کد خبر: 1059684
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
سقوط دولت رضاخان در سوم شهریور ماه و عبرت‌های تاریخی آن
مهدی پورصفا

سقوط حاکمیت پهلوی اول در مقابل حمله نیرو‌های متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و فروپاشی سریع ارتش و حاکمیت آن زمان ایران نشان‌دهنده این حقیقت است که دولت‌های برپا شده توسط دولت‌های استعماری کاملاً پوشالی بوده و در مقابل کوچک‌ترین فشاری از هم می‌پاشند. علاوه بر این با دیکتاتوری و حاکمیت زور عملاً جلوی پیشرفت یک کشور را می‌گیرند. در این میان فروپاشی ارتش افغانستان در مقابل حملات طالبان نشان دهنده همین واقعیت است.
در ساعات ابتدایی روز سوم شهریور ماه سال ۱۳۲۰ قوای متفقین پس از چندین بار اولتیماتوم سفرای اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا اقدام به ورود نیرو‌های خود از شمال و جنوب به داخل ایران کردند. اتحاد جماهیر شوروی با نیرویی حدود ۲۰۰ هزار نفر از طریق شمال غرب و شمال شرق وارد ایران شد.
در جنوب هم علاوه بر نیروی دریایی بریتانیا، لشکر‌های نظامی از طریق شهر بصره وارد جنوب ایران شدند و سپس از طریق مسیر شیراز و اصفهان به عمق ایران پیشروی کردند. در ساعات ابتدایی نبرد نیروی دریایی ایران به طور کامل نابود شد و همچنین خطوط مواصلاتی در شمال ایران نیز هدف بمباران‌های پیاپی قرار گرفتند، با این حال شاید غم‌انگیزترین وجه این روز از تاریخ ایران تسلیم سریع نیرو‌های ارتش ایران در مقابل هجوم نیرو‌های متفقین بود. این در حالی است که در زمان جنگ جهانی اول نیرو‌های مردمی بار‌ها و بار‌ها با نیرو‌های بیگانه در ایران درگیر شدند و ضربات سنگینی به آن‌ها وارد ساختند. شاید مهم‌ترین سؤال در خصوص اشغال ایران در جنگ جهانی دوم دلایل سقوط سریع کشور بدون هیچ گونه مقاومتی در مقابل نیرو‌های بیگانه است.
چرا ایران در شهریور ۱۳۲۰ اشغال شد
پیش از آغاز حمله متفقین به ایران نشانه‌های جدی در خصوص احتمال حمله متفقین به ایران وجود داشت، به گونه‌ای که برخی رسانه‌های غربی از قطعی شدن این رویداد خبر داده بودند، به عنوان مثال نشریه نیویورک تایمز چهار روز قبل از آغاز این حمله به صراحت از نهایی شدن طرح اشغال ایران خبر داد. شاید مهم‌ترین انگیزه کشور‌های متفق از چنین اقدامی کمک به اتحاد جماهیر شوروی برای شکست ارتش آلمان نازی بود.
در آن زمان اتحاد جماهیر شوروی در دروازه‌های مسکو با ارتش آلمان نازی درگیر بود و به شدت نیاز به تدارکات گسترده داشت. در این میان ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و همچنین خطوط راه‌آهنی که از شمال تا جنوب ایران قرار داشت ایده‌آل‌ترین مسیر برای انتقال این کمک‌ها به شمار می‌رفت. این مسیر آنچنان برای متفقین حیاتی بود که در اسناد وزارت خارجه انگلیس راه‌های مورد استفاده در ایران دالان فارسی نام گرفت. این صفت مربوط به راه‌هایی بودند برای انتقال کمک‌های تأمین‌شده از جانب کشور‌های امریکا و بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم، به موجب قانون وام و اجاره با استفاده از این مسیر‌ها و راه‌ها و از طریق کشور ایران به شوروی حمل می‌شد. کشتی‌های امریکایی و انگلیسی از طریق دماغه امید‌نیک به سمت خلیج فارس حرکت می‌کردند. دیگر راه‌های ارسال کمک به شوروی از طریق مسیر اقیانوس آرام و مسیر‌های قطب شمال بودند. به دلیل شرایط بد این مسیر‌ها در فصل زمستان دالان ایرانی تبدیل به تنها راه قابل اطمینان و چهار فصل برای ارسال کمک‌های متفقین و به ویژه ایالات متحده امریکا به شوروی شد.
از حدود ۱۷/۵ میلیون تن محموله ارسال شده از سوی امریکا به شوروی حدود ۷/۹ میلیون تن آن از طریق ایران جا‌به‌جا شد. به این ترتیب ۴۵درصد از کل کمک امریکا به شوروی از طریق دالان ایرانی گذر کرد.
ارتشی که از هم فروپاشید
سقوط سریع حاکمیت و ارتش ایران مقابل نیرو‌های متفقین بازتابی از دیکتاتوری سرکوبگرایانه رضاخان در ایران بود. در حقیقت بخش مهمی از ایران تا قبل از ورود ارتش‌های متفقین گرفتار حاکمیت ظالمانه‌ای بود که اتفاقاً از سوی بریتانیا یکی از اشغالگران اصلی کشور تحمیل شده بود.
سال‌های پیش از شهریور ۱۳۲۰ حاکمیت رضاخان اوج فشار بر مردم محسوب می‌شد. اوضاع اقتصادی ایران سخت آشفته بود و بخش زیادی از فعالان سیاسی یا سر به نیست شده بودند یا در زندان به سر می‌بردند. در طول جنگ جهانی اول بخش مهمی از مبارزه علیه نیرو‌های بیگانه بر عهده عشایر و نیرو‌های مردمی قرار داشت، این در حالی است که در طول دوره رضاخان بسیاری از این نیرو‌های مردمی یا سرکوب شده بودند یا به طور کامل خلع سلاح گشتند.
در حقیقت ارتشی که ظاهراً رضاخان با هزینه فراوان برای ایران تدارک دیده بود یک نیروی سرکوبگر داخلی بود که تنها وظیفه آن مقابله با شورش‌ها محسوب می‌شود. نمونه این اقدامات ارتش رضاخان را می‌توان در کشتار مردم گوهرشاد دید. این ارتش نیز بلافاصله با کوچک‌ترین فشار نیرو‌های بیگانه بدون اینکه بتواند مقاومتی به خرج دهد متلاشی شد.
«رضاخان» مستبدی که ثروتمندترین مرد ایران بود
ازهمین رو بود که انتشار خبر استعفای رضاخان باعث خوشحالی مردم ایران شد. پهلوی که در زمان کودتای ۱۲۹۹ در منزل استیجاری در سنگلج تهران زندگی می‌کرد، در زمان استعفا، ۵۰۰ میلیون دلار در بانک‌های خارج پس‌انداز داشت. کریم سنجابی گفته است: او ۷۲ میلیون دلار در بانک ملی داشت و با وجود حقوق ۴۰‌هزارتومانی سلطنت، از بودجه وزارت جنگ و شهرداری تهران سوءاستفاده می‌کرد.
براساس اسناد موجود در پژوهشکده تاریخ معاصر، رضاخان در مدت سلطنت، ۲ هزارو ۱۶۷ روستا را تصاحب کرد، ۳ هزار سند روستایی داشت و حدود ۴ هزارو ۵۰۰ سند باغ و مراتع و ۸ هزار سند ششدانگ دیگر متعلق به او بود که با مجموع اسناد دیگر در سال ۱۳۲۰ به ۴۴ هزار سند رسید. ۲۵۴ هزارو ۵۸۵ نفر از مازندران تا خوزستان رعیت املاک رضاخان بودند و درآمد سالانه او به ارقام نجومی می‌رسید که بخش زیادی از آن به حساب بانکی وی در لندن واریز می‌شد.
شاید فروپاشی ارتش افغانستان در مقابل طالبان نشان‌دهنده این حقیقت باشد که حاکمیت کشور‌های وابسته به خارج به هیچ عنوان نمی‌تواند در مقابل فشار‌ها و تهاجمات خارجی مقابله کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار