کد خبر: 1059667
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
امام حسین (ع) قهرمان مبارزه با جریان تحریف با مرور مسائل تلخ و جانکاه واقعه عاشورا، به سؤالی بزرگ برمی‌خوریم که چرا بعد از گذشت ۵۰ سال از فقدان رسول معظم اسلام، مردم جامعه اسلامی چنین بلایی بر سر اهل‌بیت پیامبرشان آوردند؟! در آن نیم‌قرن شوم بعد از نبی، چه بر جامعه اسلامی گذشته بود که به چنین نقطه‌ای رسیده بودند؟! با مطالعه دقیق وقایع آن عصر به این نتیجه می‌رسیم که یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی دستگاه حیله‌گر بنی‌امیه در طول آن سال‌ها بود.
مبین سپهوندی

با مرور مسائل تلخ و جانکاه واقعه عاشورا، به سؤالی بزرگ برمی‌خوریم که چرا بعد از گذشت ۵۰ سال از فقدان رسول معظم اسلام، مردم جامعه اسلامی چنین بلایی بر سر اهل‌بیت پیامبرشان آوردند؟! در آن نیم‌قرن شوم بعد از نبی، چه بر جامعه اسلامی گذشته بود که به چنین نقطه‌ای رسیده بودند؟! با مطالعه دقیق وقایع آن عصر به این نتیجه می‌رسیم که یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی دستگاه حیله‌گر بنی‌امیه در طول آن سال‌ها بود.
یکی از مهم‌ترین این جنگ‌های رسانه‌ای، تحریف در ماجرای قتل خلیفه سوم بود. ناکارآمدی‌ها و فساد‌های متعدد حاکمیتی، باعث نارضایتی‌های گسترده مردم شده بود تا جایی که اقدام به محاصره خانه او کردند. امیرالمؤمنین که نگران سنت شدن خلیفه‌کشی بود، مخالفت خود با این اقدام را علنی کرد و تا جایی که ممکن بود، اقداماتی را در جهت کمک به او انجام داد. در مقابل معاویه به درخواست کمک عثمان هیچ اعتنایی نکرد. پس از کشته شدن خلیفه، معاویه علم خونخواهی عثمان را بلند کرد و با جنگ رسانه‌ای وسیع خود، امیرالمؤمنین و فرزندان او را به عنوان قاتلان خلیفه معرفی کرد! این دروغ بزرگ در فضای روانی جامعه گسترش پیدا کرد و در دوره‌های مختلف تقویت شد. نتیجه این تحریف بزرگ زمانی هویدا شد که عده‌ای برای خونخواهی و گرفتن انتقام از خون عثمان، به جنگ اباعبدالله در کربلا آمدند!
این تنها اقدام تبلیغاتی جریان تحریف بنی‌امیه نبود! معاویه در سال ۵۶ یا ۵۷ ه. ق نامه‌ای به امام حسین (ع) نوشت که در آن به دروغ‌پردازی‌ها و برچسب‌زنی‌های متعدد پرداخته است. برچسب‌هایی مثل جنگ‌طلب، بی‌تدبیر، ناقض‌پیمان، منزوی، بی‌اطلاع و... را به اباعبدالله نسبت می‌دهد و ایشان را مصداق عناوینی مشخص قرار می‌دهد تا از آن‌ها به نفع خود بهره گیرد.
تطمیع یکی دیگر از شگرد‌های رایج معاویه بود. او بسیاری از بزرگان و افراد مؤثر را با همین روش به خود جذب کرد و در دوره‌های مختلف از آن استفاده کرد. وقتی که «زیاد‌بن‌أبیه» هیئت‌هایی برای دیدار با معاویه به دمشق می‌برد، معاویه به بیشتر آن‌ها مبالغ هنگفتی هدیه می‌داد. در یکی از این موارد، هنگامی‌که برمی‌گشتند، همین‌طور که به یکدیگر می‌گفتند هر کسی چقدر گرفته است، مشخص شد که معاویه به هر نفر یکصد هزار دینار داده، ولی به یکی از آن‌ها ۷۰ هزار دینار داده است. او نزد معاویه برگشت و به او گفت: «تو آبروی مرا را در بنی‌تمیم بردی؛ مگر نسب و حسب من بد است یا سن من کم است یا در قبیله‌ام جایگاه ندارم؟ چرا به من هدیه کمتری دادی؟ چرا خساست به خرج داده‌ای و به من کمتر از بقیه هدیه دادی؟» معاویه جمله‌ای در پاسخ به او گفت که بسیار مهم است. او گفت: «إنّی اشتریتُ مِنَ القَومِ دینَهُم»، «من از آن‌ها دینشان را خریدم و پول دین آن‌ها را دادم و با این پولی که دادم، عملاً آن‌ها از دین و اعتقاد خود دست برداشتند! یعنی به وسیله طمع و زرق و برق سکه‌ها، چشم‌های انسان‌های ساده‌اندیش و کوته‌بین را پر می‌کرد تا به خیانت و کوتاهی می‌افتادند.
