کد خبر: 1060556
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱:۳۴
دست باز شبکه نمایش خانگی برای نقد اجتماعی اگر در میان سریال‌های تلویزیونی «گاندو» را یک استثنا بدانیم، کمتر مجموعه داستانی را در تلویزیون می‌توان یافت که جسارت نقد اجتماعی و پرداختن به مناسبات ناسالم قدرت را داشته باشد
محمد صادقی

اگر در میان سریال‌های تلویزیونی «گاندو» را یک استثنا بدانیم، کمتر مجموعه داستانی را در تلویزیون می‌توان یافت که جسارت نقد اجتماعی و پرداختن به مناسبات ناسالم قدرت را داشته باشد. فساد اقتصادی مسئله‌ای است که به دلایلی صداوسیما ناتوان از ورود به مبحث نقد آن در قالب مجموعه‌های نمایشی است، برای همین وقتی سریالی مانند «گاندو» ساخته می‌شود، عملاً مشابهی برای آن پیدا نمی‌شود. دلیل آن هم تا حد زیادی مشخص است؛ سازندگان گاندو، مباحث جاسوسی و خرابکاری اقتصادی را بر مبنای پرونده‌های امنیتی پیش می‌برند که در دسترس هر کسی نیست و شاید اگر جایی از غیرسازنده گاندو می‌خواست در صداوسیما به این موضوع بپردازد با یک «نه» بزرگ روبه‌رو می‌شد. در مقابل صداوسیما و محدودیت‌هایش، امروزه شبکه نمایش خانگی به میدان عمل بزرگی برای سازندگان سریال تبدیل شده است. آمار تولیدکنندگان سریال‌های اختصاصی برای پخش در شبکه نمایش خانگی هر روز بیشتر می‌شود و در این بین اغلب سریال‌های مهم نیز از دو پلت‌فرم «فیلیمو» و «نماوا» سردرمی‌آورند. نگاهی گذرا به مجموعه‌های ساخته شده در شبکه نمایش خانگی نشان می‌دهد با رفع مصلحت‌اندیشی‌های صداوسیمایی امکان پرداختن به نقد‌های جدی‌تر در این فضا مهیا می‌شود. مجموعه «آقازاده» نمونه خوبی از نقد به روابط ناسالمی است که فساد اقتصادی را به همراه می‌آورد. نمایش چهره واقعی نظام سرمایه‌داری که می‌تواند تا مغز استخوان نظام قضایی کشور نیز نفوذ کند و با زد و بند موجب مفسده‌های بزرگ اقتصادی، سیاسی و اخلاقی شود. با پایان یافتن مجموعه «آقازاده» این روز‌ها سریالی که به موضوع فساد و مفسده‌انگیز بودن نظام سرمایه‌داری می‌پردازد، مجموعه «زخم‌کاری» است. اولین حضور محمدحسین مهدیوان در قامت سریال‌ساز در شبکه نمایش خانگی که البته سریالش بیشتر از آنکه با نقد مفهومی روبه‌رو شود با حواشی و حاشیه‌ها روبه‌رو بوده است؛ حاشیه‌هایی که اجازه نداده تا مطلب درستی که در داستان این سریال جریان دارد به خوبی دیده شود. داستان ممیزی‌های این سریال و نحوه حضور سیدجواد هاشمی در یکی از سکانس‌های این سریال بیشتر دیده شده است تا داستانی که مهدویان سعی در روایت آن دارد. مجموعه «زخم‌کاری» را باید فارغ از این حواشی مورد بررسی قرار داد؛ سریالی اقتباسی که از داستانی با همین نام که آن هم بر مبنای نقد اجتماعی ایران امروز و خطراتی که نفوذ فرهنگ سرمایه‌داری بر کشور داشته، تولید شده است.
مسئله بسط و نفوذ تفکر سرمایه‌داری پس از پایان جنگ تحمیلی و در دوره‌های دولت‌های سازندگی و اصلاحات که تفکر تکنوکراتی را جایگزین تفکر جهادی کرد و باعث شد تا نسل جدیدی از سرمایه‌داری در ایران شکل بگیرد. دستمایه «زخم‌کاری» است. اینکه سرمایه‌داری تا چه حد می‌تواند کشنده اخلاقیات باشد و حتی تا چه میزان می‌تواند باعث ایجاد فساد و خشونت شود، مسئله‌ای است که در «زخم‌کاری» به آن پرداخته شده است.
آنچه در «زخم‌کاری» به آن کم‌توجهی شده این است که فساد چطور می‌تواند به تراژدی اجتماعی و سقوط اخلاقی منجر شود.
مهدویان پیش از این در فیلم سینمایی «لاتاری» نیز نشان داده بود که نسبت به معضلات اجتماعی حساسیت دارد. وی در آن فیلم به مسئله فساد سازماندهی شده در قاچاق دختران ایرانی به امارات متحده و بی‌مسئولیتی مسئولان ذی‌ربط به این فاجعه اخلاقی پرداخته بود. وی در زخم‌کاری نیز با محور قرار دادن شخصیتی به نام «مالکی» نشان می‌دهد که فساد اقتصادی چطور رشد پیدا می‌کند، چطور یک فاسد اقتصادی می‌تواند به یک مافیا تبدیل شود و در نهایت این مافیای ایرانی چطور می‌تواند برای حفظ قدرت و کسب قدرت بیشتر دست به جنایت‌های متعدد بزند.
متأسفانه ضعف‌ها و حواشی این مجموعه باعث شده حرف درستی که قرار است زده شود، کمتر دیده و شنیده شود، البته این انتظار می‌رفت که شبکه نمایش خانگی به دلیل آنکه مخاطبش گزینشگر است و مانند تلویزیون مخاطب منفعل نیست، باید قلاب‌هایی از جنس حاشیه ساخته شود تا بیننده را برای تماشای سریال مجاب کند، اما حواشی «زخم‌کاری» آنقدر زیاد شده که روند داستانی را تحت تأثیر خود قرار داده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار