در شرایطی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران را متهم به زیر پا گذشتن مسائل عدم اشاعه میکند که نگاهی به عملکرد این نهاد بینالمللی نشان میدهد بارها و بارها ایران هدف عملکرد اشتباه این نهاد قرار گرفته است. این عملکرد اشتباه نه تنها شامل قضاوت سیاسی علیه ایران میشود بلکه اطلاعات مهم و حساس ایران در اختیار نهادهای جاسوسی غربی نیز قرار میگیرد. در شرایطی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران را متهم به زیر پا گذشتن مسائل عدم اشاعه میکند که نگاهی به عملکرد این نهاد بینالمللی نشان میدهد بارها و بارها ایران هدف عملکرد اشتباه این نهاد قرار گرفته است. این عملکرد اشتباه نه تنها شامل قضاوت سیاسی علیه ایران میشود بلکه اطلاعات مهم و حساس ایران در اختیار نهادهای جاسوسی غربی نیز قرار میگیرد.
زمانی که شهید مجید شهریاری به عنوان یکی از دانشمندان مؤثر ایران در راهاندازی پروژه غنیسازی ۲۰ درصدی مورد هدف عملیات تروریستی قرار گرفت و به شهادت رسید، این سؤال مطرح شد که اطلاعات این شهید بزرگوار به عنوان یکی از فعالان برنامه هستهای ایران از کجا در اختیار صهیونیستها قرار گرفته است. بعدها روشن شد که حضور این شهید به عنوان نماینده ایران در پروژه «سزامی» در اردن سبب شد تا صهیونیستها متوجه اهمیت این شهید بزرگوار شوند. بعد از آن هم بارها و بارها اطلاعاتی در خصوص نحوه درز اطلاعات مرتبط با برنامه هستهای ایران منتشر شد که عمدتاً از طریق مجامع علمی و دانشگاهی بود، به عنوان مثال دنیل گولدمن در روزنامه گاردین با اشاره به تلاشهای سیا برای جذب دانشمندان ایرانی مینویسد: یک مهندس که سانتریفیوژها را برای برنامه هستهای ایران مونتاژ میکرد، به یک شرط حاضر به پناهندگی شد؛ اینکه برای دکترا به ام. آی. تی برود. متأسفانه سیا او را بدون مدارکش مثل دیپلم و رونوشتهایش، از ایران خارج کرده بود. در ابتدا ام. آی. تی تقاضای سیا برای بررسی پرونده او را نپذیرفت، اما آژانس اصرار کرد و آن دانشکده معتبر مهندسی هم پذیرفت که با کنارگذاشتن رویههای متعارف بررسیهایش، از سیا تمکین کند. ام. آی. تی یک گروه از اساتید دانشکدههای مرتبط را جمع کرد تا با او مصاحبه کنند. او در امتحان شفاهی نمره عالی آورد، پذیرفته شد و دکترایش را گرفت. تمام این داستان کافی است که بدانیم آژانسهای اطلاعاتی از پتانسیلی همچون سازمان انرژی اتمی برای کسب اطلاعات بیشتر از برنامه هستهای ایران نخواهند گذشت.