تهدید و ارعاب از دیگر روش‌های روانی معاویه برای فریب مردم و دور کردن آن‌ها از واقعیات بود. نمونه‌های فراوانی از سیاست تهدید و ارعاب در حکومت او وجود دارد. وقتی «ابن‌زیاد»، «حجر‌بن‌عدی» و یارانش را در کوفه دستگیر کرد و پیش معاویه فرستاد، به آن‌ها گفت که باید تبری بجویید وگرنه شما را خواهم کشت. در نتیجه هفت یا هشت نفر را به شهادت رساندند و شش نفر جان سالم به در بردند. مأموران معاویه در برابر چشمانشان قبر‌هایشان را حفر کردند و کفن‌هایشان را جلوی چشمانشان قرار دادند و گفتند که این قبر و کفن‌های شماست و اگر تبری نجویید، شما را به شهادت می‌رسانیم. آن‌ها جانانه بر باور خود ایستادند و به شهادت رسیدند. با این سیاست فضای روانی جامعه را نسبت به اهل‌بیت و شیعیانشان، در خوف و تهدید قرار می‌داد.
دستگاه فاسد بنی‌امیه با بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ای و تسلطی که بر افکار مردم داشت، سطح فکری و دانایی مردم را پایین نگه می‌داشت. معاویه با جاهل نگهداشتن مردم، به گونه‌ای می‌کوشید همه گرایش‌ها، استعداد‌ها و توانمندی‌های مردم را بدون آنکه خِرد مردم در آن مداخله داشته باشد، در اختیار خود بگیرد. این سیاست دستگاه‌های طاغوتی و شیطانی دنیا در همه تاریخ است. قرآن کریم در مورد فرعون می‌فرماید: فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ. فرعون با همین سیاست، بر ذهن و قلب مردم حاکم شده بود. تفرقه‌افکنی، دروغ‌پردازی، اعتمادسازی کاذب و... سیاست‌ها و راهبرد‌های مختلف جریان تحریف دستگاه بنی‌امیه بود که به وسیله آن مردم را در غفلتی عمیق فرو برده بودند که زمانی به خود آمدند که کسی مثل یزید بر آن‌ها حاکم شده بود!
در روز عاشورا وقتی اباعبدالله به نماز ایستاد، سپاهیان دشمن به سمتشان تیراندازی می‌کردند تا نتوانند نماز بخوانند. چون معتقد بودند امام حسین (ع) کافر است و نمازش باطل! وقتی امام از آن‌ها پرسید مگر من حقی از شما ضایع کرده‌ام؟ چرا این کار را با من می‌کنید؟ همه یکصدا گفتند: بُغضاً لِاَبِیکَ! این همان بغضی بود که امثال معاویه با جنگ روانی در آن سال‌ها، در دل ملت کاشته بودند. نتیجه عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای دشمنان حیله‌گر و جریان تحریف بنی‌امیه بود که در کربلا نمود پیدا کرد.
اباعبدالله الحسین (ع) در طول عمر بابرکت خود با همه توان با دستگاه تبلیغاتی و جریان تحریف حکومت بنی‌امیه مبارزه کرد. اقدامات مختلفی که امام در بزنگاه‌های مهم انجام دادند، گواه این مسئله است. روشنگری، بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی، شکستن ابهت کاذب دشمن، افشای واقعیات پنهان آنها، دعوت به اتحاد، تأکید بر توکل راستین به خدای متعال و... از اقدامات متعدد ایشان است. حرکت شجاعانه و حماسه‌آفرینی‌های اباعبدالله که در برابر چشم تاریخ، قرار دارد و شهادت مظلومانه ایشان در مبارزه با غبارآلودگی‌های روانی و تحریف‌های متعدد سیستم تبلیغاتی بنی‌امیه، برای روشن شدن حق و حقیقت بود. شهادت ایشان خط بطلانی به تمام هجمه‌ها و جنگ‌های رسانه‌ای دشمنان بود. تمام کسانی که به دلیل جنگ روانی امثال معاویه و ابن‌زیاد به خواب غفلت فرو رفته بودند، با شهادت مظلومانه امام حسین (ع) بیدار شدند و در مقابل دستگاه ظلم و فساد ایستادند. حرکت روشنگرانه امام سجاد (ع) و زینب کبری (س) در امتداد حماسه عاشورا، باعث پررنگ شدن و ثمربخشی این حرکت بزرگ شد، تا جایی که به رسوایی کامل دشمن و احیای همیشگی اسلام ناب محمدی انجامید.
امروز و پس از گذشت سال‌ها از آن دوران پر عبرت، آن تقابل بنیادین همچنان موجود و ابزار‌های رسانه‌ای با جلوه‌های جدید و رنگارنگ وجود دارند. جریان تحریف در داخل یا از خارج، با قدرتی مضاعف به دنبال وارونه نشان دادن واقعیت‌هاست. مقام معظم رهبری در بیانیه راهبردی گام دوم انقلاب اینچنین می‌انگارند: در طول این ۴۰ سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبر‌های دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیت‌ها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسنات بزرگ، برنامه همیشگی هزاران رسانه صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملت ایران است.
غفلت از جریان خطرناک تحریف، عدم شناخت دقیق و مقابله صحیح با آن، موجب ایجاد فجایعی می‌شود که جبران آن‌ها سخت و گاهی محال است و اگر این جریان شکست بخورد، اتفاقات مثبت بسیاری رقم می‌خورد. همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: به موازات تحریم یک جریان تحریف هم هست. تحریف حقایق، واژگون نشان دادن واقعیّات، چه واقعیّات کشور ما، چه واقعیات مرتبط با کشور ما، اگر جریان تحریف شکست بخورد جریان تحریم قطعاً شکست خواهد خورد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار