در روزهایی که گذشت، زوریخ سوئیس شاهد امضای یکی از مهمترین توافقات در این سالها بود که به نظر بسیاری از تحلیلگران، این واقعه میتواند سرآغازی بر زدودن کینه دیرینه یکصد ساله بین دو کشور ترکیه و ارمنستان باشد. وزرای امور خارجه ترکیه و ارمنستان در این شهر حاضر شدند تا دو پروتکل «برقراری روابط دیپلماتیک» و «توسعه روابط دوجانبه» را امضا کنند تا به این وسیله رابطهای که بعد از مناقشه قرهباغ به طور کامل قطع شده بود، از سر گرفته شود. به موجب این توافقات، روابط دیپلماتیک بین دو کشور از سر گرفته خواهد شد و هر دو کشور به زودی خواهند توانست مرزهای خود را به سوی طرف دیگر بگشایند. این موضوع که توافقات زوریخ به معنای پیش درآمدی برای رفع تمام کدورتها بین دو کشور خواهد بود و سرانجام به از بین رفتن تمام دشمنیها ختم خواهد شد، موضوعی است قابل تامل که حتی همین مراسم نیز زیر سایه اختلافات و دشمنیهای گذشته برگزار شد. تاخیر سه ساعته وزرای امور خارجه دو کشور در جلسه، عدم قرائت توافقنامه از سوی هر دو نفر ، اختلاف نظر در تنظیم بیانیههای جلسه و تماسهای مکرر وزیر امور خارجه ارمنستان با رئیسجمهور کشورش، همگی حاکی از تداوم اختلافات و دشمنیها در این مراسم بود. البته روشن است که این رفتار بیشتر از هر چیز یک ژست سیاسی بوده که هر دو وزیر از خود نشان دادند، چرا که هر دو از مشکلاتی که توافقات مذکور با آنها روبهرو است به خوبی آگاه هستند. با توجه به مشکلات هر دو دولت برای تثبیت این دو پروتکل و آینده پر ابهام در پیش رو، این موضوع به نحو جدی قابل توجه است که چرا کشورهای غربی از این جلسه در عالیترین سطح استقبال کردهاند؟ در واقع، حضور وزرای امور خارجه آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس و سوئیس و خاویر سولانا در مراسم امضای توافقات برای از سرگیری روابط ترکیه و ارمنستان به چه معناست و حاوی چه پیامی است؟
این مسأله از آنجایی اهمیت دارد که این کشورها کاملاً از مشکلات بنیادین بین دو کشور آگاهند و میدانند که آنان چه راه پرفراز و نشیبی برای رفع تمام اختلافات در پیش دارند. این موضوع تا آن حد روشن و واضح است که حتی هیلاری کلینتون نیز پس از مراسم با اعتراف به مشکل از سوی دو وزیر امور خارجه ترکیه و ارمنستان بر سر بیانیه نهایی، به نحوی مشکلات اساسی را تأیید کرد. در واقع، پاسخ مسأله را نمیتوان در خوشبینی سران غربی به رفع کدورتها بین ترکیه و ارمنستان یافت، بلکه حضور این سطح از مقامات عالیرتبه غربی در این مراسم را باید از ناحیه دیگری مورد ارزیابی قرار داد.
برای یافتن پاسخ این مسأله لازم است تا به وقایع چند ساله اخیر و به خصوص یک ساله گذشته نگاهی انداخت. با وجود آنکه امضای توافقات زوریخ از تلاش و میانجیگریهای کشور سوئیس بین ترکیه و ارمنستان حاصل شد، اما این بارک اوباما بود که از ابتدای ریاست جمهوریاش اعلام کرد که برقراری روابط دوستانه بین این دو این کشور از اولویتهای سیاست خارجه اوست. علاوه بر این، اوباما در ابتدای ریاست جمهوری خود برای اولین سفرش به کشورهای اسلامی و ابلاغ پیام خود به جهان اسلام، ترکیه را انتخاب کرد که بر خلاف شیوه روسای جمهور قبلی آمریکا بود. توجه به این موارد و موارد متعدد دیگر نشان میدهد که غرب و به خصوص آمریکا برای نقش ترکیه در منطقه تعریفی نوین تدوین کردهاند و سعی میکنند تا به تدریج و در مراحل مختلف و متنوعی این تعریف را در منطقه تثبیت کنند. با توجه به این تعریف و پشتیبانی غرب از آن است که حمایتهای غرب از اقدامات دولت ترکیه در مبارزه با تشکیلات گسترده ارگنه کن، یا سیاست آن دولت در قبال اقلیتهای ترکیه و به خصوص «پکک» معلوم میشود، مواردی که در شرایط عادی میتوانست به خشم و واکنش ارتش منجر شود اما حمایتهای غرب و آمریکا تا کنون تمام واکنشهای محتمل ارتش برضد دولت اسلامگرای ترکیه را خنثی کرده است.
البته بحث و بررسی تعریف مذبور از نقش منطقهای ترکیه خود مقولهای است مفصل که در اینجا نمیگنجد اما نحوه برگزاری جلسه امضای توافقات بین ترکیه و ارمنستان به خوبی حمایتهای قوی غرب از این تعریف را نشان میدهد. آنچه در اینجا اهمیت دارد توجه به ابعاد گسترده این تعریف است که بر حضور ترکیه در حوزههای مختلف منطقهای دلالت دارد، حوزههایی که قبل از این به هیچ وجه مورد توجه سیاستمداران آن کشور نبود.