رابطه نزدیک آژانس و دستگاههای اطلاعاتی غربی
اساساً آژانس بینالمللی انرژی اتمی رابطه بسیار نزدیکی با سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غربی دارد. بسیاری از مدارک لازم برای متهم کردن کشورها در راستای زیر پا گذاشتن خطوط قرمز آژانس از طریق همین مدارک تأمین میشود، از همین رو است که در اغلب موارد ایران گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را غیرقابل قبول و سیاسی میداند، به عنوان مثال در جریان پرونده موسوم به مطالعات ادعایی که پایه بسیاری از اتهامات علیه ایران را تشکیل میدادند، بنا بر ادعای مقامات غربی اطلاعات فوق از طریق یک لپتاپ و در قالب یک عملیات اطلاعاتی به آژانس رسیده بود، حتی در همین ماجرای فعالیت اعلام نشده سایتهای اتمی ایران نیز باز هم آژانس بر اساس همین اطلاعات به ایراد اتهام علیه ایران و درخواست بازرسی تکمیلی پرداخت. این در حالی است که مطابق ماده «C-۴» از پروتکل الحاقی، «هرگونه درخواست دسترسی تکمیلی باید همراه با ارائه دلایل برای دسترسی و فعالیت مورد نظر باشد» و مطابق ماده «D-۴» از پروتکل الحاقی، «در مورد هرگونه پرسش از کشور، آژانس باید فرصت شفافسازی را به کشور دهد و حل و فصل پرسش یا ناسازگاری را تسهیل نماید.» فرصت ذکر شده در ماده مذکور فقط به موضوع مربوط به زمان محدود نمیگردد بلکه قانونی بودن، صحت، سازگاری و سایر جنبههای موضوع را دربر میگیرد که هیچگاه در این باره فرصت لازم به ایران ارائه نگردید، به همین دلیل نیز ایران گزارشهای آژانس را نه تنها غیرفنی میداند بلکه آن را نشاندهنده تأثیرپذیری سیاسی به خصوص از سوی سرویسهای اطلاعاتی غربی میداند. همین مسئله این شبهه را ایجاد میکند که شاید این همکاری بسیار عمیقتر از یک ارائه اطلاعات ساده باشد.
نمونههایی از خرابکاریهای آشکار بازرسان آژانس
واقعیت این است که نشانههای فراوانی در خصوص همکاری احتمالی آژانس با سازمانهای اطلاعاتی غربی وجود دارد. بارها این احتمال مطرح شده است که مأموران آژانس پوششی برای جاسوسی از تأسیسات هستهای ایران هستند. انفجارهای متعدد در تأسیسات هستهای ایران و خرابکاریهای جدید نیز این شبهه را ایجاد میکند که شاید برخی اطلاعات در این خرابکاریها نقش داشته باشد، به عنوان نمونه، آبانماه سال گذشته بود که گزارشهایی مبنی بر ممانعت جمهوری اسلامی ایران از ورود یک بازرس آژانس به تأسیسات نطنز منتشر شد و از سوی اداره کل اطلاعرسانی سازمان انرژی اتمی ایران هم مورد تأیید قرار گرفت.
سازمان انرژی اتمی در اطلاعیه خود آورده بود: «هنگام ورود این خانم بازرس، تجهیزات کنترلی علامت هشدار را نشان داده است و به همین دلیل ضمن کنترل وسایل همراه بازرس از ورود او به سایت جلوگیری و مراتب نیز به آژانس بینالمللی انرژی اتمی منعکس شده و از طرف ایران به آژانس اعلام شده که پذیرش قبلی این بازرس لغوشده تلقی میشود.»
به این ترتیب روشن است که حضور جاسوسان حرفهای سیا و موساد و سرویسهای اروپا تحت لوای بازرسان آژانس در ایران (که نماینده امریکا و اسرائیل بودهاند نه نماینده اعضا و تابعان بینالملل) یکی از راههای نفوذ دشمن به کشور است، به همین دلیل است که ایران از مدتها پیش تدابیر امنیتی جدی در سایتهای اتمی خود را افزایش داده است، به عنوان مثال بازرسی از مأموران آژانس را شدت داده یا اجازه نصب برخی تجهیزات را گرفته است، البته این مسئله هم اعتراض آژانس را برانگیخته، اما سؤال این است که ایران هم باید دوباره از این ناحیه ضربه بخورد، آن هم در شرایطی که نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر این نکته تأکید کرده که عملیاتهای مخفی علیه ایران ادامه مییابد. طبیعی است که ایران هم با چنین تهدیدی نباید به دنبال افشای اطلاعات خود باشد.
اقدامات اخیر سازمان انرژی اتمی را هم باید در همین رابطه ارزیابی کرد. طبیعی است که هر گونه تغییر رفتار ایران نیز به اطمینانبخشی آژانس در خصوص عدمتکرار رفتارهای سیاسی در مقابل ایران بستگی خواهد داشت.