مخاطب را با قصه‌های «بزن و بکوب» تربیت کرده‌ایم
کد خبر: 1065440
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004TAW
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰
داریوش یاری مطرح کرد

داریوش یاری با اشاره به رابطه مرید و مرادی که در سریال «در کنار پروانه‌ها» وجود دارد، بیان کرد: در تلویزیون مخاطب را تنها برای قصه‌های «بزن و بکوب» و «بگیر و ببند» تربیت کرده‌ایم.
داریوش یاری، کارگردان سریال «در کنار پروانه‌ها» در مورد انتقاد‌ها درباره شباهت این سریال با سریال «روزی روزگاری» گفت: اگر بین سریال «در کنار پروانه‌ها» با مضمونی که دارد، شباهتی با سریال «روزی روزگاری» حس شده است، اتفاقاً این مایه افتخار و مباهات برای من و همه عوامل فیلم و حتی تهیه‌کننده است که فیلمی با این عدد و رقم و در این اشل و این فضا با کاری در فضای الف ویژه مقایسه می‌شود.
وی افزود: رابطه‌ای که بین مرحوم شکیبایی و ژاله علو در روزی روزگاری بود، رابطه‌ای است که در سلسه جوانمردی در ایران خیلی وجود داشته است و در قصه‌های زیادی دیده شده است. اگر این مشابهت را حس می‌کنید، به نظرم به دلیل سریال «روزی روزگاری» نیست، برای این است که این نوع قصه‌ها مربوط به سلسله جوانمردی در ایران است؛ عیارانی که در موقعیت‌های مختلف تصمیم به تغییر و تحول گرفتند و تصمیم گرفتند به گونه دیگری زندگی کنند. این رابطه مرید و مرادی است که در ادبیات و عرفان ما بسیار زیاد وجود دارد.
یاری تأکید کرد: خوشحالم سریالی مثل «روزی روزگاری» ساخته می‌شود که دیگر رابطه شمس و مولانا را که رابطه خیلی مهمی است، مثال نمی‌زنند. نمی‌گویند رابطه دو کاراکتر سریال شبیه رابطه شمس و مولانا یا شبیه رابطه ابوسعید و استادش یا شاگردش است. می‌گویند شبیه رابطه خسروشکیبایی و ژاله علو در «روزی روزگاری» است. این مسئله از این جهت اهمیت دارد که جریان تلویزیون اتفاقاً در فضای فیلمسازی و فیلم به خوبی جای ادبیات را بین مردم پر می‌کند.
وی خطاب به کریمی که گفت مخاطبان پایان سریال را از ابتدا می‌توانستند حدس بزنند، گفت: پایان سریال پایان موفقی است. آرامشی که رهی در پایان سریال به آن می‌رسد مخاطب را هم به آرامش می‌رساند. قرار نیست معمایی را کشف کند. این نوع کارها، کار‌های سخت و مشکلی است؛ هم تولید و هم دیدنش، مخصوصاً که در تلویزیون مخاطب را تربیت کرده‌ایم قصه‌های «بزن و بکوب» و «بگیرو ببند» را ببیند. این کار ذاتش سفر قهرمانی است. در این دست کار‌ها تجربه کاراکتر اصلی از زندگی مهم است. قرار نیست مخاطب ببیند رهی فلان فرد را چطور می‌کشد یا اتفاقات دیگر، چون تحول را در کاراکتر او به معنای اینکه کافری را مسلمان کنید، نداشتیم. می‌بینید آدمی گامی دیگر در زندگی‌اش برداشته و این گام یک تجربه شخصی دلنشین است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار