید به این خاطر او را با این نام خطاب می کردند ،که آچار همه کاره برای جنگ بود.از تخریب چی تا غواصی و اطلاعات و... .اما سخت ترین آنها به نظر من اطلاعات و عملیات است.کاری که گفتنش هم سخت است.کسانی که برای بررسی تمام باید ها و نباید های پیشرو یک عملیات به آنطرف مرزها و حتی پشت دشمن می روند اما حق اسیر شدن ندارند.یا باید شهید بشوند یا برگردند.برای باروئی بازنشستگی برایش معنایی ندارد و الآن هم در ناجا و سپاه و... آموزش های میدان مین و اسلحه شناسی و... میدهد.

 حتی در زمینه اپتیک موشک هم متخص بود.و او اکنون مسئول شیفت کاشف حفاظت حرم مطهر است.هنگام بیان خاطراتش صورتش با اشک دیده تر می شد.

 مصطفی بارویی در گفتگو با خبرنگار روزنامه جوان اظهار داشت: سال 1342 در دزفول بدنیا آمدم.پس از انقلاب و با شروع جنگ بنابر وظیفه و فرمان امام خمینی(ره) تصمیم به اعزام برای دفاع گرفتم. خانواده ام به شدت مخالف رفتن من به جبهه بودند اما فرمان امام برایمان برتری داشت.نسل الآن شاید معانی ولایتمداری را متوجه نباشد و ما تبعیت از فرمان امام را وظیفه خود می دانستیم. کارم این شده بود که شبانه به محل ساماندهی نیروها می رفتم.پدر و مادرم بلافاصله متوجه  می شدند و به آنجا می آمدند و مرا بر می گرداند.اما دیگر یک شب هردوی آنها از کلافه بودن، بیخیال شدند و گذاشتند که بروم. حدود 84 ماه جبهه بودم.در 17 سالگی به جبهه رفتم و پس از دوره های آموزشی در قسمت اطلاعات برون مرزی مشغول شدم. در اکثر عملیات ها حضور داشتم. اما کربلای 4 و 5 به علت تعداد زیاد شهدا سخت ترین عملیات ها بودند.

 رزمنده دوران دفاع مقدس با بیان سختی عملیات کربلای 4 اظهار داشت: ما چون دسته شناسایی بودیم و اطلاعات برون مرزی همیشه جلوتر از همه حرکت   می کردیم.پس از شناسایی میادین مین، کانال ها، موانع و مسیرها آن ها را روی کاغذ کالک طراحی می کردیم.بعد از توجیه فرمانده گردان ها پیشروی می کردیم.ما هرجا ضربه ای خورده ایم از دشمن بیگانه نبوده است بلکه از خودی ضربه می خوردیم. کربلای مقدماتی، والفجر 1 و کربلای 4 و 5 از خودی ضربه خوردیم و خسارت های سنگینی دیدیم.

 بارویی افزود: کربلای 4 در جزیره مینو آبادان بود.جزیره ای پر از کانال و نخلستان.ما و دیگر زمندگان با قایق هایمان نزدیک شده بودیم.اما دشمن به خوبی توسط ستون پنجمش بین ما مطلع شده بود و می دانست که ما در تدارک این عملیاتیم.در نزدیکی سواحل موانع خورشیدی گذاشته بودند و قایق هایمان سوراخ شد.حتی پیش از حمله و با مشاهده تحرکات  می دانستیم دشمن می داند اما فرمان آمده بود و هرچه که میگفتیم،اثری نداشت و ملتزم به اجرا بودیم.دشمن منتظر ما بود.نیروها و تانک هایش را به جزیره آورده بود و همگی استتار کرده بودند.در این عملیات اسیری گرفته نمی شد.بلکه فقط با تیر بچه های ما را می زدند.

 بارویی ادامه داد: موقع برگشت،به بچه ها یونیت های چوب پنبه ای دادیم که بگذارند زیر لباس هایشان و شنا کنند.اما در بهمن ماه آنچنان آب سرد بود که رمق را از بدن هایمان می گرفت و خیلی ها غرق شدند.هنگام بازگشت عراقی ها هم با نامردی تمام بچه ها را در آب و خشکی با تیر و آرپی جی می زدند.حتی با زدن تیر خلاص به پیکرها، به آنها رحمی نمی کردند.اسیر نمی گرفتند تا آمار شهدا بالا برود.شبکه های تلویزیونی عراق مدام فیلم های پیکرهای بچه ها را نشان می دادند و این عملیات برای آنها افتخار آفرین بود.بسیاری از بچه ها شهید شدند.همیشه به همه میگویم قدر هم را بدانیم و ما بسیاری از دوستانمان را از دست دادیم که دیگر هیچ گاه آن روزها باز نخواهد گشت

 رزمنده دوران دفاع مقدس با ذکر اینکه در زمان جنگ تحمیلی ما مواجه با امدادهای غیبی میشدیم، گفت: زمانی که به عقب بر می گشتیم، روی باتلاق ها سر خوردم و افتادم.دوستانم که از دور دیده بودند، گمان کردند تیر خورده ام و شهید شده ام.حتی اسم من را به قرارگاه و تعاون به عنوان شهید داده بودند. همانطور که روی زمین افتاده بودم، دیدم تانک هایشان در حال نزدیک شدن به ما هستند. در همان بیحالی، آیه 88 سوه یوسف و آیه 9 سوره یاسین را خواندم و از خدا مدد خواستم.بعد از چند لحظه با چشم های خود دیدم در آن باتلاق و آب ها، در عین اعجاب، چنان گرد و خاکی بالا گرفت و تانک ها را کور کرد که ما توانستیم بلند شویم و حرکت کنیم و بچه ها را به عقب برگردانیم.ما واقعا خدا را دیدیم...

بارویی در ادامه گفت: قبل از کربلای 4 و ابتدای آشنایی با شهید محمدرضا حقیقی باهم در راه تعاون بودیم.آنجا وصیت نامه و کوله پشتی هایمان را تحویل دادیم. محمدرضا به من گفت: نگاه کن باروتی! تا حالا لیاقت شهید شدن را نداشتم.اما اگر شهید شدم و در قبر خندیدم، بدان که شهادت درسته و اگر نخندیدم، بدان شهادت الکی است!

مدتی گذشت و در عملیات دیگری بودیم.با محمدرضا با لباس غواصی به خط و آب زدیم. زمانی که قرار بود به سنگر دشمن حمله کنیم، محمدرضا مورد اصابت گلوله ها قرار گرفت و شهید شد. پس از شهادت که حتی تصویرش را هم گرفتند، لبخندی بر لب نداشت. حتی هنگام شست و شو همینطور. اما لحظه تدفین که او را در قبر گذاشتیم، ناگهان دیدیم که لبخند می زند. به مادرش وصیت اش را گفتم و تا پلاستیک را کنار زد، ناگهان کل کشید و گفت فرزند دیگرم را هم فدای دفاع مقدس و جنگ می کنم. برادر محمدرضا هم پس از مدتی شهید شد و الآن دو برادر کنار هم دفن شده اند.

 مصطفی بارویی در ادامه افزود: من به علت شیمیایی شدن و مشکل قلبی نتوانستم به سوریه بروم. اما در عراق برای آموزش نیروها رفتم. اینجا در حرم مطهر در قسمت کاشف به عنوان مسئول شیفت در حال خدمت هستم. همیشه می گفتم کاش ما زنده نبودیم.کاش همراه دوستانمان شهید شده بودیم. اما وقتی دقیق تر که فکر می کنم نتیجه دیگری می گیرم. زمانی که  رهبر انقلاب را با بمب گذاری ترور کردند و دست ایشان آسیب دید، ایشان در مصاحبه ای پس از آن فرمودند:

شاید خداوند من را برای جای دیگری نگه داشته است. و همینطور هم شد و خدا ایشان را برای رهبری این کشور نگه داشته بود. خداوند هم ما را برای حفاظت از حرم مطهر نگه داشته بود. که از تجربیات خود در زمان جنگ برای حفاظت و آموزش استفاده کنیم. اینجا یعنی حرم مطهر هم با تهدیدات فراوانی رو به رو است. اگر جلوی این تهدیدات را نگیریم، همان اتفاقی که در تهران انجام شد، در مشهد هم انجام می شود.

شکرخدا و با عنایت امام رضا(ع) و تلاش نیروها، سایه امنیتی و آرامشی فراهم شده است که زائران و مجاوران با خانواده های خود و بدون هیچ استرسی وارد حرم شده و در کمال آرامش زیارت می کنند.

بارویی با ذکر نقاط قوت و نقاط ضعف جنگ تحمیلی افزود: نقطه قوت آن روزها، رهبری امام خمینی و ولایتمداری و ایمان بچه ها بود.رهبری که به ما نیرو و توان می داد و پشت سر ما بود. نقطه ضعف هم بعضی تبعیض ها و اختلافات طبقاتی در اواخر جنگ بین فرماندهان و بچه ها بود.چیزی که این روزها هم شاهدش هستیم و فاصله بین مردم و مسئولین را هر روز دورتر می کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار